معنی رها

رها
معادل ابجد

رها در معادل ابجد

رها
  • 206
حل جدول

رها در حل جدول

  • ول
  • نجات یافته
  • آزاد و وارسته
  • از بند رسته
  • آزاد و وارسته، نجات یافته
  • یله
مترادف و متضاد زبان فارسی

رها در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آزاد، خلاص، فارغ، مرخص، مستخلص، وارسته، بی‌بند، پراکنده، پرت، ترک، متروک، واگذار، ول، ولو، یله. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

رها در فرهنگ معین

  • (رَ) (ص فا.) خلاص شده.
لغت نامه دهخدا

رها در لغت نامه دهخدا

  • رها. [رَ] (نف) خلاص. (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء). جدا. آزاد:
    ز شادی مبادا دل او رها
    شدم من ز غم در دم اژدها.
    فردوسی.
    رها نیست از مرگ پران عقاب
    چو در بیشه شیر و چو ماهی در آب.
    فردوسی.
    رها نیست از چنگ و منقار مرگ
    سرپشه و مور تا پیل و کرگ. توضیح بیشتر ...
  • رها. [رُ] (اِخ) رهاء. شهری است در جزیره مابین موصل و شام که اکنون معروف به ادسا می باشد. (ناظم الاطباء). رها شهری است خرم [از جزیره] و بیشتر مردمان وی ترسایان اند و اندر وی یکی کنیسه است که اندر همه ٔ جهان کنیسه ای از آن بزرگتر و آبادان تر و عجب تر نیست و سوادی خرم دارد و اندر وی رهبانان اند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

رها در فرهنگ عمید

  • آزاد، یله، بی‌قیدوبند،
    * رها شدن: (مصدر لازم) آزاد شدن، نجات یافتن از قیدوبند،
    * رها کردن: (مصدر متعدی) آزاد کردن، ول کردن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

رها در فارسی به انگلیسی

  • Free, Deliverance, Disengaged, Emancipation, Escape, Liberation, Loose, Redemption, Release, Rescue, Salvation, Unbound, Desertion. توضیح بیشتر ...
نام های ایرانی

رها در نام های ایرانی

  • دخترانه، آزاد، نجات یافته، آزاد
گویش مازندرانی

رها در گویش مازندرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

رها در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ پهلوی

رها در فرهنگ پهلوی

  • مقامی در موسیقی ایرانی، آزاد
فارسی به ایتالیایی

رها در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه