معنی ربیب

ربیب
معادل ابجد

ربیب در معادل ابجد

ربیب
  • 214
حل جدول

ربیب در حل جدول

فرهنگ معین

ربیب در فرهنگ معین

  • (رَ) [ع.] (اِ.) پسر زن از شوهر پیشین.
لغت نامه دهخدا

ربیب در لغت نامه دهخدا

  • ربیب. [رَ] (ع ص، اِ) پرورده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): افاضل و اماثل جهان رضیع احسان و ربیب انعام ایشان شده. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 240). امیر ابونصر. ربیب دولت و شیخ مملکت بود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 240). || عهد و پیمان داده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). معاهد و اهل میثاق. (ناظم الاطباء). || پادشاه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || پسرزن. ج، اَرِبّاء. (دهار) (زمخشری). || پسر زن مرد از غیر او. توضیح بیشتر ...
  • ربیب. [رَ] (اِخ) نام جد حسین بن ابراهیم محدث. (منتهی الارب) (آنندراج). || از اعلام است. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ربیب در فرهنگ عمید

  • پسری که زوجۀ شخص از شوهر سابق خود داشته باشد، ناپسری، پسراندر،
    پرورده،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

ربیب در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ پسر اندر فرزندان از شوی پیشین ناپسری، پرورده، پیمان سپرده، گوسپند خانگی، بره ی خانگی، پادشاه (اسم) پسر زوجه شخص از شوهر سابق وی پسر زن پسر اندر، شوهر مادر. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

ربیب در فرهنگ فارسی آزاد

  • رَبِیب، پسر ناتنی- پسر زن شخص از همسر قبلی او- پدر ناتنی- مَلِک (جمع: اَرِبَّه- اِرِبّاء). توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب