معنی شعیب

شعیب
معادل ابجد

شعیب در معادل ابجد

شعیب
  • 382
حل جدول

شعیب در حل جدول

  • پدرزن حضرت موسی
لغت نامه دهخدا

شعیب در لغت نامه دهخدا

  • شعیب. [ش َ] (ع اِ) توشه دان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). توشه دان از چرم دوخته و یا توشه دان از دو طرف بریده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مَشک کهنه. ج، شُعُب. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). مشک که از پوست بود. ج، شعاب. (مهذب الاسماء). توضیح بیشتر ...
  • شعیب. [ش ُ ع َ] (اِخ) نام پیغمبری که پدرزن موسی بود و نام اصلی وی اوثیرن و به فارسی یوبب گویند. (ناظم الاطباء). نام نبی علیه السلام و گویند نام اوثیرون بن صیقون بن عیفابن ثابت بن مدین بن ابراهیم. و گفته اند که اسم او شعیب بن میکائیل از اولاد مدین بود. (از منتهی الارب) (از آنندراج). نام پیغمبرو پدرزن موسی که خطیب الانبیاء لقب اوست. (یادداشت مؤلف). ثیروب بن یوبب نسبش از پدر به مدین بن ابراهیم (ص) و از مادر به لوط (ص) رسد و صد و چهل سال زندگانی نمود. توضیح بیشتر ...
  • شعیب. [ش ُ ع َ] (اِخ) ابن حسن، شیخ ایوب الدین. از زهاد و مرتاضان معاصر یعقوب بن یوسف بن عبدالمؤمن بود که از سلطنت استعفا نمود و مرید شیخ شد. (حبیب السیر چ سنگی تهران ج 1 ص 440). توضیح بیشتر ...
  • شعیب. [ش ُ ع َ] (اِخ) ابن خازم. پیشوای خازمیه یکی از فِرَق پانزده گانه ٔ خوارج. (بیان الادیان). رئیس خازمیه، فرقه ای از خوارج. (مفاتیح). توضیح بیشتر ...
  • شعیب. [ش ُ ع َ] (اِخ) ابن قتیب. در شاهنامه ٔ فردوسی آمده که داراب بر تازیان که تحت فرماندهی شعیب قتیب بودند غلبه کرد و آنان مطیع و منقاد شدند. نولدکه گوید: تا آنجا که من میدانم افسانه ٔ مذکور فقط در شاهنامه آمده است. من حدس میزنم که یک تن خراسانی عربهایی را که ابتدا فاتح بوده و بعد خراسانیان تحت فرماندهی ابومسلم بر ایشان غالب شدند، دوست نداشته و این قصه را ساخته است. البته اسم قتیب را به یاد آن مرد منفور موسوم به قتیبهبن مسلم انتخاب کرده است. توضیح بیشتر ...
نام های ایرانی

شعیب در نام های ایرانی

  • پسرانه، توشه دان، نام پدر همسر موسی (ع)، نام کوهی در یمن
فرهنگ فارسی هوشیار

شعیب در فرهنگ فارسی هوشیار

  • توشه دان، از چرم دوخته و یا توشه دان از دو طرف بریده
فرهنگ فارسی آزاد

شعیب در فرهنگ فارسی آزاد

  • شُعَیْب، پدر زن حضرت موسی که نبی یا کاهنی در سرزمین مدین بودند و حضرت موسی که از مصر خارج شده بودند، چند سال نزد ایشان بجای مهریّه دخترشان به شبانی و خدمت پرداختند. به یَتْرُون کاهن نیز معروفند- (به توضیح ذیل کلمه یَتْرُون نیز مراجعه شود. ). توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه