معنی شهرت

شهرت
معادل ابجد

شهرت در معادل ابجد

شهرت
  • 905
حل جدول

شهرت در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

شهرت در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آوازه، اشتهار، تخلص، شایعه، صیت، عنوان، محبوبیت، معروفیت، نام، ناموری،
    (متضاد) بی‌نشانی، خمول، گمنامی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

شهرت در فرهنگ معین

  • (مص ل. ) آشکار شدن، معروف گردیدن، (اِمص. ) معروفیت. [خوانش: (شُ رَ) [ع. شهره]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

شهرت در لغت نامه دهخدا

  • شهرت. [ش ُ رَ] (از ع، اِمص، اِ) آوازه. صیت. اشتهار. نامبرداری. بلندآوازگی. معروفیت. نام آوری. (یادداشت مؤلف). اشتهار. (از ناظم الاطباء): شهرت آفت است و همه آن خواهند و خمول راحت است و همه از آن گریزند. (کیمیای سعادت). رجوع به شهره شود.
    - شهرت افکندن، آوازه دردادن. معروف کردن.
    - شهرت بی اصل، معروفیت بی اساس.
    - شهرت پرست، شهرت پرستنده. آنکه خواهان شهرت و معروفیت است.
    - شهرت پرستی،آوازه پرستی.
    - شهرت پیدا کردن، مشهور شدن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

شهرت در فرهنگ عمید

  • مشهور شدن به بدی و رسوایی یا به نیکی و نیک‌نامی،
    (اسم) [عامیانه] نام خانوادگی،
    [قدیمی] فاش گشتن امری، آشکار شدن، ظاهر شدن،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

شهرت در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

شهرت در فارسی به انگلیسی

  • Celebrity, Dignity, éclat, Fame, Honor, Luster, Name, Popularity, Prestige, Publicity, Recognition, Renown, Repute, Tag. توضیح بیشتر ...
فارسی به ترکی

شهرت در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

شهرت در فارسی به عربی

  • احترام، تخمین، خاصیه، رائحه، شجره العنب، شمعه، شهره، صیه، مشهور. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

شهرت در فرهنگ فارسی هوشیار

  • آوازه، نامبرداری، معروفیت، نام آوری
فارسی به ایتالیایی

شهرت در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

شهرت در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه
نوشته‌های بلاگ جدولیاب