معنی زنبیل

زنبیل
معادل ابجد

زنبیل در معادل ابجد

زنبیل
  • 99
حل جدول

زنبیل در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

زنبیل در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

زنبیل در فرهنگ معین

  • (زَ) (اِ.) سبدی که از الیاف گیاهی بافند.
لغت نامه دهخدا

زنبیل در لغت نامه دهخدا

  • زنبیل. [زَم ْ] (اِ) بمعنی زنبیر است که چیزها در آن نهند و از جایی به جایی برند. (برهان). سبد مانندی که از حصیر یا برگهای خرما بافند و بر آن دسته ای نصب کنند و چیزهای خوردنی مانند گوشت وپنیر و جز آن در وی گذاشته حمل و نقل کنند. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). ظرفی است که از حصیر و چوبهای نازک بافند و بر آن دسته نهند و از جایی به جایی برند. (انجمن آرا) (آنندراج). چرمی است که گدایان در آن چیزهای دریوزه نگاهدارند. توضیح بیشتر ...
  • زنبیل. [زِم ْ / زَم ْ] (ع اِ) کیسه و انبان و جز آن. (منتهی الارب). زبیل. (دهار). زبیل. انبان. خنور. || کدوی خشک میان تهی که زنان در وی پنبه و جز آن نهند. ج، زنابیل. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • زنبیل. [زِم ْ / زَم ْ] (اِخ) نامی از نامهای ایرانی و از جمله جد احمدبن الحسین بن احمد زنبیل نهاوندی، راوی تاریخ بخاری که از ابوالقاسم اشقر و او از بخاری روایت کند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (از منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • زنبیل. [] (اِخ) رجوع به زنتپیل شود.

  • زنبیل. [زَم ْ] (اِخ) دهی از دهستان تورجان است که در بخش بوکان شهرستان مهاباد واقع است و 127 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

زنبیل در فرهنگ عمید

  • سبد، سله، سبدی که از نی، ترکه، یا برگ درخت خرما بافته شده،
فارسی به انگلیسی

زنبیل در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

زنبیل در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

زنبیل در فارسی به عربی

تعبیر خواب

زنبیل در تعبیر خواب

  • زنبیل در خواب، زن است یا کنیزک. اگر بیند که زنبیلی داشت، دلیل که وی از خادمی حاصل شود و بعضی از معبران گویند: زنبیل در خواب، مال و نعمت است. - محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...
  • زنبیل در خواب، بر نه وجه است. اول: زن. دوم: خادم. سوم: کنیزک. چهارم: قوام دین. پنجم: صلاح دین. ششم: عمر دراز. هفتم: مال و نعمت. هشتم: خیرو برکت. نهم: میراث از جهت زنان. و زنبیل باف در خواب خداوندگار است. - امام جعفر صادق علیه السلام. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

زنبیل در فرهنگ فارسی هوشیار

  • سبد مانندی که از حصیر یا برگهای خرما یا نایلونی بافند و بر آن دسته ای نصب کنند و چیزهای خوردنی داخل آن گذارند و حمل و نقل کنند. توضیح بیشتر ...
واژه پیشنهادی

زنبیل در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب