معنی ریاضی

ریاضی
معادل ابجد

ریاضی در معادل ابجد

ریاضی
  • 1021
فرهنگ معین

ریاضی در فرهنگ معین

  • منسوب به ریاضت، نزد قدما یکی از شعب حکمت نظری که اصول آن عبارت است از: الف - هندسه. ب - علم عدد. ج - نجوم. د - علم تألیف. [خوانش: [ع. ] (ص نسب. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

ریاضی در لغت نامه دهخدا

  • ریاضی. (ع ص نسبی) منسوب است به ریاضت. (فرهنگ فارسی معین). || منسوب به ریاضت به معنی رام کردن اسب توسن:
    چو ریاضیش کند رائض چون کبک دری
    بخرامد به کشی در ره و برگردد باز.
    منوچهری.
    || (اِ) علم الریاضیات. علمی است که عرض آن درک مقادیر است و برحساب و جبر و مقابله و مساحت و. اطلاق می شود. (از المنجد). در تداول حکمای قدیم قسمی است از اقسام سه گانه ٔ حکمت و آن سه قسم این است:طبیعی، ریاضی، الهی. در ریاضی بحث می شود از اموری که فقط در وجود خارجی محتاج بسوی ماده باشند چنانکه مقدار و عدد خاص که موجود مادیات است نه مطلق عدم و اقسام علم ریاضی چند است: علم هندسه و علم عدد (حساب) و علم نجوم و علم موسیقی و علم مناظر و مرایا و علم جبر و مقابله و علم جراثقال. توضیح بیشتر ...
  • ریاضی. (اِخ) او راست: 1- دستورالعمل در ضروب امثال فارسی. 2- ریاض الشعراء و آن را به سال 916 هَ. ق. به اتمام رساند. (یادداشت مؤلف). صاحب کشف الظنون گوید: آن را به سال 1019 هَ. ق. به سلطان احمد اهدا کرد. و نیز رجوع به کشف الظنون ج 1 ص 936 شود. توضیح بیشتر ...
  • ریاضی. (اِخ) امام الدین ریاضی فرزند مولانا لطف اﷲ مهندس متوفای 1145 هَ. ق. از گویندگان قرن 12 هجری بود. بیت زیر از اوست:
    رگ گل کرد آن گلچهره هر تار نهالی را
    ازین اندیشه گلها داغ شد پر سینه قالی را.
    (از قاموس الاعلام ترکی).
    رجوع به فرهنگ سخنوران و مأخذ مندرج درآن شود. توضیح بیشتر ...
  • ریاضی. (اِخ) امام الدین ریاضی سمرقندی متولد و متوفای سمرقند از گویندگان قرن نهم بود. بیت زیر از اوست:
    ستاره ایست در گوش آن هلال ابرو
    ز روی حسن به خورشید می زند پهلو.
    (از مجالس النفائس ص 48) (فرهنگ سخنوران). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ریاضی در فرهنگ عمید

  • (ریاضی) علمی که دربارۀ مقادیر و اعداد بحث می‌کند و شامل حساب، جبر، مقابله، و هندسه است،
    (صفت نسبی، منسوب به ریاضَه) مربوط به ریاضیات،
    (صفت نسبی، منسوب به ریاضَه، اسم) از رشته‌های دبیرستانی،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

ریاضی در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

  • انگارش، رایشگری، رایش، رایگری
فارسی به انگلیسی

ریاضی در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

ریاضی در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

ریاضی در فارسی به عربی

عربی به فارسی

ریاضی در عربی به فارسی

  • ورزشکار , پهلوان , قهرمان ورزش , معلم زورخانه , قهرمان ژیمناستیک , ورزش دوست , ورزشکار جوانمرد. توضیح بیشتر ...
  • ورزشی , پهلوانی , تنومندی , ورزشکار , ژیمناستیک , ریاضی
فرهنگ فارسی هوشیار

ریاضی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • علمی است که غرض آن درک مقادیر است و بر حساب و جبر و مقابله و مساحت و غیره اطلاق میشود، ریاضی و علم الریاضیات. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

ریاضی در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید