معنی دنس

دنس
معادل ابجد

دنس در معادل ابجد

دنس
  • 114
حل جدول

دنس در حل جدول

فرهنگ معین

دنس در فرهنگ معین

  • چرکین، پلید، ریمناک، زشت خوی، بد خلق، جمع ادناس. [خوانش: (دَ نِ) [ع. ] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

دنس در لغت نامه دهخدا

  • دنس. [دَ ن َ] (ع مص) ریمناک شدن جامه. (از منتهی الارب) (آنندراج). شوخگن شدن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). چرک و چرکناک شدن. (غیاث). چرکین شدن. چرکن شدن. (یادداشت مؤلف). || معیوب و زشت گردیدن عرض و خلق. (از منتهی الارب) (آنندراج). توضیح بیشتر ...
  • دنس. [دَ ن َ] (ع اِ) ریمناکی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). وسخ. شوخگنی. شوخ. پلیدی. ناپاکی. (یادداشت مؤلف). چرکنی. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • دنس. [دَ ن ِ] (ع ص) آلوده به ریم. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). شوخگن. (نصاب الصبیان). چرک آلوده که به هندی میلا گویند (غیاث). ناپاک. چرکین. (یادداشت مؤلف). مرد آلوده ابرو و زشت خو. ج، ادناس، مدانیس. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). زشت خوی. بدخلق. (یادداشت مؤلف). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

دنس در فرهنگ عمید

  • آلودگی، پلیدی،
فرهنگ فارسی هوشیار

دنس در فرهنگ فارسی هوشیار

  • نا کس و بی غیرت و بیقدر و حقیر و فرومایه پلیدی، ریم
فرهنگ فارسی آزاد

دنس در فرهنگ فارسی آزاد

  • دَنَس، چرک-ناپاکی و پلیدی-لکّه چرک (جمع: اَدناس)
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید