معنی ذهنی

ذهنی
معادل ابجد

ذهنی در معادل ابجد

ذهنی
  • 765
حل جدول

ذهنی در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

ذهنی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • درونی، باطنی، عقلی،

    (متضاد) عینی
فرهنگ معین

ذهنی در فرهنگ معین

  • (~.) [ع - فا.] (ص نسب.) درونی، باطنی.
لغت نامه دهخدا

ذهنی در لغت نامه دهخدا

  • ذهنی. [ذِ] (ع ص نسبی) منسوب بذهن. درونی. باطنی. عقلی. وجود ذهنی. مقابل وجود عینی و وجود خارجی
    - ذهنی شدن امری و مطلبی، نیک در ذهن جای گرفتن. نیک بیاد ماندن. مرکوز ذهن، مرکوز خاطر شدن. مرتکز ذهن و خاطر گردیدن. توضیح بیشتر ...
  • ذهنی. [ذِ] (اِخ) نام چهار تن شاعر عثمانی است. یکی از آنان بنام مومچی زاده بالی چلبی معروف است و مدتی قضای اسکدار و سپس قضای غلطه رانده است و به سال 983 هَ. ق. درگذشته است، دیگری از مردم اسلامبول و نام او نیز بالی است و پاره ای مشاغل دیوانی نیز داشته است. و بعهد سلطان سلیم خان ثانی میزیسته است. سومی بغدادی است و نامش عبدالداثم است و بنام نجف زاده معروف است و ظاهراً اصلاً ایرانی است و شعر بفارسی و ترکی هر دو می سروده و در موسیقی نیز ماهر بوده و به زمان سلطان مرادخان ثالث بوده است. توضیح بیشتر ...
  • ذهنی. [ذِ] (اِخ) هو ثانی الدفتری. المتوفی (917) او را دیوانیست بترکی. (کشف الظنون). توضیح بیشتر ...
  • ذهنی. [] (اِخ) شاعری از مردم کاشان و بیت ذیل از اوست:
    نرنجیم با غیر اگر خو کنی
    تو با ماچه کردی که با او کنی.
    (نقل از قاموس الاعلام ترکی). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ذهنی در فرهنگ عمید

  • مربوط به ذهن،
    ایجادشده به‌وسیلۀ ذهن،
    [مقابلِ عینی] جا‌گرفته در ذهن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

ذهنی در فارسی به انگلیسی

  • Conceptual, Heuristic, Ideal, Mental, Notional, Subjective
فارسی به ترکی

ذهنی در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

ذهنی در فارسی به عربی

  • جوهری، روحی، مثقف
فرهنگ فارسی هوشیار

ذهنی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (صفت) منسوب به ذهن درونی باطنی عقلی. یا وجود ذهنی وجود شی ء در ذهن شخص مقابل وجود عینی وجود خارجی. ‎ هوشی، درونی. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
عبارت های مشابه