معنی شیز

شیز
معادل ابجد

شیز در معادل ابجد

شیز
  • 317
حل جدول

شیز در حل جدول

فرهنگ معین

شیز در فرهنگ معین

  • آبنوس، کمان. [خوانش: (اِ.)]
لغت نامه دهخدا

شیز در لغت نامه دهخدا

  • شیز. (معرب، اِ) چوبی هندی که از آن طبق می سازند. (ناظم الاطباء). چوب سیاه. (یادداشت مؤلف). چوبی است سیاه که از وی کاسه ها سازند، یا آن آبنوس است یا ساهم یا چوب جوز. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آبنوس. (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (یادداشت مؤلف). آبنوس را گویند، و آن چوبی باشد سیاه که از آن چیزها سازند. (برهان). آبنوس، و گفته اند چوبی است که از آن کمان سازند، و از این سبب بر کمان نیز اطلاق کنند. (انجمن آرا) (آنندراج):
    شیز و شبه ندیدم مشک و سیاه و قیر
    مانند روزگار من و زلفکان تو. توضیح بیشتر ...
  • شیز. (اِخ) ناحیه ای است در آذربایجان بین مراغه و زنجان. (از معجم البلدان). نام شهری در مغرب ایران که نام قدیم آن گزن بوده و زردشت بدانجا زاده است. (یادداشت مؤلف). ناحیه ای است به آذربایجان. (منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

شیز در فرهنگ عمید

  • آبنوس: ز دیبا و خز هشتصد تخته نیز / همان تخت‌ها کرده از چوب شیز (فردوسی: ۶/۷۱)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

شیز در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

شیز در فرهنگ فارسی هوشیار

  • چوبی هندی که از آن طبق می سازند
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه