معنی زایش

زایش
معادل ابجد

زایش در معادل ابجد

زایش
  • 318
حل جدول

زایش در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

زایش در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • تناسل، تولیدمثل، زادوولد، زاییدن، تولد، میلاد، ولادت،
    (متضاد) مرگ. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

زایش در فرهنگ معین

  • (یِ) (اِمص.) عمل زاییدن.
لغت نامه دهخدا

زایش در لغت نامه دهخدا

  • زایش. [ی ِ] (اِمص) زائیدن. (آنندراج) (برهان قاطع). اسم مصدر زائیدن. (حاشیه ٔ برهان چ معین). عمل وضع حمل: ستوران هم از اول زایش آشناور باشند. (جامع الحکمتین ص 26 از دکتر معین در حاشیه ٔ برهان قاطع: زایش).
    سنگ بی نمج و آب بی زایش
    همچو نادان بود بآرایش.
    || مجازاً، عمل تولید کردن. بوجود آوردن. انتاج:
    آن بحر گهرپاش که در علم چنوئی
    هر چارگهر را گه زایش پسری نیست.
    سنائی.
    || اسم از زادن. (حاشیه ٔ برهان قاطع بقلم دکتر معین). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

زایش در فرهنگ عمید

  • زایمان، عمل زاییدن، بچه آوردن،
فارسی به انگلیسی

زایش در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

زایش در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

زایش در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) عمل زاییدن ولادت.
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید