معنی شمعدان

شمعدان
معادل ابجد

شمعدان در معادل ابجد

شمعدان
  • 465
حل جدول

شمعدان در حل جدول

لغت نامه دهخدا

شمعدان در لغت نامه دهخدا

  • شمعدان. [ش َ] (اِ مرکب) معرب آن نیز شمعدان است و به صورت شمعدانات و شماعدین جمع بندند. ظرفی که در آن شمع قرار گیرد. (فرهنگ فارسی معین) (از اقرب الموارد). ظرفی که در آن شمع چراغ را می گذارند. قندیل. کبه دان. (ناظم الاطباء). آنچه در آن شمع نهند سوختن و روشنی دادن را، مانند پیه سوز که پیه در آن نهند همین مقصود را. (یادداشت مؤلف). از قبیل چراغدان. (آنندراج). استوانه ٔ کوتاه دیواره به قطر شمعی که بر پایه ای نصب باشد و بن شمع در آن استوانه نهند و چون گیرد شمع را در استوانه ٔ بلورین قرار دهند و آن را لاله گویند:
    اشک نیاز ریخته چشم تو شمعوار
    وز سوز روضه ٔ نبوی شمعدان شده. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

شمعدان در فرهنگ عمید

  • جای شمع، ظرفی که در آن شمع برای روشن کردن قرار می‌دهند،
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

شمعدان در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

شمعدان در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

شمعدان در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

شمعدان در فارسی به عربی

عربی به فارسی

شمعدان در عربی به فارسی

  • شمع دان چند شاخه , جار , چهلچراغ , شمعدان
فرهنگ فارسی هوشیار

شمعدان در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ظرفی که در آن شمع چراغ را میگذارند
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید