معنی ضامن

ضامن
معادل ابجد

ضامن در معادل ابجد

ضامن
  • 891
حل جدول

ضامن در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

ضامن در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • پایندان، پذرفتار، کفیل، متعهد
فرهنگ معین

ضامن در فرهنگ معین

  • (اِفا. ) کفیل، ضمانت - کننده، به عهده گیرنده غرامت، (اِ. ) نوعی وسیله دگمه مانند در بعضی ابزارها به ویژه چاقو، آهو لقب امام رضا (ع). [خوانش: (مِ) [ع. ]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

ضامن در لغت نامه دهخدا

  • ضامن. [م ِ] (ع ص، اِ) پذیرفتار. (دهار). پذرفتار. (منتهی الارب) (دهار). کفیل. (منتهی الارب). حَمیل. تاوان دار. (دهار) (مؤیدالفضلا). پایندان. (مهذب الاسماء). ضَمین. ج، ضوامن (منتهی الارب)، ضامنون، ضُمناء. (مهذب الاسماء): دریغ اریارق که اقلیمی ضبط توانستی کردن جز هندوستان و من [خواجه احمد حسن] ضامن وی بودمی. (تاریخ بیهقی ص 229).
    چرخ مرا بنده بود چون ازو
    ایزد دادار بود ضامنم.
    ناصرخسرو.
    ای حجّت زمین خراسان بگوی
    بر راستی سخن که توئی ضامنش. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ضامن در فرهنگ عمید

  • عهده‌دار غرامت، کفیل، ملتزم،
    (حقوق) کسی که می‌پذیرد بدهکار یا گناهکار را در موقع معیّن به دادگاه تحویل دهد،
    نوعی وسیلۀ دکمه‌مانند در برخی وسایل، به‌ویژه در نوعی چاقو،
    * ضامن آهو: [عامیانه] لقب امام رضا،
    * ضامن دَرَک: (حقوق) کسی که بپذیرد که هرگاه عیب‌ونقص یا ایرادی در کالای فروخته‌شده پیدا شد از عهدۀ خسارت خریدار برآید،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

ضامن در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

ضامن در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

ضامن در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

ضامن در فارسی به عربی

  • امن، حذر، ضامن، ضمان، قن، کافل، متبنی، مستند الصرف، مسوول
عربی به فارسی

ضامن در عربی به فارسی

  • ضامن , ضمانت کننده , کفیل , متعهد
فرهنگ فارسی هوشیار

ضامن در فرهنگ فارسی هوشیار

  • پذیرفتار، کفیل، عهده دار غرامت
فرهنگ فارسی آزاد

ضامن در فرهنگ فارسی آزاد

  • ضا‚مِن، کفیل- ملتزم (جمع:ضُمّان- ضَمَنَه)،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید