معنی صریح

صریح
معادل ابجد

صریح در معادل ابجد

صریح
  • 308
حل جدول

صریح در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

صریح در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آشکار، بی‌پرده، رک، روشن، عیان، قطعی، گویا، واضح، رک‌گو، بالصراحه، صراحتاً،
    (متضاد) غیرصریح. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

صریح در فرهنگ معین

  • (ص.) ظاهر، (ق.) بی پرده، رک. [خوانش: (صَ) [ع.]]
لغت نامه دهخدا

صریح در لغت نامه دهخدا

  • صریح. [ص َ] (ع ص) خالص از هر چیزی. (منتهی الارب). خالص. (دستورالاخوان). محض. || ظاهر و آشکارا. (غیاث اللغات). بی پرده. پوست کنده. رک. هویدا:
    همی برمز چه گویم صریح خواهم گفت
    جهان ملک ملکی در جهان ملک افزود.
    مسعود سعد.
    تا با شما صریح بگوید که هان و هان
    عبرت ز خاک ما که نه از ما جوانترید.
    خاقانی.
    شد ولایت صریح من گفتم
    ظاهر است این سخن کنایت نیست.
    بهار.
    صریح گوید گفتارهای او کاین مرد
    به غیرت از امرا و به حکمت از حکماست. توضیح بیشتر ...
  • صریح.[ص َ] (اِخ) نام اسب عبدیغوث حرب. (منتهی الارب).

  • صریح. [ص َ] (اِخ) نام اسبی مر بنی نهش را. (منتهی الارب).

  • صریح. [ص َ] (اِخ) نام اسبی مر بنی لخم را. (منتهی الارب).

فرهنگ عمید

صریح در فرهنگ عمید

  • روشن و آشکار،

    [قدیمی] خالص، پاکیزه،
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

صریح در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

کلمات بیگانه به فارسی

صریح در کلمات بیگانه به فارسی

فارسی به انگلیسی

صریح در فارسی به انگلیسی

  • Well-Defined, Clear-Cut, Definite, Determinate, Direct, Distinct, Explicit, Express, Flat, Forthright, Foursquare, Plain, Ingenuous, Straightforward, Perspicuous, Point-Blank, Pointed, Positive, Precise, Square, Strict, Unambiguous, Unequivocal, Uninhibited. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

صریح در فارسی به عربی

  • حریص، ختم، سریع، ملخص، موکد، واضح
عربی به فارسی

صریح در عربی به فارسی

  • اشکارا , پوست کنده , علنی , کند , بی نوک , دارای لبه ضخیم , رک , بی پرده , کند کردن , بی تزویر , منصفانه , صاف وساده , گویا , فصیح , مسری , صاف و ساده , رک گو , اصیل , پرحرف , رک و راست. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

صریح در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ظاهر و آشکارا، بی پرده، هویدا
فارسی به ایتالیایی

صریح در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

صریح در فارسی به آلمانی

  • Abstrakt, Aufklären, Ausdrücken, Deutlich, Eindeutig, Expreß (n), Heiter, Klar, Klären, Löschen. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه