معنی شمع

شمع
معادل ابجد

شمع در معادل ابجد

شمع
  • 410
حل جدول

شمع در حل جدول

  • روشنگر محفل شاعران
  • محبوب پروانه
  • همنشینی برای گل
  • محبوب پروانه، روشنگر محفل شاعران، همنشینی برای گل
مترادف و متضاد زبان فارسی

شمع در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • چراغ، شماره، شماله، قندیل، موم، جرقه‌زا
فرهنگ معین

شمع در فرهنگ معین

  • موم، آلتی که از موم یا پیه سازند و در میان آن فتیله ای قرار دهند و آن را برفروزند تا روشنایی دهد، آلتی در انتهای سیلندر و روی سرسیلندر که روی موتور اتومبیل نصب می شود. [خوانش: (شَ) [ع. ] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

شمع در لغت نامه دهخدا

  • شمع. [ش َ] (ع مص) بازی و مزاح کردن. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). بازی کردن. (از تاج المصادر بیهقی) (دهار). || پریشان و متفرق شدن چیزی. || ترک دادن چیزی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • شمع. [ش َم ْ / ش َ م َ] (ع اِ) موم شمع (و آن مولد است). (منتهی الارب). موم عسل که از آن برای روشنایی استفاده کنند. (از اقرب الموارد). موم. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از غیاث) (دهار) (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). ابومونس. (از منتهی الارب) (دهار). بومونس. (یادداشت مؤلف). شما. عسو. (از منتهی الارب). به فارسی موم نامند، زرد و سرخ او را به تکرار گداختن و در آب سرد ریختن و آویختن در ماهتاب سفید میکنند و استعمال طبی دارد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

شمع در فرهنگ عمید

  • موم، ماده‌ای که از مخلوط پیه، آهک و اسید‌سولفوریک می‌سازند و میان آن برای روشن کردن فتیله قرار می‌دهند،
    وسیله‌ای است در موتور اتومبیل که در سرسیلندر قرار دارد و به‌وسیلۀ آن جرقه به ‌داخل سیلندر زده می‌شود و گاز منفجر می‌گردد،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

شمع در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

شمع در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

شمع در فارسی به عربی

تعبیر خواب

شمع در تعبیر خواب

  • شمع دولت و عز و نعمت بود. اگر بیند که شمع به دست خود افروخته داشت، دلیل که عز و دولت و نعمتش زیاده گردد. اگر شمع افروخته دید در خانه خود، که خانه از نور آن روشن شد، دلیل که در آن سال نعمت بر وی فراخ گردد. بعضی از معبران گویند: وی را عیال موافق باشد. اگر بیند که شمع افروخته کسی به وی داد، دلیل که از قبیله بزرگ زنی بخواهد بر قدر و قیمت آن چنانکه اگر شمعدان آن سیمین بود، از اصل گوهری و با صلاح بود. اگر زرین باشد، آن زن از مردم قوی و دلیر باشد. توضیح بیشتر ...
  • اگر شمع افروخته از دست او بمرد، دلیل کند زنش بمیرد. اگر زن ندارد، حالش بد شود. اگر بیند کسی شمع در دست او بکشت، دلیل کسی بر وی حسد برد. اگر شمع نیفروخته بیند، دلیل کند از این چیزها که در پیش گذشت اندک نفعی بر وی رسد. - اب‍راه‍ی‍م‌ ب‍ن‌ ع‍ب‍دال‍ل‍ه‌ ک‍رم‍ان‍ی. توضیح بیشتر ...
  • اگر زن دارد پس آورد. اگر غریب بود زن خواهد یا کنیزک خرد. اگر غایب بود از سفر بازآید. اگر در شهر خویش شمعهای افروخته دید، دلیل که پادشاه شهر عادل و دادگر است و قاضی منصف و دانشمندان شهر زاهد شوند رعیت را عروسی و رامش بود و خرمی در آن شهر بسیار واقع شود. اگر در مسجد یا مدرسه ها شمع افروخته بیند، دلیل که مردمانِ شهر به طاعت و عبادت مشغول شوند. - حضرت دانیال. توضیح بیشتر ...
  • دیدن شمع در خواب، بر چهارده وجه بود. اول: پادشاه. دوم: قاضی. سوم: فرزند. چهارم: عروسی. پنجم: فرمانروائی. ششم: مهتری. هفتم: سرای. هشتم: شادی. نهم: علم. دهم: توانگری. یازدهم: عیش. دوازدهم: کنیزک. سیزدهم: زن. چهاردهم: چنانکه بیننده بیند. - امام جعفر صادق علیه السلام. توضیح بیشتر ...
عربی به فارسی

شمع در عربی به فارسی

  • موم , مومی شکل , شمع مومی , رشد کردن , زیاد شدن , رو به بدر رفتن , استحاله یافتن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

شمع در فرهنگ فارسی هوشیار

  • جسمی که از مخلوط پیه و آهک و اسید سولفوریک میسازد و میان آن فتیله قرار میدهند که برای روشن کردن، و نیزآلتی است در موتور اتومبیل که در سر سیلندرها قرار دارد و بوسیله آن جرقه بداخل سیلندر زده میشود، موم. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

شمع در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

شمع در فارسی به آلمانی

  • Kerze (f), Licht (n), Wachskerze (f)
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه
نوشته‌های بلاگ جدولیاب