معنی دوشیزه

دوشیزه
معادل ابجد

دوشیزه در معادل ابجد

دوشیزه
  • 332
حل جدول

دوشیزه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

دوشیزه در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

دوشیزه در فرهنگ معین

  • (زِ) (اِمصغ.) دختر، دختر شوهر نکرده.
لغت نامه دهخدا

دوشیزه در لغت نامه دهخدا

  • دوشیزه. [زِ / زَ] (ص، اِ) دخترک نارسیده که مساس نکرده باشندش و به تازیش باکره خوانند. (شرفنامه ٔ منیری). دختر بکر و زن جوان که هنوزنزدیک مرد نشده باشد. (غیاث). دختر بکر را گویند. (فرهنگ جهانگیری) (برهان) (آنندراج). باکره و ماری و دختر بکر و زنی که مرد در وی دخول نکرده باشد. ج، دوشیزگان. (ناظم الاطباء). باکره. مقابل بیوه و کالم و ثیب و ثیبه. دختری شوی نادیده. دختر که مرد ندیده باشد. (یادداشت مؤلف). عذراء. (منتهی الارب) (دهار): ابکار؛ دوشیزگان. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

دوشیزه در فرهنگ عمید

  • بانوی جوان شوهرنکرده، دختر،
فارسی به انگلیسی

دوشیزه در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

دوشیزه در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

دوشیزه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) بکر (اعم از مرد و زن)، دختر بکر جمع دوشیزگان یا دوشیزگان جنت حوران بهشتی. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

دوشیزه در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب