معنی راوند

راوند
معادل ابجد

راوند در معادل ابجد

راوند
  • 261
حل جدول

راوند در حل جدول

  • منطقه‌ای در کاشان
  • بیخ ریواس
لغت نامه دهخدا

راوند در لغت نامه دهخدا

  • راوند. [وَ] (اِ) ریسمانی که خوشه های انگور بر آن آویزند و جامه و فوطه و ازار و لنگی و مانند آن بر بالای وی اندازند. (ناظم الاطباء) (برهان) (از آنندراج) (انجمن آرا). || ریوند. (ناظم الاطباء). لغتی است در ریوند چینی در تداول عامه. (منتهی الارب). ریوند را نیز گویند و آن دواییست مشهور ومعروف و گویند ریوند بیخ ریواس است و آن چینی و خراسانی می باشد، چینی را برای مردمان و خراسانی را برای دواب و چهارپایان دیگر استعمال کنند. توضیح بیشتر ...
  • راوند. [وَ] (اِخ) شهری است نزدیک کاشان و اصفهان که حمزه گفته است اصل آن راهاوند بمعنی خیر مضاعف است. (از معجم البلدان ج 4). نام قصبه ای است از بخش مرکزی شهرستان کاشان واقع در یازده هزارگزی شمال باختری کاشان، سر راه شوسه ٔ کاشان بقم. این قصبه در دامنه ٔ کوه واقع شده وهوای آن معتدل و جمعیت آن در حدود 1910 تن است. آب راوند از رودخانه نابر تأمین میشود ومحصول عمده ٔ آن غلات، میوه، خربزه و هندوانه است. پیشه ٔ مردم کشاورزی و دامپروری است و زنان ببافتن قالی اشتغال میورزند. توضیح بیشتر ...
  • راوند. [وَ] (اِخ) نام جاییست از توابعقزوین. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا). ظاهراً نام «رامند» که بلوکیست در جنوب قزوین اشتباه شده است. توضیح بیشتر ...
  • راوند. [وَ] (اِخ) شهری قدیمی است در موصل که گویند آن را راوند اکبربن بیوراسف ضحاک بنا نهاده است. (از معجم البلدان ج 4). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

راوند در فرهنگ عمید

فرهنگ گیاهان

راوند در فرهنگ گیاهان

  • ریوند، ریشه ریواس
فرهنگ فارسی هوشیار

راوند در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ریسمانی که خوشه های انگور بر آن آویزند
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب