معنی دمیم

دمیم
معادل ابجد

دمیم در معادل ابجد

دمیم
  • 94
حل جدول

دمیم در حل جدول

  • بدمنظر و زشت رو
  • بد منظر و زشت رو
فرهنگ معین

دمیم در فرهنگ معین

  • (دَ مِ) [ع.] (ص.) بدمنظر، زشت رو.
لغت نامه دهخدا

دمیم در لغت نامه دهخدا

  • دمیم. [دَ] (ع ص) حقیر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (آنندراج). || زشت رو. ج، دمام. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (ازغیاث) (از آنندراج) (از اقرب الموارد):
    چون وزیر و میر و مستوفی تو باشی کی بود
    مدحت آرای وزیر و میر و مستوفی دمیم.
    سوزنی.
    مأمنش مسکن صبیح و دمیم
    خاطرش ناقد کریم و لئیم.
    سنایی.
    - دمیم الخلقه، زشت منظر. که خلقتی ناموزون دارد. که تناسب اندام ندارد. بدقواره. مقابل مستوی الخلقه: و طلحه مردی دمیم الخلقه بود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

دمیم در فرهنگ عمید

  • زشت،

    زشت‌رو،

    حقیر و پست،
فرهنگ فارسی هوشیار

دمیم در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ پست، زشتروی، خرد ‎- 4 انداینده روغن مالیدنی
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب