معنی شکارگاه

شکارگاه
معادل ابجد

شکارگاه در معادل ابجد

شکارگاه
  • 547
حل جدول

شکارگاه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

شکارگاه در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

شکارگاه در فرهنگ معین

  • (~.) (اِمر.) محل شکار، جای صید کردن، نخجیرگاه.
لغت نامه دهخدا

شکارگاه در لغت نامه دهخدا

  • شکارگاه. [ش ِ] (اِ مرکب) محل شکار. جای صید کردن. آنجا که صید فراوان باشد. نخجیرگاه. (فرهنگ فارسی معین). صیدگاه. نخجیرگه. (یادداشت مؤلف). نخجیرگاه و ناحیه ای که در آن صید میکنند و محل صید. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

شکارگاه در فرهنگ عمید

  • سرزمینی که در آن شکار فراوان باشد، جای شکار کردن، نخجیرگاه، شکارستان،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

شکارگاه در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

شکارگاه در فارسی به عربی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید