معنی ریسیدن

ریسیدن
معادل ابجد

ریسیدن در معادل ابجد

ریسیدن
  • 334
حل جدول

ریسیدن در حل جدول

فرهنگ معین

ریسیدن در فرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

ریسیدن در لغت نامه دهخدا

  • ریسیدن. [دَ] (مص) رشتن. تافتن. ریسمان ساختن. (ناظم الاطباء). رشتن پنبه. تافتن پشم و ابریشم وامثال آن. (برهان) (آنندراج) (از انجمن آرا). رشته ٔپنبه و پشم از چرخه تافتن. (غیاث اللغات). تابیدن رشته ها با دوک یا چرخ و غیره: ریسیدن نخ. ریسیدن ریسمان. (یادداشت مؤلف). || بانگ زدن. فغان وفریاد کردن. || زاری کردن. || کوشش کردن. || پاشیدن و پراکنده کردن. || تخلیه ٔ شکم کردن و ریدن. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ریسیدن در فرهنگ عمید

  • ابریشم، پشم، یا پنبه را تاب دادن و به ‌شکل نخ یا ریسمان درآوردن، تابیدن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

ریسیدن در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

ریسیدن در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

ریسیدن در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

ریسیدن در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (مصدر) (رشت ریسد خواهد رشت بریس ریسنده رشته) پنبه یا پشم را با دوک ریسیدن تافتن تابیدن: }} می آسوده در مجلس همی گشت رخ میخواره همچون می همی رشت ‎{{ (ویس و رامین). توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب