معنی شکایت

شکایت
معادل ابجد

شکایت در معادل ابجد

شکایت
  • 731
حل جدول

شکایت در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

شکایت در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بث‌الشکوی، تشکی، تظلم، دادخواست، دادخواهی، شکوائیه، شکوا، تعرض، چغلی، شکوه، گلایه، گله، گله‌مندی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

شکایت در فرهنگ معین

  • (مص ل. ) گله کردن از کسی نزد دیگری، (اِمص. ) داد - خواهی. [خوانش: (ش یَ) [ع. شکایه]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

شکایت در لغت نامه دهخدا

  • شکایت. [ش ِ ی َ] (از ع، اِمص) گله کردن. (غیاث) (آنندراج). گله گزاری. گله مندی. (ناظم الاطباء). گله و ملال انگیز از صفات اوست، وبا لفظ کردن و زدن و ریختن و داشتن و بردن مستعمل. (آنندراج). شکایه. گله کردن. از کسی پیش کسی گله کردن. درددل کردن. شرح درد و رنج و بی برگی خود به کسی بردن. نالیدن. بنالیدن از. نالیدن از کسی یا چیزی. زاریدن. مقابل تشکر و سپاسگزاری. مقابل آزادی. مقابل شکر. ج، شکایات. شکوه. شکوی. مُستی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

شکایت در فرهنگ عمید

  • گله کردن از کسی به ‌دیگری، از جور و ستم یا رفتار و کار بد کسی نزد دیگری گله کردن یا ناله‌وزاری کردن،
    تظلم، دادخواهی،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

شکایت در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

کلمات بیگانه به فارسی

شکایت در کلمات بیگانه به فارسی

فارسی به انگلیسی

شکایت در فارسی به انگلیسی

  • Beef, Complaint, Grievance, Gripe, Grumble, Mutter, Plaint, Remonstrance, Representation, Squawk. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

شکایت در فارسی به عربی

  • آهه، احتجاج، انین، دندنه، سخط، شکوی، مقص
فرهنگ فارسی هوشیار

شکایت در فرهنگ فارسی هوشیار

  • گله کردن، درد دل کردن، نالیدن
فارسی به ایتالیایی

شکایت در فارسی به ایتالیایی

واژه پیشنهادی

شکایت در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب