معنی رایج

رایج
معادل ابجد

رایج در معادل ابجد

رایج
  • 214
حل جدول

رایج در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

رایج در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • باب، رواج، شایع، متداول، متعارف، مد، مرسوم، معمول،
    (متضاد) منسوخ، نامتداول. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

رایج در فرهنگ معین

  • (یِ) [ع.] (اِفا.) جاری، روان.
لغت نامه دهخدا

رایج در لغت نامه دهخدا

  • رایج. [ی ِ] (ع ص) رائج. اسم فاعل از «روج ». روا. (دهار) (ناظم الاطباء). روان و جاری. (منتهی الارب). روان. (دهار). مقابل ناروا. که بستانند. که بردارند. مقابل نارایج که بهیچش نستانند. خریدارگیر. هر چیز که روایی داشته باشد و در داد و ستد همه کس آنرا بردارد و بپذیرد و معمول و متداول عمومی باشد. (ناظم الاطباء).
    - رایج الوقت، بمقتضای وقت و ترتیبات زمان. (ناظم الاطباء).
    || زری که در دارالضرب مسکوک شده باشد. مقابل خارج که آن کم عیار و قلب است. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

رایج در فرهنگ عمید

  • روان، روا،

    (اسم) پول یا کالایی که طالب و خریدار داشته باشد،
فارسی به انگلیسی

رایج در فارسی به انگلیسی

  • Common, Current, Fashionable, Going, New, Now, Popular, Prevailing, Prevalent, Regnant, Running, Standard, Trendy, Vogue, Widespread. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

رایج در فارسی به عربی

  • ذهاب، سریع، طیار
فرهنگ فارسی هوشیار

رایج در فرهنگ فارسی هوشیار

  • روا، روان و جاری، خریدارگیر، هر چیز که روائی داشته باشد و در داد و ستد همه کس آنرا بردارد و بپذیرد و معمول و متداول عموم باشد. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

رایج در فارسی به آلمانی

  • Aktuell, Funktionierend, Gegenwärtig, Gehend, Geschwindigkeit (f), Laufend, Momentan [adjective], Strom (m), Strömung (f), Weggehend. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه