معنی عافیت

عافیت
معادل ابجد

عافیت در معادل ابجد

عافیت
  • 561
حل جدول

عافیت در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

عافیت در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • تندرستی، سلامتی، سلامت، صحت، رستگاری، نجاح، پارسایی، تقوا، زهد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

عافیت در فرهنگ معین

  • (اِمص. ) سلامت، تندرستی، رستگاری، پارسایی، مجازاً محافظه کاری. [خوانش: (یَ) [ع. عافیه]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

عافیت در لغت نامه دهخدا

  • عافیت. [ی َ] (ع اِمص) عافیه. صحت. سلامت. تندرستی:
    توبه سگالی که نیز باز نگردی
    سوی بلا گرت عافیت دهد این بار.
    ناصرخسرو.
    عافیت را نشان نمی یابم
    از بلاها امان نمی یابم.
    خاقانی.
    از عافیت مپرس که کس را نداده اند
    در عاریت سرای جهان عافیت عطا.
    خاقانی.
    همچنین قدر عافیت کسی داندکه به مصیبتی گرفتار آید. (گلستان). و رجوع به عافیه شود. || پارسایی. زهد. (آنندراج):
    آنان که به کنج عافیت بنشستند
    دندان سگ و دهان مردم بستند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

عافیت در فرهنگ عمید

  • تندرستی، صحت، سلامت،

    [قدیمی، مجاز] زهد، پرهیزکاری،
فارسی به ترکی

عافیت در فارسی به ترکی

فرهنگ فارسی هوشیار

عافیت در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید