معنی زنخدان

زنخدان
معادل ابجد

زنخدان در معادل ابجد

زنخدان
  • 712
حل جدول

زنخدان در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

زنخدان در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

زنخدان در فرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

زنخدان در لغت نامه دهخدا

  • زنخدان. [زَ ن َ] (اِ مرکب) مزیدعلیه زنخ. (بهار عجم) (آنندراج). چانه. زنخ. ذقن. زیر چانه. (ناظم الاطباء). چانه. (فرهنگ فارسی معین). همان زنخ مذکور. (شرفنامه ٔ منیری). در این لفظ دان زائد است. (غیاث). ذقن. زنخ. چانه. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا):
    ناخنت زنخدان ترا کرد شیار
    گویی که همی زنخ بخاری به شخار.
    عماره (یادداشت ایضاً).
    چو سیمین زنخدان معشوق زهره
    چو رخشنده رخسارگانش دو پیکر.
    فرخی.
    باز در زلف بنفشه حرکات افکندند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

زنخدان در فرهنگ عمید

فارسی به انگلیسی

زنخدان در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

زنخدان در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

زنخدان در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب