معنی رنین

رنین
معادل ابجد

رنین در معادل ابجد

رنین
  • 310
حل جدول

رنین در حل جدول

  • آنزیمى در معده
  • پروتئین پنیر
فرهنگ معین

رنین در فرهنگ معین

  • (رَ) [ع.] (اِ.) ناله زار.
لغت نامه دهخدا

رنین در لغت نامه دهخدا

  • رنین. [رَ] (ع مص) بانگ کردن بزاری. (مصادر زوزنی). فریاد کردن. (از منتهی الارب). صیحه زدن و صوت را برای گریه بلند کردن. (از اقرب الموارد). رَنّه. (از منتهی الارب). ناله و زاری کردن. || بانگ کردن کمان. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغه). تَرنین. تَرنیه. اِرنان. (از معجم متن اللغه). || رَن َّ الیه رنیناً؛ گوش کرد به سوی او. (اقرب الموارد) (از معجم متن اللغه). اِرنان. (از معجم متن اللغه) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • رنین. [رَ] (ع اِ) مطلقاً بمعنی صوت است و گویند صوت همراه با گریه را نیز گویند و در اساس آمده: «سمعت له رَنَّهً و رَنیناً»؛ ای صیحهًحزینهً. (از اقرب الموارد). رَنّه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه). رجوع به رَنّه شود. || بانگ کمان. (دهار) (معجم متن اللغه). توضیح بیشتر ...
عربی به فارسی

رنین در عربی به فارسی

  • سنج , ترتیب زنگهای موسیقی , سازیاموسیقی زنگی , صدای سنج ایجادکردن , ناقوس رابصدا دراوردن , جرنگ جرنگ , صدای جرنگ , صدای جرنگ جرنگ کردن , طنین داشتن , دارای طنین کردن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

رنین در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

رنین در فرهنگ فارسی آزاد

  • رَنِین، (رَنَّ-یَرِنُّ) بصدای بلند خواندن- صیحه نمودن- بلند گریه کردن- بصدا در آمدن زنگها و جرس ها. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید