معنی شنیدن

شنیدن
معادل ابجد

شنیدن در معادل ابجد

شنیدن
  • 414
حل جدول

شنیدن در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

شنیدن در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • استماع، اصغا، شنودن، نیوشیدن،

    (متضاد) گفتن
فرهنگ معین

شنیدن در فرهنگ معین

  • گوش دادن، بوی چیزی را حس کردن، اطاعت کردن. [خوانش: (ش دَ) [په. ] (مص م. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

شنیدن در لغت نامه دهخدا

  • شنیدن. [ش َ / ش ِ دَ] (مص) شنفتن. شنودن. نیوشیدن. استماع. گوش کردن. گوش دادن. گوش داشتن. (یادداشت مؤلف). سماع. (انجمن آرا) (آنندراج) (برهان) (تاج المصادر بیهقی). سمع، یعنی سخن را گوش کردن. (غیاث اللغات):
    گوش تو سال و مه به رود و سرود
    نشنوی نویه ٔ خروشان را.
    رودکی (از فرهنگ اسدی).
    هزار زاره کنم نشنوند زاره ٔ من
    به خلوت اندر نزدیک خویش زاره کنم.
    دقیقی.
    شنیدستم از نامور مهتران
    همه داستانهای هاماوران.
    فردوسی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

شنیدن در فرهنگ عمید

  • درک کردن صدا به‌وسیلۀ قوۀ شنوایی، گوش دادن،
    درک کردن بوی چیزی،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

شنیدن در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

شنیدن در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

شنیدن در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

شنیدن در فرهنگ فارسی هوشیار

  • استماع، گوش کردن، شنودن
فارسی به ایتالیایی

شنیدن در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

شنیدن در فارسی به آلمانی

  • Anhören, Ho.ren [verb], Hören, Lauschen
واژه پیشنهادی

شنیدن در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید