معنی زمام

زمام
معادل ابجد

زمام در معادل ابجد

زمام
  • 88
حل جدول

زمام در حل جدول

  • مهار، عنان، دهانه، لجام، لگام، افسار
  • مهار و عنان
مترادف و متضاد زبان فارسی

زمام در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • افسار، دهانه، عنان، لجام، لگام، مهار
فرهنگ معین

زمام در فرهنگ معین

  • (زِ) [ع.] (اِ.) مهار، عنان.
لغت نامه دهخدا

زمام در لغت نامه دهخدا

  • زمام. [زِ] (ع اِ) مهار و رشته که در جوف بینی شتر بندند و بر وی مهار بندند. ج، ازمه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از فرهنگ فارسی معین). مهار و عنان شتر و اسب. ج، ازمه. (فرهنگ فارسی معین). مهار شتر باشد. توضیح بیشتر ...
  • زمام. [زُم ْ ما] (ع ص، اِ) هر علف بلندی. (ناظم الاطباء). گیاه بلند. (از اقرب الموارد). رجوع به زُمّان شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

زمام در فرهنگ عمید

  • مهار، افسار،

    [مجاز] اختیار: زمام کشور در دست بیگانگان است،
فارسی به انگلیسی

زمام در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

زمام در فارسی به عربی

عربی به فارسی

زمام در عربی به فارسی

  • افسار , زمام , عنان , لجام , افسار کردن , کنترل , ممانعت , لجام زدن , راندن , مانع شدن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

زمام در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ ریسمان، افسار لگام ‎- 3 پیشوا رهبر گیاه بلند (اسم) رشته ای که در جوف بینی شتر کنند و بروی مهار بندند، مهار عنان (شتر و اسب) جمع ازمه. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

زمام در فرهنگ فارسی آزاد

  • زِمام، افسار- عِنان- مِهار (جمع: اَزِمَّه)
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید