معنی صور

صور
معادل ابجد

صور در معادل ابجد

صور
  • 296
حل جدول

صور در حل جدول

  • بوق
  • اشکال و صورت ها
  • جمع صورت
  • بوق، اشکال و صورت ها، جمع صورت، شیپور
مترادف و متضاد زبان فارسی

صور در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

صور در فرهنگ معین

  • [ع.] (اِ.) بوق، شاخی که در آن بدمند و از آن صدایی خارج شود.
  • جمع صورت،، نقش ها، قسم ها. [خوانش: (صُ وَ) [ع.] (اِ.)]
لغت نامه دهخدا

صور در لغت نامه دهخدا

  • صور. (ع اِ) بوق. (مهذب الاسماء). شاخ حیوان که آنرا مینوازند. (غیاث اللغات). شاخ که در آن دمند. (منتهی الارب). نای. ناقور. قرن. شاخ. (منتهی الارب):
    دم صور بشناس و انگیختن
    روانها به تنها برآمیختن.
    اسدی.
    گیتی بمثل سرای کار است
    تا روز قیام و نفخت صور.
    ناصرخسرو.
    سندان بسنان چنان شکافد
    چون صور که آسمان شکافد.
    خاقانی.
    رگ رگست این آب شیرین و آب شور
    در خلایق میرود تا نفخ صور.
    مولوی.
    حریفان خلوت سرای اَلَست
    به یک جرعه تا نفخه ٔ صور مست. توضیح بیشتر ...
  • صور. (اِخ) شهریست بر ساحل بحر متوسط، دارای 7000 تن سکنه و از پایتخت های فینیقیان است. این شهر دو قسمت است: یکی جزیره و دیگر صوری که بر ساحل است. تاریخ بنیاد آن تا به سه هزار سال قبل از میلاد بالا رود. بین صور و فراعنه مصر روابط بازرگانی محکمی برقرار بوده است. صور در حدود 1100 ق. م. رونقی یافت. این شهر از طرف آشوریان و بابلیان محاصره شد و بسال 539 ق. م. ایرانیان آنرا تصرف کردند، سپس اسکندر بسال 333 ق. م. هفت سال آنرا به محاصره گرفت. توضیح بیشتر ...
  • صور. [ص َ] (ع مص) بانگ کردن. || کژ کردن و میل دادن یا شکستن چیزی را. (منتهی الارب). بچسبانیدن [میل دادن]. (ترجمان علامه ٔجرجانی ترتیب عادل) (تاج المصادر بیهقی). || متوجه کردن کسی را. (منتهی الارب). || پاره کردن. (ترجمان علامه ٔ جرجانی). || (مص) روی آوردن. || (اِمص) کژی. || (اِ) صفحه ٔ گردن. || کرانه ٔ رود. || بیخ خرما. || خرمابنان ریزه لا واحد له یا جماعت. (منتهی الارب). || فراهم آمده. ج، صیران. || خرماستان. (مهذب الاسماء). توضیح بیشتر ...
  • صور. [ص ُ وَ] (ع اِ) ج ِ صوره (صورت). (منتهی الارب) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل):
    باغ چون مجلس کسری شده پر حور و پری
    راغ چون نامه ٔ مانی شده پر نقش و صور.
    فرخی.
    گهی چو مرد پریسای گونه گونه صور
    همی نماید زیر نگینه ٔ لبلاب.
    لبیبی.
    مر آمیزش گوهران را بگوی
    سبب چه که چندین صور زو بخاست.
    ناصرخسرو.
    چون شخص دلیران همه پر ز زخم
    چو دست عروسان همه در صور.
    مسعودسعد.
    بخت نیک آرزورسان دل است
    که قلم نقشبند هر صور است. توضیح بیشتر ...
  • صور. [ص َ وَ] (ع مص) کژ گردیدن. || بریدن و جدا کردن چیزی را. || روی آوردن بجهتی. || (اِ) صوره. || نوع. || صفت. (منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • صور. [ص ِ وَ] (ع اِ) ج ِ صوره. (منتهی الارب).

  • صور. (اِخ) نام پادشاه کشمیر که بهمن دختر او را به زنی گرفت. (مجمل التواریخ و القصص چ بهار ص 53). توضیح بیشتر ...
  • صور. [ص َوْ وَ] (اِخ) یاقوت نویسد: موضعی است و گمان دارم از اعمال مدینه است. (معجم البلدان). توضیح بیشتر ...
  • صور. [ص ُوْ وَ] (اِخ) دهی است بر شاطی خابور بین آن وفُدَین حدود چهار فرسنگ است و خوارج را در آن واقعه ای است. (معجم البلدان). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

صور در فرهنگ عمید

  • صورت

    * صُوَر فلکی: (نجوم) = صورت * صورت فلکی
  • بوق
    * صور اسرافیل: در روایات، شیپوری که اسرافیل در روز رستاخیز دو نوبت در آن می‌دمد. در مرتبۀ اول همۀ زندگان می‌میرند و در بار دوم تمام مردگان زنده می‌شوند: خروش شهپر جبریل و صور اسرافیل / غریو سبحهٴ رضوان و زیور حورا (خاقانی: لغت‌نامه: صور اسرافیل)،
    * صور صبحگاهی: [قدیمی، مجاز] آه، ناله، زاری، و فغان هنگام صبح: به صور صبحگاهی بر‌شکافم / صلیب روزن این بام خضرا (خاقانی: ۲۴)،
    * صور نیم‌شبی: [قدیمی، مجاز] آه، ناله، زاری، و فغان در نیم‌شب: به صور نیم‌شبی در‌شکن رواق فلک / به ناوک سحری برشکن مصاف قضا (خاقانی: ۸)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

صور در فارسی به انگلیسی

عربی به فارسی

صور در عربی به فارسی

  • نمایش دادن (بوسیله نقشه و مانند ان) , نقش کردن , مجسم کردن , رسم کردن , شرح دادن , توضیح دادن , بامثال روشن ساختن , نشان دادن , مصور کردن , اراستن , مزین شدن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

صور در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

صور در فرهنگ فارسی آزاد

  • صُوْر، بوق-شاخی که در آن می دمند و صدا می دهد- شیپور بزرگ (جمع: اَصْوار-ضمناً صُوْر جمع صورت نیز می باشد)،. توضیح بیشتر ...
  • صُوْر، از قدیمی ترین شهرهای فنیقی که امروزه جزو کشور لبنان است و تاریخچه ای شبیه صیدا دارد،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه