معنی شمه

شمه
معادل ابجد

شمه در معادل ابجد

شمه
  • 345
حل جدول

شمه در حل جدول

  • اندکی ومقدارکم
  • اندکی و مقدار کم
  • اندکی، مقدار کم
مترادف و متضاد زبان فارسی

شمه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اندک، جزء، خلاصه، کم، بو، شمیم
فرهنگ معین

شمه در فرهنگ معین

  • بوی خوش، اندک، کم. [خوانش: (شَ مَّ) [ع. شمه] (اِ.)]
  • اولین شیری که از گاو یا گوسفند پس از زاییدن دوشند، سرشیر. [خوانش: (ش مَ) (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

شمه در لغت نامه دهخدا

  • شمه. [ش ِ م َ / م ِ] (اِ) سرشیر. قیماق. (از برهان) (ناظم الاطباء) (از غیاث) (از فرهنگ جهانگیری). سرشیر. (فرهنگ فارسی معین). || اولین شیری که از گاو یا گوسفند پس از زاییدن دوشند و غلظتی دارد. کال. || شیری که بخودی خود و بدون دوشیدن از پستان بچکد. (از انجمن آرا) (از برهان) (ناظم الاطباء) (از آنندراج). توضیح بیشتر ...
  • شمه. [ش ِ م ِ / ش ِم ْ م ِ] (اِ) چربی شیر و پنیر. (ناظم الاطباء). چربی سرشیر و چربی پنیر و ماست. (انجمن آرا) (آنندراج). توضیح بیشتر ...
  • شمه. [ش َم ْ م َ / م ِ] (ع اِ) بوی. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جهانگیری). مطلق بوی باشد خواه بوی گل و خواه بوی چیزدیگر. (از برهان). || بوی خوش. (ناظم الاطباء). عطر. بوی دلاویز. (یادداشت مؤلف):
    شمه ٔ خلق توست آنک او را.
    سوزنی.
    ای امیری که شمه ٔ خلقت
    به همه خلق مشکبوی رود.
    سوزنی.
    قوت روان خسروان شمه ٔ خاک درگهش
    چون غذی ملائکه باد ثنای ایزدی.
    خاقانی.
    شمه ای از خاطرش گر بدمد صبح وار
    مهره ٔ نوشین کند در دم افعی لعاب. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

شمه در فرهنگ عمید

  • سرشیر، چربی شیر،
    نخستین شیری که از گاو یا گوسفند پس از زاییدن دوشیده شود، آغوز، فرشه، فله،. توضیح بیشتر ...
  • مقدار کمی از چیزی کم، اندک،

    [قدیمی] بوی اندک،
فارسی به انگلیسی

شمه در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

شمه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ بوی، بویه بوی خوش، بوییدن، اندک ‎ (مصدر) یکبار بوییدن، (اسم) بوی خوش، مطلق بوی، مقدار اندک کم، گرفتگی گل شمع و چراغ یا گل گیر. یا شمه ای. اندکی: باری وزیر از شمایل او در حضرت ملک همی گفت. (گلستان) . (اسم) اولین شیری که از گاو و گوسفند پس از زاییدن دوشند آغوز، سر شیر. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

شمه در فرهنگ فارسی آزاد

  • شَمَّه، «بفتح اوّل و ثانی مُشَدَّد در عربی بمعنی کم و اندک باشد» (نقل از برهان قاطع). توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه
نوشته‌های بلاگ جدولیاب