معنی رادیو

رادیو
معادل ابجد

رادیو در معادل ابجد

رادیو
  • 221
حل جدول

رادیو در حل جدول

  • اختراعی از مارکنی ایتالیایی
فرهنگ معین

رادیو در فرهنگ معین

  • (یُ) [فر. ] (اِ. ) دستگاه گیرنده که صوت را از فواصل دور ضبط و پخش کند. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

رادیو در لغت نامه دهخدا

  • رادیو. [ی ُ] (فرانسوی، اِ) از «بی سیم - پرتو مجهول » مصدر آن رادیه، بمعنی شعاع دادن، شعاع افکندن، پرتو دادن، پرتو افکندن که بصورت اسمی و صفتی هر دو بکار رود در صورت صفتی بمعنی مشعشع و نورانی و در صورت اسمی علامت اختصاری رادیوتلگرافی، رادیوتلفنی، و رادیوگرافی است. و در فارسی به ابزاری برقی (الکتریکی) اطلاق شود که صوت را از فواصل دور ضبط و پخش کند و آن عبارت از دستگاه گیرنده ای است که امواج صوت را از مرکز یا استودیوی خاصی پخش میکند و هم اکنون از بزرگترین وسایل تبلیغی و سیاسی و فرهنگی بشمار میرود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

رادیو در فرهنگ عمید

  • (برق) دستگاه گیرندۀ امواج صوتی که به‌وسیلۀ برق یا باتری کار میکند،
    مرکز فرستندۀ امواج صوتی،
    [مجاز] سازمانی که از طریق مرکز فرستندۀ امواج صوتی به پخش برنامه‌های مختلف می‌پردازد،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

رادیو در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

رادیو در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

رادیو در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

رادیو در فارسی به عربی

  • رادیو، لاسلکی، إذاعه
تعبیر خواب

رادیو در تعبیر خواب

  • رادیو دوستی است که فقط حرف می زند ولی گوش شنوا ندارد. نصیحت می کند اما هیچ استدلالی را نمی پذیرد و چه بسا یک سخن را چند بار بگوید اما تعبیر اخلاق و رفتار شما را نمی فهمد و درک نمی کند. چنانچه در خواب رادیوئی دیدید البته هیچ تعبیر ی ندارد چون رادیو چیزی است که همه جا هست و همه کس نوعی از آن را دارد و نمی تواند محور خواب باشد مگر اینکه وضع غیر معمول داشته باشد یا مطالبی غیر متعارف از آن بشنویم. همان طور که گفته شد رادیو دوستی است محب و خیر خواه که فقط گوینده است و زیاد هم حرف می زند ولی به هیچ وجه بد خواه نیست و کلا نظر در اصلاح و بهبود شما دارد. توضیح بیشتر ...
  • رادیو: شما خبری دریافت خواهید کرد که برایتان بسیار مهم است - لوک اویتنهاو. توضیح بیشتر ...
عربی به فارسی

رادیو در عربی به فارسی

  • رادیو , رادیویی , با رادیو مخابره کردن , پیام رادیویی فرستادن. توضیح بیشتر ...
ترکی به فارسی

رادیو در ترکی به فارسی

فرهنگ فارسی هوشیار

رادیو در فرهنگ فارسی هوشیار

  • بمعنی شعاع دادن، شعاع افکندن، پرتو افکندن که بصورت اسمی و صفتی هر دو بکار می رود. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

رادیو در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

رادیو در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه
نوشته‌های بلاگ جدولیاب