معنی شمس

شمس
معادل ابجد

شمس در معادل ابجد

شمس
  • 400
حل جدول

شمس در حل جدول

  • خورشید
  • خورشید، از سوره های مکی
مترادف و متضاد زبان فارسی

شمس در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • خور، خورشید، شید، مهر، میترا، هور،

    (متضاد) قمر
فرهنگ معین

شمس در فرهنگ معین

  • (شَ) [ع.] (اِ.) آفتاب، خورشید.
لغت نامه دهخدا

شمس در لغت نامه دهخدا

  • شمس. [ش َ] (ع مص) آفتابناک شدن روز. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). با آفتاب شدن روز. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). || دشمنی برآوردن کسی را: شمس له. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
  • شمس. [ش َ م َ] (ع مص) آفتابناک شدن روز. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به شَمس شود. توضیح بیشتر ...
  • شمس. [ش ُ] (ع ص، اِ) ج ِ شامِس. (ناظم الاطباء). || ج ِ شموس. (از اقرب الموارد). رجوع به شامس و شموس شود. توضیح بیشتر ...
  • شمس. [ش ُ م ُ] (ع ص، اِ) ج ِ شَموس. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به شموس شود. توضیح بیشتر ...
  • شمس. [ش َ] (ع اِ) نوعی از گلوبند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). نوعی از گردن بند. (از اقرب الموارد). || نوعی از شانه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || (اصطلاح کیمیا) کنایه از ذهب و طلا. (از مفاتیح) (ناظم الاطباء). (اصطلاح اکسیریان) ذهب. طلا. زر، همانگونه که ماه نقره را گویند. (یادداشت مؤلف). (اصطلاح اکسیریان) ذهب است. (تحفه ٔ حکیم مؤمن). || درعلم احکام نجوم، رب روز یکشنبه باشد. توضیح بیشتر ...
  • شمس. [ش َ] (ع اِ) آفتاب. مؤنث است. ج، شموس: کأنّهم جعلوا کل ناحیه منها شمسا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). آفتاب و آن مؤنث است و مصغرش شُمیسه است. (از اقرب الموارد). ستاره ٔ تابان درخشان روز است. (از تعریفات جرجانی). آفتاب. (ترجمان القرآن ص 63). خورشید. (مهذب الاسماء). ام انوار السماء. ام سمامه. ام النجوم. بنت السماء. (مرصع). هور. خور. خورشید. مهر. شارق. شرق. آفتاب. شید. ذکاء. ذکا. بیضا. بوح. توضیح بیشتر ...
  • شمس. [ش َ] (اِخ) نام بتی در قدیم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
  • شمس. [ش َ] (اِخ) نام پدر بطنی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • شمس. [ش َ] (اِخ) سوره ٔ نود و یکمین از قرآن کریم. مکیه و آن شانزده آیت است پس از سوره بلد و پیش از سوره ٔ لیل و با این آیه شروع شود: والشمس و ضحی̍ها. (یادداشت مؤلف). توضیح بیشتر ...
  • شمس. [ش َ] (اِخ) طبسی. شمس الدین محمدبن عبدالکریم طبسی، شاعر و فاضل معروف ایرانی اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری و ممدوح وی نظام الملک تاج الدین (صدرالدین) محمد وزیر سمرقند است، ولی گروهی دیگر مانند سعدالدین سعید قتلغ غازی و جز وی را هم مدح گفته است. دیوان او شامل قصاید، مقطعات، غزلیات و رباعیات و در حدود 2000 بیت است ونسخی از آن در دست است. برخی از قصاید او در دیوان ظهیر فاریابی به خطا چاپ شده. وفات وی ظاهراً پیش از618 هَ. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

شمس در فرهنگ عمید

  • آفتاب، خورشید،
    نود‌ویکمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۱۵ آیه، ناقۀ صالح،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

شمس در فارسی به انگلیسی

نام های ایرانی

شمس در نام های ایرانی

  • پسرانه، خورشید، نام بتی در قدیم، نام سوره ای در قرآن کریم
عربی به فارسی

شمس در عربی به فارسی

  • افتاب , خورشید , درمعرض افتاب قرار دادن , تابیدن
فرهنگ فارسی هوشیار

شمس در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

شمس در فرهنگ فارسی آزاد

  • شَمِس، روز آفتابی- آفتابی،
  • شَمْس، خورشید- آفتاب- محل آفتابی- روز آفتابی (جمع: شُمُوس)،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب