معنی صرصر

صرصر
معادل ابجد

صرصر در معادل ابجد

صرصر
  • 580
حل جدول

صرصر در حل جدول

  • باد سخت و تند
مترادف و متضاد زبان فارسی

صرصر در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • باد، تندباد، سوزباد، جیرجیرک، زنجره، اسب
فرهنگ معین

صرصر در فرهنگ معین

  • (صَ صَ) [ع.] (اِ.) باد تند و شدید.
لغت نامه دهخدا

صرصر در لغت نامه دهخدا

  • صرصر. [ص َ ص َ] (ع ص، اِ) باد سرد. (مهذب الاسماء). باد سخت. (دهار). باد سخت و سرد. (ترجمان جرجانی) (غیاث). || باد تند. تندباد. (غیاث). باد بلندآواز. (قاموس). باد شدیدآواز. باد سخت آواز. (منتهی الارب). || باد سخت سرد. (منتهی الارب):
    جمال خواجه را بینم بهار خرم شادی
    که بفزاید به آبانها و نگزایدش صرصرها.
    منوچهری.
    یکی پران تر از صرصر یکی بران تر از خنجر
    سیم شیرین تر از شکر، چهارم تلخ چون دفلی.
    منوچهری.
    هر دم بوزد بعادیان بر
    از مضرب حق باد صرصر. توضیح بیشتر ...
  • صرصر. [ص َ ص َ] (اِخ) دو ده است به بغداد علیا و سفلی و این بزرگتر است از علیا. (منتهی الارب). دو دیه از سواد بغداد است. صرصر علیا و صرصر سفلی و هر دو برکرانه ٔ نهر عیسی باشند و بسا آن را نهر صرصر خوانندو نهر را به آن دو نسبت داده اند. میان صرصر سفلی و بغداد دو فرسنگ باشد. عبیداﷲبن حر گوید:
    و یوم لقینا الخثعمی و خیله
    صبرنا و جالدنا علی نهر صرصرا
    و یوماً ترانی فی رخاء و غبطه
    و یوماً ترانی شاحب اللون اغبرا.
    (معجم البلدان). توضیح بیشتر ...
  • صرصر. [ص َ ص َ] (اِخ) نام دو جایگاه بغداد است از نواحی صرصر علیا از قرای نهرالملک در طرف جنوبی سیب واقع است و سفلی شهرکیست در طرف شمالی آن و در طریق الحاج واقع شده و در پهلوی آن پلی از کشتیها ترتیب داده بودند برای رفتن بسیب ولی عبور و مرور از آنجا موجب اشکال بود لهذا ابن محاسن رحمه اﷲ پلی از آجر در آن موضع بنا کرد که پنج چشمه ٔ بزرگ و کوچک داشت و خرج زیادی شد. این مکان بنام صرصرالدیر معروف است چونکه دیری هم در اینجا وجود داشته که اثرش تا کنون پایدار است. توضیح بیشتر ...
  • صرصر. [] (اِخ) در نسخه ٔ حبیب السیر چ 1 سنگی تهران آن را از بلاد اقلیم چهارم شمرده است و در چ خیام بشکل خرخیر نوشته شده است و بامقابله ای با معجم البلدان چ مصر ج 1 ص 29 که گوید: یبتداء من ارض الصین و التبت و الختن و ما بینها من المدن. ظاهراً مصحف «ختن » باشد. رجوع به حبیب السیر چ 1 تهران خاتمه ٔ ص 400 و چ خیام ج 4 ص 634 شود. توضیح بیشتر ...
  • صرصر. [ص ُ ص ُ / ص ِ ص ِ] (ع اِ) جانورکی است صرصورنام. (منتهی الارب). سوسک. سوسرک. سِمرگ. ج، صراصر. نوعی از حشرات دارای بالهائی که از جلو بهم افتاده و از عقب تا شده در تمام کره ٔ ارض منتشر است محل زندگی آنها در حفره هائیست که در زمین حفر کنند. ملخ سیاه که در زمین بانگ کند. (دهار). انطاکی گوید: حیوانی بزرگتر از مگس بلندآواز مخصوصاً در تاریکی در خانه ها یافت شود. خشک و گرم است در دوم، اگر خشک شود و با مثل آن فلفل ساییده شود و بیاشامند بادهای غلیظ و قولنج را بر طرف سازدپس از آنکه از علاج آن ناامید باشند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

صرصر در فرهنگ عمید

  • باد تند، شدید، و سرد،

    [مجاز] اسب تندرو،
عربی به فارسی

صرصر در عربی به فارسی

  • ماهی ریزقنات , سوسک حمام , کجوله , تخته سنگ , صخره
فرهنگ فارسی هوشیار

صرصر در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

صرصر در فرهنگ فارسی آزاد

  • صَرصَر، باد شدید و طوفانی- باد سخت و سرد- خروس،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید