معنی زیان

زیان
معادل ابجد

زیان در معادل ابجد

زیان
  • 68
حل جدول

زیان در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

زیان در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آسیب، اضرار، تغابن، خسارت، خسران، صدمه، ضرر، غبن، فسوس، گزند، لطمه، مضرت،
    (متضاد) بهره، سود، منفعت، نفع. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

زیان در فرهنگ معین

  • خسارت، آسیب، کاستی،
لغت نامه دهخدا

زیان در لغت نامه دهخدا

  • زیان. (اِ) نقصان. (برهان) (فرهنگ رشیدی) (انجمن آرا) (آنندراج). نقصان و ضرر و خسارت و کمی. (از ناظم الاطباء). ضرر (مادی یا معنوی). خسارت. مقابل سود و نفع. (فرهنگ فارسی معین). پهلوی «زیان »، اوستا «زیانی »، «زیانا» (ضرر)، سانسکریت «جینه » (ظلم)، کردی عاریتی و افغانی عاریتی «زیان »، بلوچی عاریتی «زیانی »، استی عاریتی «زین »، «ژین »، ارمنی عاریتی «زئن ». توضیح بیشتر ...
  • زیان. (اِمص) زندگانی کردن. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج). زیستن. (ناظم الاطباء). || (نف) زینده و زندگانی کننده. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا) (از فرهنگ رشیدی) (از فرهنگ فارسی معین). زیست کننده. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • زیان. (ع اِ) آنچه بدان آرایند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). هر آنچه بدان آرایند و آرایش کنند و زینت. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • زیان. [زَ] (ع ص) قمر زیان، قمر نیکو و خوب. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ماه نیکو و خوب. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

زیان در فرهنگ عمید

  • نقصان،

    [مقابلِ سود] خسارت، ضرر،
  • زیاندن
فارسی به انگلیسی

زیان در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

زیان در فارسی به عربی

  • اذی، خساره، شر، ضعف، غرامه، مرض
فرهنگ فارسی هوشیار

زیان در فرهنگ فارسی هوشیار

  • نقصان، ضرر، خسارت و کمی آسیب، صدمه، گزند، آزار
فارسی به ایتالیایی

زیان در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید