معنی سرگردان

سرگردان
معادل ابجد

سرگردان در معادل ابجد

سرگردان
  • 535
حل جدول

سرگردان در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

سرگردان در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آواره، دربه‌در، ولو، ویلان، بی‌خانمان، حیران، سرگشته، گیج، متحیر، مضطرب، واله، بلاتکلیف، سلندر. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

سرگردان در فرهنگ معین

  • (~. گَ) (ص مر.) سرگشته، آواره.
لغت نامه دهخدا

سرگردان در لغت نامه دهخدا

  • سرگردان. [س َ گ َ] (ص مرکب) سراسیمه و حیران و پریشان. (آنندراج). حیران. (ربنجنی) (ترجمان القرآن):
    بدین در پایه ٔ حیوان بماند
    بظلمت خوار و سرگردان بماند.
    ناصرخسرو.
    راه نمیدانستند متحیر و سرگردان مانده بودند ما راه نمی بردیم. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سرگردان در فرهنگ عمید

  • [مجاز] سرگشته، حیران،

    گم‌گشته،

    آواره، دربه‌در، بی‌خانمان،
فارسی به انگلیسی

سرگردان در فارسی به انگلیسی

  • Astray, Drifter, Errant, Floater, Migratory, Planetary, Ranger, Vagabond, Vagrant, Wanderer, Wandering. توضیح بیشتر ...
فارسی به ترکی

سرگردان در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

سرگردان در فارسی به عربی

  • عائم، عصبی، متطرف، یائس
فرهنگ فارسی هوشیار

سرگردان در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به آلمانی

سرگردان در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید