معنی طاعون

طاعون
معادل ابجد

طاعون در معادل ابجد

طاعون
  • 136
حل جدول

طاعون در حل جدول

فرهنگ معین

طاعون در فرهنگ معین

  • [ع. ] (اِ. ) مرضی عفونی و واگیردار که موش صحرایی از عوامل انتقال آن به انسان است. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

طاعون در لغت نامه دهخدا

  • طاعون. (ع اِ) مرگامرگی. ج، طواعین. (منتهی الارب). شآمت و مرگ عام. (لطایف). || وبا. (دهار). داءالشوکه که مرضی است الیافی عام و کشنده. || دبل. زقمه. (منتهی الارب). || مجازاً شعرا آن را به معنی تلخ و طاعون و طاعونی را به معنی تلخی به کار برده اند:
    آن را که نوش و شهد و شکر بودی
    امروز زهر و حنظل و طاعونی.
    ناصرخسرو.
    جیحون خوش است و بامزه و دریا
    از ناخوشی و زهر چو طاعون است.
    ناصرخسرو.
    به یکی جاهل اگر بیم کند نوشت
    نوش کی گردد آن شربت طاعونی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

طاعون در فرهنگ عمید

  • بیماری واگیردار و خطرناکی که با سر‌درد، لرز، تب شدید، سرگیجه، التهاب غدد لنفاوی، و تورم کبد و طحال همراه است و از طریق کک و موش به انسان منتقل می‌شود،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

طاعون در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

طاعون در فارسی به عربی

تعبیر خواب

طاعون در تعبیر خواب

  • دلیل فتنه وبلا است - محمد بن سیرین
عربی به فارسی

طاعون در عربی به فارسی

  • افت , بلا , سرایت مرض , طاعون , بستوه اوردن , ازار رساندن , دچار طاعون کردن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

طاعون در فرهنگ فارسی هوشیار

  • بیماری واگیر که میکروب آن (باسیل یرسن) در سال ‎ 4981 بوسیله یرسن کشف شده، ابتدا حالت تهوع و لرز و سردرد شدید تولید و ورمی دردناک در کشاله ران یا زیر بغل یا گردن پیدا میشود که پس از یک هفته چرک میکند و بعد از بهبودی رد آن باقی میماند. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

طاعون در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید