معنی زوبین

زوبین
معادل ابجد

زوبین در معادل ابجد

زوبین
  • 75
حل جدول

زوبین در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

زوبین در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

زوبین در فرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

زوبین در لغت نامه دهخدا

  • زوبین. (اِ) ژوبین. ژوپین. (حاشیه ٔ برهان چ معین). زوپین. ژوبین. نیزه ٔ کوچکی که سر آن دوشاخه بود و در جنگهای قدیم آن را بروی دشمن پرتاب می کردند. (فرهنگ فارسی معین). نیزه. (از فهرست ولف). حربه ٔ مردم گیلان است و آن نیزه ٔ کوچکی بود که سر آن دو شاخ باشد و در قدیم بدان جنگ می کرده اند. (برهان). نیزه ای باشد کوتاه که آنرا شل نیز گویند. (جهانگیری). حربه ای است که در قدیم به آن جنگ می کردند. (فرهنگ رشیدی). سلاحی باشد که جنگیان دارند. توضیح بیشتر ...
  • زوبین. (اِخ) نام پسر پیران است. (جهانگیری):
    رسانید زوبین بر ما پیام
    یکایک همه هر چه بردی تو نام.
    فردوسی (از جهانگیری). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

زوبین در فرهنگ عمید

  • نیزۀ کوچک، نیزۀ کوتاه که در قدیم هنگام جنگ به ‌طرف دشمن پرتاب می‌کردند: بینداخت زوبین به‌کردار تیر / برآمد به بازوی سالار پیر (فردوسی: ۴/۱۳۰)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

زوبین در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

زوبین در فارسی به عربی

تعبیر خواب

زوبین در تعبیر خواب

  • اگر کسی بیند زوبین در دست داشت و جز از زوبین هیچ سلاح دیگر نداشت، دلیل که فرزند یابد. اگر بیند با زوبین سلاحهای دیگر داشت، دلیل که او را از پادشاه خیر و منفعت رسد و بر دشمن ظفر یابد. - محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...
  • اگر کسی بیند زوبین در دست داشت و به جز از زوبین هیچ سلاح دیگر نداشت، دلیل که اورا فرزندی آید. اگر بیند به کسی زوبین می دانداخت، دلیل که آن را سخن بد گوید. اگر بین کسی به زوبین مجروح کرد، دلیل که بر کسانی بهتان بندد. - جابر مغربی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

زوبین در فرهنگ فارسی هوشیار

  • نیزه کوچکی که بر سر آن دو شاخه بود و در جنگهای قدیم آن را بروی دشمن پرتاب می کردند. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید