معنی زیدان

زیدان
معادل ابجد

زیدان در معادل ابجد

زیدان
  • 72
حل جدول

زیدان در حل جدول

  • اسطوره فوتبال فرانسه
لغت نامه دهخدا

زیدان در لغت نامه دهخدا

  • زیدان. [زَ] (ع مص) زاد زَیْداًو زیداً و زَیَداً و زَیداناً و زیادهً. رجوع به زیاده شود. (ناظم الاطباء). رجوع به زیاده و زید شود. توضیح بیشتر ...
  • زیدان. [زَ] (ع اِمص) افزونی. (منتهی الارب) (آنندراج). افزونی و زیادتی. (ناظم الاطباء). رجوع به زید شود. توضیح بیشتر ...
  • زیدان. [زَ] (اِخ) رجوع به جرجی زیدان شود.

  • زیدان. [زَ] (اِخ) یا «زیدین ». نام شهری نزدیک کازرون و وجه تسمیه آنکه قبر دو زید، یعنی زیدبن ثابت انصاری و زیدبن ارقم انصاری دو تن از صحابه ٔ رسول بدانجاست. (ابن بطوطه، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). توضیح بیشتر ...
  • زیدان. [زَ] (اِخ) شهری است از مضافات اهواز. (منتهی الارب) (آنندراج). ناحیه ٔ وسیعی از اعمال اهواز. (از معجم البلدان). رجوع به معجم البلدان شود. توضیح بیشتر ...
  • زیدان. [زِ] (اِخ) دهی از دهستان پیران است که در بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد واقع است و 177 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4). توضیح بیشتر ...
  • زیدان. [زِ] (اِخ) دهی از دهستان بروخون است که در بخش خورموج شهرستان بوشهر واقع است و 245 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7). توضیح بیشتر ...
  • زیدان. [زَ] (اِخ) موضعی است به کوفه که گویند در آن صحرائی است که ابوالغنایم بدان منسوب است. (از لباب الانساب ج 1 ص 517). موضعی است به کوفه. (از معجم البلدان). رجوع به زیدانی شود. توضیح بیشتر ...
  • زیدان. [زَ] (اِخ) ابن احمد المنصوربن محمد الشیخ، معروف به «زیدان السعدی » و مکنی به ابوالمعالی. از ملوک دولت اشراف السعدیین به مراکش است. پایتختش فاس بود. او در سال 1012 هَ. ق. بعد از وفات پدرش به حکومت رسید. توضیح بیشتر ...
نام های ایرانی

زیدان در نام های ایرانی

  • پسرانه، نام نویسنده ای عرب، او نخستین نویسنده عرب است که به سبک نویسندگان اروپایی مطالب علمی وتاریخی اسلامی را به صورت رمان منتشر کرد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

زیدان در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ افزونی، نام شهری است
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید