معنی رزمه

رزمه
معادل ابجد

رزمه در معادل ابجد

رزمه
  • 252
حل جدول

رزمه در حل جدول

فرهنگ معین

رزمه در فرهنگ معین

  • (رَ مِ) [ع. رزمه] (اِ.) بقچه لباس.
لغت نامه دهخدا

رزمه در لغت نامه دهخدا

  • رزمه. [رَ م َ / م ِ] (از ع، اِ) رزمه. بقچه ٔ بزرگ. (فرهنگ خطی). بوقچه ٔرخت. (ناظم الاطباء) (لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف) (غیاث اللغات) (از برهان). بسته ٔ قماش. (آنندراج) (از شعوری ج 2 ص 15). بقچه. (یادداشت مؤلف). بَلْغُنْده. (دهار) (یادداشت مؤلف):
    زایر کز آنجا بازگردد برد
    دیبا به تخت و رزمه و زر به من.
    فرخی.
    با جامه ٔ زری زرد چون شنبلید
    با رزمه ٔ سیمی پاک چون نسترن.
    فرخی.
    صد و سی هزار از خز و پرنیان
    دوصد رزمه، نوحله ٔ چینیان. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

رزمه در فرهنگ عمید

  • بقچۀ لباس، بستۀ رخت، پشتوارۀ جامه، لنگۀ بارقماش،
فارسی به انگلیسی

رزمه در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

رزمه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • پشتواره ای جامه پلونده بلغنده (بقچه) هدایت در فرهنگ ناصری می نویسد: ((رزمه فارسی است در لغت عربی نیز آورده اند)) (اسم) بوقچه رخت بسته لباس، لنگه بار قماش و اثاثه پشتواره. یا روی رزمه اصطلاحی است که در مورد تفوق و رجحان کسی بر دیگری استعمال شود (نسائم الاسحار 183 ببعد) . توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه