معنی دیو

دیو
معادل ابجد

دیو در معادل ابجد

دیو
  • 20
حل جدول

دیو در حل جدول

  • مظهر پلیدی
  • غول
  • نماد پلیدی
  • موجود خیالی، مظهر پلیدی، هیولای داستانی
مترادف و متضاد زبان فارسی

دیو در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • ابلیس، اهرمن، اهریمن، روح‌پلید، شیطان، عفریت،
    (متضاد) فرشته، ملک. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

دیو در فرهنگ معین

  • موجودی خیالی شبیه به انسان، اما بسیار تنومند و زشت دارای شاخ و دُم، ابلیس، شیطان. [خوانش: [په. ] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

دیو در لغت نامه دهخدا

  • دیو. [وْ] (اِ) نوعی از شیاطین. (برهان). شیطان و ابلیس. (ناظم الاطباء). شیطان. (ترجمان القرآن). آهرمن. (فرهنگ اسدی طوسی). اهرمن:
    بکار آور آن دانشی کت خدیو
    بداده ست و منگر بفرمان دیو.
    بوشکور.
    فانسیه الشیطان، دیو فراموش کرد آن غلام را با یاد نیایدش. (ترجمه ٔ طبری بلعمی).
    درست از همه کارش آگاه کرد
    که مر شاه را دیو گمراه کرد.
    دقیقی.
    از اندیشه ٔ دیو باشید دور
    گه جنگ دشمن مجویید سور.
    فردوسی.
    بماهوی گفت ای بداندیش مرد
    چرا دیو چشم ترا خیره کرد. توضیح بیشتر ...
  • دیو. [وْ] (هندی، اِ) دیب. جزیره (به زبان مردم هند): مالدیو. لاکدیو. (یادداشت دهخدا). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

دیو در فرهنگ عمید

  • موجود خیالی و افسانهای که هیکل او شبیه انسان اما بسیار تنومند و زشت و مهیب و دارای شاخ و دم بوده،
    [قدیمی، مجاز] موجود گمراه‌کننده و بدکار نظیر شیطان،
    [قدیمی] مردان قوی‌هیکل و دلاور. δ مراد از دیوهای مازندران مردان تنومند بوده که پوشاکی از پوست حیوانات بر تن می‌کرده‌اند،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

دیو در فارسی به انگلیسی

  • Bogy, Daemon, Demon, Devil, Giant, Goblin, Monster, Ogre
فارسی به ترکی

دیو در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

دیو در فارسی به عربی

  • تمثال، شبح، شریر، شیطان، عربه
تعبیر خواب

دیو در تعبیر خواب

  • دیو در خواب دین دشمنی بزرگ است مکار و فریفته. اگر کسی بیند که دیو او را دنبال کرد، دلیل که توبه باید کردن از کارهای ناصواب تا دشمنان قصد او نکنند و بر وی ظفر نیابند. اگر بیند که با دیو جنگ کرد و بر وی غلبه کرد، دلیل که دین او درست و قوی است. - محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...
  • اگر کسی دیو را خرم و شادمان بیند، دلیل که به فساد آید و به هو ا و شهوت مشغول شود. اگر دیو را غمگین بیند، دلیل که به صلاح و عبادت مشغول شود. اگر بیند که دیو جامه از تن برکشید، دلیل که اگر عامل بود از عمل معزول شود. اگر دهقان بود، وی رامحنت رسد. اگر بیند که دیوان او را اسیری بردند، دلیل که به رسوائی مشهور شود. اگر بیند که با دیو صحبت کرد، دلیل که گناهی بزرگ از وی صادر شود. اگر بیند که با دیوان سخن گفت، دلیل است با دشمن اهل صلاح یکی بود و ایزد تعالی مراد ایشان ندهد. توضیح بیشتر ...
  • اگر بیند که با دیو طعام و شراب میخورد، دلیل بود که بر فساد گراید و مطاوعت دیو کند. اگر به خلاف این بیند، دلیل است که بر راه صلاح و خیر آید و تابع دین شود. اگر بیند دیو را بگرفت یا دیو در شکم او شد، دلیل که به فساد مشغول شود. - اسماعیل بن اشعث. توضیح بیشتر ...
  • دیدن دیو در خواب بر شش وجه است. اول: دیار دشمن. دوم: فساد دین. سوم: شهوت و هوای نفس. چهارم: از طاعت دور بودن. پنجم: از اهل اصلاح دوری جستن. ششم: خوردن چیزی حرام. - امام جعفر صادق علیه السلام. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

دیو در فرهنگ فارسی هوشیار

  • موجود خیالی و افسانه ای که هیکل او شبیه به انسان اما بسیار تنومند و زشت ومهیب است. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

دیو در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

دیو در فارسی به آلمانی

  • Daemon, Masc. [noun], Teufel (m)
واژه پیشنهادی

دیو در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه