معنی صهر

صهر
معادل ابجد

صهر در معادل ابجد

صهر
  • 295
حل جدول

صهر در حل جدول

  • خویشاوندی و قرابت
  • خویشاوندی، قرابت
فرهنگ معین

صهر در فرهنگ معین

  • (اِمص. ) خویشاوندی، قرابت، (اِ. ) داماد، شوهرخواهر. [خوانش: (ص) [ع. ]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

صهر در لغت نامه دهخدا

  • صهر. [ص َ] (ع ص) گرم از هر چیزی. || (مص) سوختن کسی را آفتاب. || گداختن چیزی را. (منتهی الارب). گذرانیدن. (ترجمان علامه ٔ جرجانی). || چرب کردن و تر نمودن سر را به پیه گداخته و مانند آن. (منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • صهر. [ص ِ] (ع اِمص) خویشاوندی. (اقرب الموارد). || حرمت تزوج. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || (اِ) شوهردختر مرد. (اقرب الموارد). || شوهرخواهر مرد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). داماد. (ترجمان علامه ٔ جرجانی) (منتهی الارب). در کشاف اصطلاحات الفنون آرد: در لغت پدرزن «خسر» کما فی الصراح. و محمد و ابوعبیده گفته اند: صهر هر کس هر یکی از ارحام محرم زوجه را گویند. و داخل این تعریف است هر یکی از ارحام محرم از زن پدر، پدرزن و زن پسر پدرزن و زن هر یکی از ارحام محرم پسر. توضیح بیشتر ...
  • صهر. [] (ع اِ) رمان. (تذکره ٔ ضریر انطاکی) (فهرست مخزن الادویه). توضیح بیشتر ...
  • صهر. [ص ُ] (ع ص، اِ) ج ِ صَهور. (منتهی الارب).

فرهنگ عمید

صهر در فرهنگ عمید

  • قرابت، خویشی،

    (اسم) شوهر دختر یا شوهر خواهر، داماد،
فرهنگ فارسی هوشیار

صهر در فرهنگ فارسی هوشیار

  • خویشاوندی، شوهر خواهر مرد، داماد
فرهنگ فارسی آزاد

صهر در فرهنگ فارسی آزاد

  • صَهْر، گرم- داغ،
  • صِهْر، داماد- شوهر دختر- شوهر خواهر- قرابت سببی- قبر (جمع: اَضهار)،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید