معنی سرد کردن

سرد کردن
معادل ابجد

سرد کردن در معادل ابجد

سرد کردن
  • 538
حل جدول

سرد کردن در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

سرد کردن در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بی‌میل کردن، وازده کردن، دل‌زده کردن، خنک کردن، گرمازدایی کردن. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

سرد کردن در لغت نامه دهخدا

  • سرد کردن. [س َ ک َ دَ] (مص مرکب) مقابل گرم کردن: شراب ممزوج و مروق باد در شکم انگیزد و در بندها آرد و معده و جگر را سرد کند. (نوروزنامه). || آزردن و برجای نشاندن. افسرده کردن. سرزنش کردن. تنبیه کردن: یک دو تن را بانگ زد و سرد کرد. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

سرد کردن در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

سرد کردن در فارسی به ترکی

فارسی به ایتالیایی

سرد کردن در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید