معنی عصاره

عصاره
معادل ابجد

عصاره در معادل ابجد

عصاره
  • 366
حل جدول

عصاره در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

عصاره در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آب، افشره، جوهر، چکیده، شهد، شیره، عرق، عصیر، لب، مرق
فرهنگ معین

عصاره در فرهنگ معین

  • (عُ رِ) [ع. عصاره] (اِ.) شیره، چکیده، فشرده.
لغت نامه دهخدا

عصاره در لغت نامه دهخدا

  • عصاره. [ع ُ رَ / رِ] (از ع، اِ) عصاره. آب افشرده ٔ نباتات است، اعم از آنکه خشک کنند یا نکنند. (تحفه ٔ حکیم مؤمن). به معنی عصیر است اما در آنچه به آتش و آفتاب منعقد کرده باشند استعمال می نمایند. (مخزن الادویه). افشره. (تفلیسی). افشاره. فشاره. فشرده. افشرده. شیره. رُب. چکیده. آب: و از ری کرباس و برد وپنبه و عصاره و روغن و نبیذ خیزد. (حدود العالم).
    ز ما اینجا همی کنجاره ماند
    چو روغنگر گرفت از ما عصاره.
    ناصرخسرو. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

عصاره در فرهنگ عمید

  • شیره، افشره، چکیدۀ هرچیز فشرده‌شده، آب میوه یا چیز دیگر که با فشار گرفته می‌شود،
    [مجاز] خلاصۀ گفتار، نوشتار، یا مطلب دیگر، چکیده،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

عصاره در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

کلمات بیگانه به فارسی

عصاره در کلمات بیگانه به فارسی

فارسی به انگلیسی

عصاره در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

عصاره در فارسی به عربی

  • انتزاع، سائل، عصیر، مقتطف
فرهنگ فارسی هوشیار

عصاره در فرهنگ فارسی هوشیار

  • آنچه بفشردن بیرون آید از آب و روغن و جز آن
فارسی به آلمانی

عصاره در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب