معنی علی

علی
معادل ابجد

علی در معادل ابجد

علی
  • 110
حل جدول

علی در حل جدول

  • امام اول شیعیان، امام متقیان
فرهنگ معین

علی در فرهنگ معین

  • (عُ لا) [ع.] (اِ.) شرف، رفعت، بزرگواری.
  • (عَ یّ) [ع.] (ص.) شریف، بزرگوار.
لغت نامه دهخدا

علی در لغت نامه دهخدا

  • علی. [ع َل ْی ْ] (ع مص) بالای سقف برآمدن. (از منتهی الارب). بالا رفتن و صعود کردن. (از تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغه). عِلْی. عُلی ّ. رجوع به عِلْی و عُلی ّ شود. || (اِ) هر جای بلند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (متن اللغه). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َل ْی ْ] (اِخ) موضعی است در جبال هذیل. و در شعر امیهبن ابی عائذ آمده است:
    لمن الخیام بعلی فالاحراص
    فالسودتَین فمجمع الابواص.
    (از معجم البلدان). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع ِل ْی ْ] (ع مص) بالای سقف برآمدن. (از منتهی الارب). بالا رفتن و صعود کردن. (از تاج العروس) (متن اللغه). عَلْی. عُلی ّ. رجوع به عَلْی وعُلی ّ شود. || (اِ) اشراف و اجله. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به عِلیه شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع ُل ْی ْ] (ع اِ) بزرگان و اشراف و أجله. (از متن اللغه). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ لا] (ع جرف جر) بر. (ناظم الاطباء). برای استعلا بکار رود. (از منتهی الارب) (از لسان العرب) (تاج العروس) (مغنی اللبیب). مانند«: و علیها و علی الفلک تحملون ». (قرآن 22/23). (منتهی الارب). برای استعلا آید، خواه حقیقی باشد مانند «علی الفلک تحملون » وخواه معنوی باشد مانند «فضلنا بعضهم علی بعض ». (از مغنی اللبیب) (از اقرب الموارد). بمعنای استعلا آید، خواه حقیقی باشد چون «حملته علی رأسی »، و خواه مجازی مانند «له علی ّ حق ». توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع ُ لا] (ع اِمص) بزرگی و بلندی قدر و بلندی در منزلت. (منتهی الارب). بزرگی و شرف. (از اقرب الموارد). رجوع به علا شود. || (ص، اِ) ج ِ عُلیا. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به علیا شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع ُ لا] (اِخ) شهری است به سواد وادی القری. (منتهی الارب) (از متن اللغه). علا. (معجم البلدان) (متن اللغه). موضعی است از ناحیه ٔ وادی القری، که بین آن و شام واقع شده و پیغمبر (ص) در راه خویش بسوی تبوک در آنجا فرودآمد، و در محلی که نماز گزارد مسجدی ساخته شد. (از معجم البدان). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع ُ لا] (اِخ) موضعی است به دیار غطفان. (منتهی الارب). علا. (معجم البلدان) (متنن اللغه). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع ُ لا] (اِخ) چند چاه است به دیار کلاب. (منتهی الارب). چاههایی است نزدیک حصا از دیار کلاب. (از معجم البلدان). چاههایی به دیار بنی کلاب. (از متن اللغه). علا. (معجم البلدان) (متن اللغه). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع ُ لا] (اِخ) موضعی است به دیار بنی تمیم. (از متن اللغه). علا. (متن اللغه). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع ُ] (اِ) ممال عُلی ̍ در فارسی. رجوع به عُلی ̍ شود:
    جمال حسن معالی ابوالحسن طاهر
    که از ثری اثر قدر اوست تا به علی.
    ادیب صابر. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع ِ لی ی] (ع اِمص) بلندی. (از تاج العروس) (اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع ِل ْ لی ی] (ع اِ) مکان بلند. (یادداشت مرحوم دهخدا). || آسمان هفتم. (یادداشت مرحوم دهخدا). || دیوان خیر که در آن أعمال صلحا نوشته میشود. (یادداشت مرحوم دهخدا). منزلی در آسمان هفتم که در آن ارواح مؤمنان میباشد. (ناظم الاطباء). ج، عِلّیّین، عِلّیّون. || اشراف و أجلّه ٔمردم. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). عُلّیه. عِلّیه. عُلّی. (اقرب الموارد). || (ص نسبی) منسوب به عله که بطنی است از قضاعه. (از سمعانی). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع ُل ْ لی ی] (ع اِ) اشراف و اجله ٔ مردم. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). عِلّی. عِلّیه. عُلّیه. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ لی ی] (ع ص) بلند. (منتهی الارب) (از لسان العرب) (تاج العروس) (اقرب الموارد). بلندبرآمده و درشت. || بزرگ و بلندقدر و شریف. (منتهی الارب). شریف. (لسان العرب). شریف و بزرگ. (از اقرب الموارد). || آنکه بالاتر از او چیزی نیست. (از لسان العرب) (از متن اللغه). بزرگوار و برتر از همه ٔ خلق. (مهذب الاسماء). || توانا و کلان. (منتهی الارب). سخت و صلب. (از لسان العرب). سخت و قوی. (از اقرب الموارد). سخت و قوی و صلب. (از متن اللغه). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن آیبک بن عبداﷲ تقصادی ناصری دمشقی، ملقب به علاءالدین. رجوع به علی دمشقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن آیبک بن ترکمانی صالحی، ملقب به نورالدین و منصور. دومین تن از ممالیک بحری در مصر و شام. رجوع به علی بحری (ابن آیبک. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن أبان مهلبی. رجوع به علی مهلبی (ابن أبان. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم. از فضلای اواخر قرن 12 و اوایل قرن 13 هجری بود. وی در سال 1141 هَ. ق. متولد شد و در 1213 هَ. ق. درگذشت. او راست: سر المصون فی نکته الاظهار و الاضمار. (از معجم المؤلفین ج 7 ص 3 از حلیه البشر ج 2 ص 459). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم، ملقب به بوش. محدث است. (از منتهی الارب). و مؤلف تاج العروس لقب او را «بوشی » ذکر کرده است و می نویسد که او را محمدبن عبدالرحمان حضرمی روایت میکند. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن ابی بکر انصاری شافعی، مشهور به کلبشی و کلبشاوی. رجوع به علی انصاری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن احمدبن علی بن عمر حلبی قاهری شافعی، ملقب به نورالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی حلبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن اسماعیل غزنوی حنفی، ملقب به ناصرالدین. رجوع به علی غزنوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن بختیشوع کفرطابی. پزشک و کحال قرن پنجم هجری. رجوع به علی کفرطابی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن بکش، مکنی به ابوالحسن. وی طبیب بود، و در 25 یا 26 ذی القعده ٔ سال 394 هَ. ق. درگذشت. او را مقالاتی کوتاه است. (از معجم المؤلفین ج 7 ص 4 از تاریخ الحکماء قفطی ص 235). و نیز رجوع به ابوالحسن (علی بن ابراهیم بن بکوس) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن بکوس، مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابوالحسن (علی بن. ) و نیز به علی بن ابراهیم بن بکش شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن سلمان بن سلیمان عطار دمشقی شافعی، ملقب به علاءالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی عطار شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن سعیدبن یوسف حوفی مصری، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی حوفی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن سلمهبن بحر قطان قزوینی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی قطان شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن شاطر. عالم ریاضی دمشق (متوفی در سال 777هَ. ق. ). رجوع به علی بن شاطر و به ابن شاطر شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن عباس حسینی علوی، مکنی به ابوالقاسم و مشهور به نسیب. رجوع به علی نسیب شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن عبدالرحمان عمادی. رجوع به علی عمادی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن علی بن ابراهیم جذامی، مشهور به ابن قفاص. رجوع به علی قفاص شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن علی بن عبدالرحمان امیمی شریشی. رجوع به علی امیمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن علی بن معتوق واسطی، مشهور به ابن ثرده. رجوع به علی واسطی (ابن ابراهیم بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن عمربن خلیل بغدادی، مشهور به خازن و ملقب به علاءالدین. رجوع به خازن شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن محمدبن اسحاق کاتب. رجوع به علی کاتب شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن محمدبن اسماعیل بن صلاح حسنی یمانی صنعانی. رجوع به علی صنعانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن محمدبن عیسی بن سعدالخیر انصاری بلنسی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی بلنسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن محمدبن همام بن محمدبن ابراهیم بن حسن انصاری دمشقی، مشهور به ابن شاطر و مطعم و ملقب به علاءالدین و مکنی به ابوالحسن. عالم فلکی. رجوع به علی (ابن شاطر) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن محمد حسینی جویمی شیرازی شافعی، ملقب به نورالدین. رجوع به علی جویمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن محمد دهکی رازی، مکنی به ابوالقاسم. رجوع به علی دهکی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن محمد زهری شروانی مدنی نقشبندی حنفی، ملقب به کمال الدین. رجوع به علی شروانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن معلی. از مشایخ شیعه و راوی فقه، از ائمه بود. (از الفهرست ابن الندیم). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن موسی بن جعفر الصادق (ع). فرزند او «محمد» روایت کند که با پدرخود «علی » در وقتی که سخت محتاج بودند بنزد امام حسن عسکری (ع) رفتند و آن امام از عالم غیب به حاجت آنان پی برد و بدانها کمک کرد. تفصیل واقعه در تاریخ حبیب السیر آمده است (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 99). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن هاشم. از علماء و فقهای شیعه است و کتاب المناقب و کتاب اختیار القرآن و کتاب قرب الاسناد و کتاب نوادر القرآن از اوست. (از الفهرست ابن الندیم). اما در همان کتاب الفهرست کتاب المناقب و کتاب اختیار القرآن و کتاب قرب السناد از علی بن هاشم دانسته شده است. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن هاشم قمی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی قمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم انباری شیعی. از فضلای قرن دهم هجری. رجوع به علی انباری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بحری مصری مالکی، ملقب به نورالدین و مکنی به ابوالحسن. از قضات قرن نهم هجری. رجوع به علی مصری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم حصری، مکنی به ابوالحسین. از عرفای قرن چهارم هجری. رجوع به ابوالحسین حصری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم خزاعی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی خزاعی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم درویش، ساکن حلب. رجوع به علی درویش شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم رامزبن ابراهیم حسن. از اطبای قاهره است. رجوع به علی رامز شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم قمی. از فقهای قرن 14 هجری. رجوع به علی قمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم کنانی فیجاطی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی کنانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم مغنیساوی رومی حنفی (علی رضا. )، مشهور به اولیازاده. رجوع به علی رضابن ابراهیم. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی احمد حسین طاهربن موسی بن محمدبن موسی ابراهیم بن امام موسی بن جعفر الصادق (ع)، ملقب به علم الهدی و ثمانینی و ذوالثمانین و ذوالمجدین و سیدمرتضی و شریف مرتضی. رجوع به علم الهدی موسوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی اصیبعه علی بن خلیفهبن یونس بن ابی القاسم بن خلیفه ٔ خزرجی، مشهور به ابن ابی اصیبعه و ملقب به رشیدالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی بن خلیفهبن یونس بن. و ابن ابی اصیبعه شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی بکربن حمیر یمنی همدانی، ملقب به سراج الدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی همدانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی بکربن خلیفه ٔ همدانی حسینی یمانی شافعی، مشهور به ابن أزرق و ملقب به موفق الدین و نورالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی أزرق شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی بکربن سلیمان هیثمی شافعی، ملقب به نورالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی هیثمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی بکربن عبدالجلیل فرغانی مرغینانی حنفی، ملقب به برهان الدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی مرغینانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی بکربن عبدالرحمان بن محمد باعلوی. رجوع به علی سقاف شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی بکربن عبدالرحمان سقاف علوی، ملقب به نورالدین. رجوع به علی سقاف شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی بکربن علی بن ابی بکربن عمربن احمدبن عبدالرحمان بن محمد خزرجی انصاری مکی شافعی، مشهور به ابن جمال مصری. رجوع به علی مصری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی بکربن علی بن محمدبن أبی بکربن عبداﷲبن عمربن عبدالرحمان بن عبداﷲ یمانی زبیدی شافعی، مشهور به ناشری و ملقب به موفق الدین. رجوع به علی ناشری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی بکربن علی هروی موصلی، ساکن حلب، مکنی به ابوالحسن. رحاله و خطیب بودکه به علم سیما و چهره آشنایی داشت. اصل وی از هرات بود و در موصل متولد شد و در بسیاری از شهرها گردش کرد. و در دهه ٔ دوم رمضان سال 611 هَ. ق. درگذشت. او راست: 1- الاشارات الی معرفه الزیارات من صحیح الروایات. 2- الخطب الهرویه. 3- منازل الارض ذات الطول و العرض. (از معجم المؤلفین ج 7 ص 47 از کشف الظنون ص 96و 517 و سایر صفحات و هدیه العارفین ج 1 ص 705 و ایضاح المکنون ج 1 ص 278 و ج 2 ص 301 و وفیات الاعیان ابن خلکان ج 1 ص 437 و شذرات الذهب ابن عماد ج 5 ص 49 و فهرست الخدیویه ج 5 ص 58 و الوافی صفدی ج 12 ص 13 و فهرس المؤلفین بالظاهریه). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی بکربن محمدبن علی بن محمدبن شراد برعی أبیاری زبیدی یمنی شافعی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی برعی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی حزم قرشی دمشقی مصری شافعی، مشهور به ابن نفیس و ملقب به علاءالدین. طبیب و دانشمند مشهور قرن هفتم هجری. رجوع به ابن نفیس و کتب ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 58 و کشف الظنون ص 463 و 1024 و سایر صفحات و ایضاح المکنون بغدادی ص 188 و النجوم الزاهره ٔ ابن تغری ج 7 ص 377 و طبقات الشافعیه سبکی ج 5 ص 129 و البدایه ٔ ابن کثیر ج 13 ص 313 و شذرات الذهب ابن عماد ج 5 ص 401 و مختصر دول الاسلام ج 2 ص 145 و الدارس نعیمی ج 2 ص 131 و حسن المحاضره ٔسیوطی ج 1 ص 313 مفتاح السعاده ٔ طاش کبری ج 1 ص 269 و مرآه الجنان یافعی ج 4 ص 207 و فهرست الخدیویه ج 6 ص 20 وفهرس الطب، المکتبه البلدیه ص 22 و فهرس مخطوطات الموصل ص 217 و روضات الجنات خوانساری ص 496 و فهرست کتابخانه ٔ دانشگاه تهران ج 3 ص 811 و هدیه العارفین ج 1 ص 714 و تلخیص مجمع الاَّداب ابن فوطی ص 117 و تاریخ الاسلام ذهبی جزء آخر ص 72 و طبقات الشافعیه ٔ اسنوی ص 176 و فهرس مخطوطات الطب بالظاهریه و الوافی صفدی ج 12 ص 21. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی حزین، ملقب به علاءالدین. رجوع به ابن نفیس و علی بن ابی حزم قرشی. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی حسن سندی مدنی، ملقب به نورالدین. رجوع به علی سندی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی حسن فضلوی. پدر او ابوالحسن فضلوی رئیس کردانی بود که در سال 500 هَ. ق. از جبل السماق شام به لرستان آمدند. و علی را واقعه ای در شکار اتفاق افتاده است که در تاریخ حبیب السیر مذکور میباشند، بدانجا مراجعه شود. (از حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 325). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی حسین عبدالرحیم سلمی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن قصار. ادیب و لغوی وخطاط. رجوع به ابن قصار (ابوالحسن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی حمزه. وی را سفری به حج در معیت امام جعفر الصادق (ع) دست داده بود و از آن امام درین راه معجزاتی دیده است که تفصیل آن در تاریخ حبیب السیر آمده است. (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 73). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی حمله، مکنی به ابونصر. محدث بود. و نیز رجوع به ابونصر علی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن أبی رافع، علی بن عبداﷲ بغدادی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن ابی رافع. رجوع به ابن ابی رافع و علی بغدادی (ابن عبداﷲ. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی رجال، علی شیبانی مغربی، مشهور به ابن ابی الرجال و مکنی به ابوالحسن منجم است (406- 454 هَ. ق. ). او راست: البارع فی أحکام النجوم و الطوالع. رجوع به ابن ابی الرجال ونیز به کتب ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 92 و فهرس المؤلفین بالظاهریه و کشف الظنون حاجی خلیفه ص 217. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن أبی زهران، علی بن یعقوب بن شجاع بن علی بن ابراهیم بن محمدبن ابی زهران موصلی شافعی، ملقب به عمادالدین و مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن ابی زهران. رجوع به علی موصلی (ابن یعقوب بن شجاع بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی زید محمدبن علی نحوی استرابادی، ملقب به فصیحی و مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابوالحسن (علی بن ابی زید. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی سعدبن أبی الفرج خیاط، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی خیاط شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی سعید عبدالرحمان بن احمدبن یونس بن عبدالاعلی صدفی یمنی مصری، مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابن یونس (ابوالحسن علی بن. ) و علی بن عبدالرحمان بن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی طالب بن عبدالمطلب حسینی همدانی نجفی. رجوع به علی همدانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی طالب بن عبدمناف بن عبدالمطلب بن هاشم بن نضربن کنان بن خزیمهبن مدرک بن الیاس بن مضربن نزاربن معدبن عدنان هاشمی قرشی علیه السلام، مکنی به ابوالحسن، ابوتراب (بوتراب) و ابوالهیجاء (بوالهیجاء)، و ملقب به مرتضی، أسداﷲ، حیدر، حیدر کرار، شاه مردان، شاه ولایت، امیرالمؤمنین و مولای متقیان. وی پسرعم و داماد پیغمبر اکرم و از عشره ٔ مبشره و خلیفه ٔ چهارم مسلمانان و امام اول نزد مسلمانان شیعی مذهب است. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی طلحه ٔ شامی، مکنی به ابوطلحه. از روات حدیث بود. رجوع به ابوطلحه (علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی طیب، علی بن عبداﷲبن احمد نیشابوری، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن ابی الطیب. رجوع به علی نیشابوری (ابن عبداﷲبن احمد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی عاص. وی فرزند ابوالعاص و زینب بنت خدیجه (ع) است که نزدیک به بلوغ درگذشت. (از حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 430). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی عاص بن ربیعبن عبدالعزی بن عبدشمس بن امیه ٔ قرشی عبشمی. رجوع به علی عبشمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی عبداﷲ هارون بن علی بن یحیی بن ابی منصور، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن منجم. رجوع به علی بن هارون بن علی بن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن أبی عزبن عبداﷲ باجسرای حنبلی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی باجسرای شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن أبی علی بن محمدبن سالم تغلبی آمدی حنبلی شافعی، ملقب به سیف الدین. رجوع به علی آمدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی علی محمدبن مقله، مکنی به ابوالحسین. وی در روزگار المتقی عباسی به وزارت رسید و هنگامی که متقی از خلافت خلع شد، این ابوالحسین علی هنوز وزیر بود. (از تجارب السلف نخجوانی ص 221). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی فتح کاتب، مشهور به مطوق. رجوع به علی مطوق شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی فرج بن حسن بصری، مکنی به ابوالحسن و ملقب به صدرالدین. رجوع به علی بصری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن أبی فرج زمزمی (علی خلیفه. ). رجوع به علی خلیفه شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی فضل بن عمید، مکنی به ابوالفتح و ملقب به ذوالکفایتین، فرزند ابن عمید. رجوع به علی ذوالکفایتین شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی فضل، حسن بن ابی المجد حلبی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علاءالدین حلبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی قاسم خوانساری. رجوع به علی خوانساری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی قاسم عبداﷲبن اماجور منجم، مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابوالحسن (علی بن ابی القاسم. ) و به ابن اماجور شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی قره، علی بن احمد ابیوردی شیعی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن ابی قره. رجوع به علی ابیوردی (ابن احمد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی قصیبه. علی بن محمدبن علی غزالی، مشهور به ابن ابی قصیبه. رجوع به علی غزالی (ابن محمدبن علی. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی کثیر، مملوک. او را پنجاه ورقه شعر است. (از الفهرست ابن الندیم). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی کرم محمدبن محمدبن عبدالکریم بن عبدالواحد شیبانی جزری موصلی، مشهور به ابن اثیر جزری و ملقب به عزالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابن اثیر و علی بن محمدبن محمدبن عبدالکریم بن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی لطف. علی بن محمدبن علی بن ابی اللطف مقدسی شافعی، مکنی به ابوالفضل و مشهور به ابن ابی اللطف. رجوع به علی مقدسی (ابن محمدبن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی مجدبن شرف بن احمد حمصی دمشقی. رجوع به علی حمصی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی محمدبن ابی سعدبن عبداﷲ واسطی، مشهور به دیوانی و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی دیوانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی محمدبن عبداﷲبن علی بن زکریا زبحی جرجانی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی زبحی (ابن محمدبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی محمدحسن بن هبهاﷲبن عبداﷲبن حسین دمشقی شافعی، مشهور به ابن عساکر و مکنی به ابوالقاسم و ملقب به ثقهالدین. رجوع به ابن عساکر و علی بن حسن بن هبه اﷲبن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی وفاء، علی بن سعدبن علی بن عبدالواحدبن عبدالقاهربن احمدبن مسهر موصلی، مکنی به ابوالحسن و ملقب به مهذب الدین و مشهور به ابن ابی الوفاء. رجوع به علی موصلی (ابن سعدبن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابی هیجاء، ملقب به سیف الدوله. وی از آل حمدان بود که در زمان عباسیان بر موصل و شام حکومت می کردند. سیف الدوله علی در سال 303 هَ. ق. متولد شد و در عهد خلافت المقتدرعباسی، در شام حکومت می کرد و دربار او مرکز تجمع علما و شعرا و ادبا و فضلا بود و خود نیز طبع شعر داشت و گاهی شعر می گفت. در سال 333 هَ. ق. «اخشید» والی مصر به جانب حلب لشکر کشید ولی از سیف الدوله شکست خورد و به طبریه رفت و پس از مدت کمی دوباره به جنگ سیف الدوله آمد و حلب را تصرف کرد، و این جنگ وستیز در سال 334 هَ. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اثردی، علی بن هبهاﷲبن علی بن اثردی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن اثردی. رجوع به علی بن هبه اﷲبن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن أثیر، علی بن محمدبن محمدبن عبدالکریم بن عبدالواحد شیبانی موصلی، مشهور به ابن اثیر جزری و ملقب به عزالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابن اثیر و علی بن محمدبن محمدبن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد. وی از اهالی قزوین بود و از جمله وکیلانی بشمار می رفت که صاحب کشف الغمه بنقل از اعلام الوری تألیف طبرسی، گوید که آنها حضرت صاحب الامر (ع) را رؤیت کرده اند. (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 110). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد، مکنی به ابوالفتح. وی وزیر ملک اهواز بود و به روزگار ناصرخسرو در بصره میزیست. مردی اهل و صاحب فضل و دانای شعرو ادب بود با کرمی تمام. (از سفرنامه ٔ ناصرخسرو). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد، ملقب به علاءالدین (متوفی در سال 706 هَ. ق. ). وی از قاریان بود. او راست: شرح الشاطبیه فی القراآت. (از معجم المؤلفین ج 7 ص 9 از کشف الظنون ص 548). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد، مکنی به ابوالفتوح. از حقوقدانان بود و در سال 1289 هَ. ق. در استان غربی مصر متولد شد. و در دانشکده ٔ منپلیه ٔ فرانسه تحصیل علم حقوق کرد و به مصر بازگشت و چندین مدرسه ٔ مختلف تأسیس کرد و در سال 1331 هَ. ق. در قاهره درگذشت. او راست: 1- خواطر فی القضاء و الاقتصاد و الاجتماع. 2- سیاحه مصری فی اروبا سنه 1900 م. 3- الشریعه الاسلامیه و القوانین الوضعیه. 4- المذهب الاجتماعی فی التشریع الجنائی. (از معجم المؤلفین ج 7 ص 22 از فهرس المؤلفین بالظاهریه و معجم المطبوعات ص 322 و فهرس الازهریه ج 6ص 21 و مرآه العصر ج 2 ص 273 و الاعلام زرکلی ج 5 ص 67). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد (دهقان. )، ملقب به اختیارالدین. وی ممدوح سوزنی بود، و او را در قصیده ای مدح کرده است که چند بیت از آن نقل میشود:
    کآمد به فرخی ز سفر اختیار دین
    کز مدح او کند شرف و افتخار دل
    دهقان علی که همچو علی بدسگال را
    در سینه بگسلد به سر ذوالفقار دل.
    (از دیوان حکیم سوزنی سمرقندی ص 245). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن ابراهیم بن اسماعیل مهائمی دکنی هندی حنفی، ملقب به علاءالدین. رجوع به علی مهائمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ابراهیم بن زبیر عنانی فسوی شافعی، ملقب به رشید و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی فسوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن ابی دجانه ٔ مصری، مکنی به ابوالحسن. خطاط و نویسنده ٔ قرن چهارم هجری. رجوع به علی مصری (ابن احمدبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن ابی هیجاء هکاری، مکنی به ابوالحسن و ملقب به سیف الدین و مشهور به مشطوب. رجوع به علی مشطوب شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن احمدبن محمدبن یوسف بلصفوری ازهری مالکی. رجوع به علی یوسف شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن احمد قلقشندی مصری شافعی. نسابه ٔ قرن هشتم هجری. رجوع به علی قلقشندی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن اسعدبن ابی بکربن محمدبن عمربن ابی الفتوح بن علی بن ابی الفتوح بن علی بن صبح اصبحی یمنی، ملقب به ضیاءالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به أصبحی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن بکری، مکنی به ابوالحسن. نام او رابصورت «علی بن عمربن احمدبن عبدالباقی بن بکری » نیز آورده اند. وی کتابدار کتابخانه ٔ نظامیه و از مردم باب الازج بود و در هجدهم رمضان سال 575 هَ. ق. درگذشت ودر «وردیه » دفن گردید. او نحو را نزد ابوالسعادات بن شجری و لغت را نزد ابومنصور جوالیقی فراگرفت. او راخطی نیکو بود و تعداد بسیاری از کتب را به خط خویش نگاشته است. (از معجم الادباء چ مارگلیوث ج 5 ص 104). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن تقی بن صالح، مشهور به ابن حجه و شهید ثانی (911- 957 هَ. ق. ). فقیه و اصولی و محدث و متکلم بود و در مکه اقامت داشت. او راست: 1- البدایه فی الدرایه. 2- روض الجنان فی شرح الارشاد، در فقه شیعه. 3- غنیه القاصدین فی اصطلاحات المحدثین. 4- کتاب الرجال و النسب و تحقیق الایمان و الاسلام. 5- المسالک، در هفت مجلد. (از معجم المؤلفین ج 7 ص 12 از هدیه العارفین ج 1 ص 747). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن تقی الدین بخاری مکی شافعی، مشهور به قبانی. رجوع به علی بخاری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن حرب. محدث است. (منتهی الارب).

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن حرب سمیرمی، مکنی به ابوطالب و ملقب به کمال الدین. رجوع به علی سمیرمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن حسن بن ابراهیم تجیبی اندلسی مالکی، مشهور به حرالی. رجوع به علی حرالی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن حسن مذحجی، مشهور به بحده و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی مذحجی شد. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن حسن یمانی، مشهور به ابن علیف. وی شاعر بود و در سال 855 هَ. ق. درگذشت. او را دیوان شعری است. (از معجم المؤلفین ج 7 ص 14 از هدیه العارفین ج 1 ص 732). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن حسین بن احمدبن حسین بن محمویه یزدی شافعی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی یزدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن حسین حسینی علوی آملی، ملقب به ممتازالعلماء و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی آملی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن حسین قطیفی. رجوع به علی قطیفی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن حمدون اندلسی حمیری، مکنی به ابوالحسن و ملقب به نورالدین. نحوی ولغوی قرن هفتم هجری. رجوع به ابوالحسن حمیری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن حِنّی. محدث است. (منتهی الارب).

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن خاتون عاملی. فقیه و ادیب قرن دهم هجری. رجوع به علی عاملی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن خلف بن محمد باذش انصاری غرناطی، مشهور به ابن باذش و مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابن باذش و غرناطی و علی باذش شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن زکریا، مشهور به ابن زکرون و مکنی به ابوالحسن. فقیه و عالم علم فرائض و محدث و صوفی از اهل طرابلس بود که در سال 370 هَ. ق. درگذشت. او را مؤلفات بسیاری است. (از معجم المؤلفین ج 7 ص 15 از الدیباج ابن فرحون ج 1 ص 201). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن زین الدین بحری (علی تقی. ). رجوع به علی بحری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن سعیدبن حزم بن غالب بن صالح بن خلف بن سفیان بن یزید فارسی اندلسی قرطبی یزیدی، مکنی به ابومحمد و مشهور به ابن حزم. فقیه و ادیب قرن پنجم هجری. رجوع به ابن حزم و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 16 و سیر النبلاء ذهبی ج 11 ص 188 و فهرس المؤلفین بالظاهریهو وفیات الاعیان ج 1 ص 428 و الصله ص 408 و جذوهالمقتبس ص 290 و مطمح الانفس ص 55 و معجم الادباء ج 12 ص 235 و تذکره الحفاظ ذهبی ج 3 ص 321 و البدایه ج 12 ص 91 و تاریخ الحکماء ص 232 و لسان المیزان ج 4 ص 198 و النجوم الزاهره ج 5 ص 75 و کشف الظنون ص 21 و 118 و سائر صفحات و ایضاح المکنون ج 1 ص 319 و ج 2 ص 62 و 272 و سائر صفحات ونفح الطیب ج 6 ص 202 و مرآه الجنان ج 3 ص 79 و بغیه الملتمس ص 403 و مختصر دول الاسلام ج 1 ص 207 و ظهرالاسلام ج 3 ص 53 و المتجددون فی الاسلام ص 190 و ابن حزم نوشته ٔ محمد ابوزهره و هدیه العارفین ج 1 ص 690 و ابن حزم نوشته ٔطه حاجری و تاریخ الفکر الاندلسی ص 74 و فهرست المخطوطات المصوره ٔ سید ج 2 ص 74 و برکلمن ج 1 ص 400 و غیره. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن سلک فالی، مکنی به ابوالحسن و مشهوربه مؤدب. رجوع به علی فالی (ابن احمدبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن سهل فوشنجی هروی، مکنی به ابوالحسن. از عرفای نیمه ٔ اول قرن چهارم هجری. رجوع به ابوالحسن فوشنجی و نامه ٔ دانشوران ج 3 ص 35 و حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 304 شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن طالب معدل. رجوع به علی معدل شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن عباس اندآنی، مکنی به ابوالحسن. والی اصفهان. رجوع به علی اندآنی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن عبدالرحمان بن احمدبن عبدالرحمان بن یعیش زهری باجی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی باجی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن عبدالعزیزبن عبدالحق بن خراسان، مشهور به ابن خراسان. آخرین تن از امرای آل خراسان در تونس بود. وی در سال 553 هَ. ق. پس از درگذشت عمش عبداﷲبن عبدالعزیز به حکومت رسید ولی در سال 554 هَ. ق. بر اثر فشار عبدالمؤمن کومی، ناچار شد که از تونس به مراکش رود، اما قبل از رسیدن به مراکش در سال 555 هَ. ق. درگذشت و بدین ترتیب حکومت آل خراسان نیز منقرض گشت. (از الاعلام زرکلی از الخلاصه النقیه ص 54 و البیان المغرب ج 1 ص 316 و دائره المعارف الاسلامیه ج 8 ص 258). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن عبدالعزیز میوروقی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی میوروقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن عبداﷲ بغدادی، مکنی به ابوخطاب. رجوع به علی بغدادی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن عبدالمؤمن زواوی مغربی مالکی. رجوع به علی زواوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن عبدالنبی بن محمد طسوجی. رجوع به علی طسوجی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن عبدالواحد مقدسی حنبلی، مشهور به ابن بخاری و ملقب به فخرالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی بخاری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن عثمان بن محمدبن اسحاق سلمی مناوی قاهری شافعی. رجوع به علی مناوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن عرام بن احمد ربعی اسوانی. رجوع به علی ربعی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن علی بن احمد ارموی حنبلی، ملقب به زین الدین. رجوع به علی ارموی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن علی بن بندار یزدی حنفی، مکنی به ابوالقاسم. رجوع به علی یزدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن علی بن سلیمان فالی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی فالی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن علی بن عبدالمنعم، مشهور به ابن هبل و خلاطی، و ملقب به مهذب الدین، و مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابن هبل و علی خلاطی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن علی بن محمدبن جعفربن عبداﷲبن حسین بن علی بن ابی طالب، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی عقیقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن علی بن محمدبن دواس القنا الواسطی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن واسطی. از معاریف علمای نجوم. رجوع به ابوالحسن (علی بن احمدبن. ) و تاریخ الحکماء قفطی ص 240 شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن علی جندی یمنی. رجوع به علی جندی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن علی شریشی، مشهور به ابن لبال و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی شریشی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن علی عرشانی یمنی. رجوع به علی عرشانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن علی کزبری، ملقب به علأالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی کزبری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن عمربن محمدبن احمد بوشی انصاری، ملقب به نورالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی بوشی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن فضل أربکی. رجوع به علی أربکی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن قاسم بن محمد حسنی یمنی، مشهور به داعی. رجوع به داعی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن قاسم بن موسی، مشهور به مصباح زرویلی. رجوع به علی زرویلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمدبن ابراهیم حسینی مشهدی أحسائی، ملقب به جمال الدین. رجوع به علی أحسائی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمدبن ابراهیم عزیزی بولاقی شافعی، ملقب به نورالدین. رجوع به علی عزیزی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمدبن احمدبن عبدالقادربن عثمان منوفی جوفی. رجوع به علی منوفی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمدبن اسحاق بن احمدبن حسن حسنی یمنی صنعانی. رجوع به علی صنعانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمدبن داوود رزاز. رجوع به علی رزاز شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمدبن سلیمان بن حمزه ٔ مقدسی سالحی حنبلی، ملقب به فخرالدین. رجوع به علی مقدسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمدبن طرطوسی حرمی، مکنی به ابوبکر. از علمای قرن چهارم هجری. رجوع به علی حرمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمدبن علی واحدی نیشابوری شافعی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابوالحسن (علی بن احمد ابن. )، و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 26 و سیرالنبلاء ذهبی ج 11 ص 224 و طبقات الشافعیه ٔ اسنوی ص 182 و اسماء الرجال الناقلین عن الشافعی و المنسوبین الیه تألیف ابن هدایه ص 61 و مناقب الشافعی و طبقات اصحابه من تاریخ الذهبی ص 145 و فهرس المؤلفین بالظاهریه وفیات الاعیان ج 1 ص 419 و طبقات الشافعیه ج 3 ص 289 و معجم الادباء ج 12 ص 257 و کامل التواریخ ابن اثیر ج 10 ص 35 و البدایه ٔ ابن کثیرج 12 ص 114 و طبقات القراء ابن جزری ج 1 ص 523 و انباء الرواه ج 2 ص 223 و طبقات الشافعیه ٔ ابن هدایه ص 58 و شذرات الذهب ابن عماد ج 3 ص 330 و مختصر دول الاسلام ج 2 ص 3 و بغیهالوعاه سیوطی ص 327 و النجوم الزاهره ج 5 ص 104و مرآهالجنان ج 3 ص 96 و المختصر فی اخبار البشر ج 2 ص 201 و مفتاح السعاده ج 1 ص 402 و کشف الظنون ص 76 و 125و سایر صفحات و روضات الجنات خوانساری ص 484 و فهرست الخدیویه ج 1 ص 133 و 221 و ایضاح المکنون ص 673 و فهرس المخطوطات المصوره ص 50 و هدیه العارفین ج 1 ص 692. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمدبن عمربن سالم بن عبیداﷲبن حسن علوی حسینی زیدی شافعی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی زیدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمدبن غزال نیشابوری، مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابوالحسن (علی بن احمدبن. )، و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 27 و معجم الادباء ج 12 ص 272 و التحبیر سمعانی ص 63. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمدبن کوثر محاربی غرناطی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی محاربی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمدبن معصوم بن نصیرالدین بن ابراهیم بن سلام اﷲبن مسعودبن محمدبن منصور حسنی حسینی، مشهور به ابن معصوم. ادیب و شاعر قرن یازدهم هجری. رجوع به سیدعلی خان شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمدبن یوسف بن مروان بن عمرغسانی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی غسانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمد بنا دمیاطی. رجوع به علی بنا شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمد جمالی حنفی رومی زنبیلی، ملقب به علاءالدین. رجوع به علی جمالی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمد دیبلی شافعی. رجوع به علی دیبلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمدرتبلی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی رتبلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمد رسموکی. رجوع به علی رسموکی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمد شیرازی مکی شافعی، ملقب به علاءالدین. رجوع به علی شیرازی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمد فنجکردی نیشابوری، ملقب به شیخ الافاضل و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی فنجکردی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن محمد کیزاوانی حموی شاذلی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی حموی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن مکابر شظبی یمنی. رجوع به علی یمنی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن مکرم اﷲ صعیدی عدوی مالکی ازهری. رجوع به علی صعیدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن مکی رازی، ملقب به حسام الدین و مشهور به ابن مکی. فقیه و ساکن دمشق بود و به حلب نیز سفر کرد، و در سال 593 یا 598 هَ. ق. در دمشق درگذشت و در خارج باب فرادیس دفن شد. او راست: 1- خلاصه الدلائل فی تنقیح المسائل، در فروع فقه حنفی، و آن شرح قدوری است. 2- سلوه الهموم. 3- فتاوی. (از معجم المؤلفین ج 7 ص 30 از فهرست مخطوطات الفقه الحنفی بالظاهریه و مفتاح السعاده ج 2 ص 142 و تاج التراجم ص 31 و الجواهر المضیه ج 1 ص 353 و کشف الظنون ص 999 و سایر صفحات، و الفوائد البهیه ص 118 و هدیه العارفین ج 1 ص 703). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن منصور بسام، مشهور به بسامی و ابن بسام. رجوع به علی بسامی و ابن بسام شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن موسی بن امام محمد تقی علیه السلام، مکنی به ابوالقاسم. محدث و فقیه و از غُلات شیعه میباشد که در سال 352 هَ. ق. در یکی از قراء فارس درگذشت. او راست: الاغاثه فی الثلاثه. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن موسی بن علی جلاد راکبی نخلی حنفی. رجوع به علی جلاد شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن موسی بن محمد تقی علیه السلام، مکنی به ابوالقاسم. رجوع به علی بن احمدبن موسی بن امام محمد تقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن موسی بن محمد دیری جوبری دمشقی شافعی، ملقب به علاءالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی دیری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن موسی جزائری، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی جزائری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن موسی عاملی نباطی. رجوع به علی نباطی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن موفق بن متوکل، مکنی به ابومحمد و ملقب به المکتفی باﷲ. هفدهمین خلیفه ٔ عباسی. رجوع به علی عباسی (ابن احمد معتضدبن موفق بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن نوبخت، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن نوبخت. وی در سال 416 هَ. ق. در مصر درگذشت. رجوع به ابوالحسن علی. و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 31 و وفات الاعیان ج 1 ص 452 و کشف الظنون ص 769. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن هبل تبریزی بغدادی موصلی، مکنی به ابوالحسن و ملقب به مهذب الدین. رجوع به علی تبریزی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن یوسف بن خضر آمدی حنبلی، ملقب به زین الدین. رجوع به علی آمدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن یوسف وادی آشی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی وادی آشی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدبن یونس (الشیخ الامام. )، مکنی به ابوالحسن (متوفی در سال 399 هَ. ق. ). او راست: الزیج الکبیر الحاکمی، در دو مجلد بزرگ. (از کشف الظنون حاجی خلیفه ج 2 ص 971). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد ابیوردی شیعی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن ابی قره. متکلم قرن دهم هجری. رجوع به علی ابیوردی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن أحمد أزرق، مشهور به ابن ازرق و ملقب به موفق الدین و نورالدین، و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی أزرق شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد اسدی طوسی، مکنی به ابونصر. شاعر مشهور. رجوع به اسدی (علی بن احمد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد أنصاری. فقیه حنفی. رجوع به علی انصاری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد أنطاکی، مکنی به ابوالقاسم. رجوع به علی أنطاکی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد باسفری. شاعر. رجوع به علی باسفری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد بستجی. فقیه بود. رجوع به علی بستجی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد بستیفی نیشابوری. محدث است. (منتهی الارب) (از تاج العروس). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد بغدادی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن قصار. رجوع به علی قصار شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد بغدادی شافعی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن مرزبان. رجوع به علی بغدادی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد بلخی، مکنی به ابوالقاسم. ازعلمای نجوم. رجوع به علی بلخی (ابن احمد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد تستری. رجوع به علی تستری (ابن احمد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد جرجانی، مکنی به ابوالقاسم. رجوع به علی جرجانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد جرجرایی، مکنی به ابوالقاسم و ملقب به نجیب الدوله. رجوع به علی جرجرایی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدجشوبی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی جشوبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد حریشی فاسی مالکی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی حریشی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد حسینی عاملی، ملقب به تاج الدین. رجوع به علی عاملی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد خرد یمانی. فقیه قرن دهم هجری. رجوع به علی خرد شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد خرقانی (یا علی بن جعفر)، مکنی به ابوالحسن. از بزرگترین مشایخ صوفیه ٔ اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری. رجوع به ابوالحسن علی بن جعفر. و ابوالحسن خرقانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد خیالی بن ابراهیم گلشنی، مشهور به صفوتی. رجوع به علی صفوتی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمددریدی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی دریدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدراسبی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی راسبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدزنبیر، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی زنبیر شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد سماقه ٔ عاملی مشغری. رجوع به علی سماقه شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد سهیلی اسفرایینی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی اسفرایینی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد شامی خزرجی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی شامی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد شبامی عاملی زیدی، ملقب به زین الدین. رجوع به علی عاملی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد صرصری نجری، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی صرصری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد طائی سموقی، مکنی به ابوالحسن و ملقب به بهاءالدین. رجوع به علی سموقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد طوسی، مکنی به ابومنصور و متخلص به اسدی. شاعر مشهور. رجوع به اسدی طوسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد عادلی عاملی مشهدی غروی. رجوع به علی عادلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد عمرانی موصلی. رجوع به علی عمرانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد فقیه عاملی. رجوع به علی فقیه شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمدقرافی انصاری مصری شافعی. رجوع به علی قرافی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد کاتب، ملقب به منتجب الدین بدیع اتابک جوینی. منشی معروف سلطان سنجر سلجوقی. رجوع به علی جوینی (ابن احمد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد کریدی حنفی، ملقب به شکری. رجوع به علی کریدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد کوفی علوی، مکنی به ابوالقاسم. رجوع به علی کوفی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد مجتبی انطاکی، مکنی به ابوالقاسم. رجوع به علی انطاکی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد مصری شامی شافعی اشعری، مشهور به ابن صدقه. رجوع به علی مصری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد معتضدبن موفق بن متوکل عباسی، مکنی به ابومحمد و ملقب به المکتفی باﷲ. هفدهمین خلیفه ٔ عباسی. رجوع به علی عباسی (ابن احمد معتضد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد مغربی یشرطی شاذلی. رجوع به علی یشرطی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد مقری. رجوع به علی مقری شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد نجاری شعرانی شافعی. رجوع به علی شعرانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد مهلبی لغوی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی مهلبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد میمندی، مکنی به ابوالحسن. وزیر سلطان محمودبن سبکتکین. رجوع به علی میمندی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد نسوی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی نسوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن احمد هیتی. رجوع به علی هیتی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اخشید، مکنی به ابوالحسن. سومین تن از سلاطین آل اخشید در مصر و شام بود که از 349 تا 355 هَ. ق. سلطنت کرد. رجوع به «آل اخشید» شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن أخضر، علی بن عبدالرحمان بن مهدی بن عمران اشبیلی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن اخضر. رجوع به علی اشبیلی (ابن عبدالرحمان بن مهدی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ادریس بن علی قصاره ٔ حمیری. رجوع به علی قصاره شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ادریس مأمون بن یعقوب منصور، مکنی به ابوالحسن سعید و ملقب به المعتضد باﷲ. از خلفای موحدین (بنی عبدالمؤمن) در مراکش. رجوع به علی مؤمنی (ابن ادریس. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن أدمی، علی بن محمدبن محمد، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن أدمی و ملقب به صدرالدین. رجوع به علی بن محمدبن محمد شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسباطبن سالم کوفی شیعی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی کوفی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن استجی، علی بن عبداﷲبن علی بن محمدبن یوسف بن سلیمان بن عمر ازدی، مشهور به ابن استجی. رجوع به علی ازدی (ابن عبداﷲبن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسحاق، معروف به ابن سلار و ملقب به الملک العادل سیف الدین. وزیر ظافر عبیدی صاحب مصر. رجوع به ابن سلار شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسحاق بن ابراهیم حنظلی سمرقندی. رجوع به علی سمرقندی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسحاق بن ابی سهل بن نوبخت نوبختی، سرسلسله ٔ یک شعبه از خاندان نوبختی بود. رجوع به علی نوبختی (ابن اسحاق بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسحاق بن خلف زاهی بغدادی، مکنی به ابوالقاسم. رجوع به علی زاهی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسحاق بن محمدبن غانیه، مشهور به ابن غانیه. وی امیر جزایر بالیار و نواحی آن در شرق اندلس بود. که در سال 579 هَ. ق. پس ازدرگذشت پدرش حکومت را به دست گرفت و از مشغولیت بنی عبدالمؤمن (موحدین) در اندلس استفاده کرد و در سال 586 بر ساحل بجایه در الجزائر دست یافت و برخی از مخالفان موحدین به وی پیوستند و او را لقب «امیرالمسلمین » دادند. سپس در جنگی که بین او و یعقوب بن یوسف مؤمنی درگرفت وی شکست خورد و فرار کرد و در سال 585 در خیمه ٔ یک پیرزال عرب درگذشت. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسحاق أبیوردی خاورانی، ملقب به اوحدالدین. رجوع به علی أبیوردی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسحاق برمکی. رجوع به علی برمکی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسحاق طوسی. وی پدر خواجه نظام الملک بود. رجوع به علی طوسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسحاق مروزی، مکنی به ابوالحسن. تابعی بود. نیز رجوع به ابوالحسن علی. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسد، مکنی به ابوالمعالی. امیربدخشان و معاصر ناصرخسرو بود. ابیات ذیل از اوست:
    فخر دانا به دانش و ادب است
    فخر نادان به جامه و سلب است
    ادب و دانش از ادیب اکنون
    خوار، ورچند مزد باادب است
    ناکسان پیشگاه و کامروا
    فاضلان دورمانده، وین عجب است
    سبب این همه نداند کس
    جز همان کو مسبب سبب است
    علی بن اسد چنین گوید
    کاین جهان سربسر غم وتعب است.
    (ازیادداشت مرحوم دهخدا). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسرافیل قنالی زاده (مولی. ). رجوع به علی قنالی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسماعیل بن ابراهیم بن جباره ٔکندی محلی سخاوی مالکی، ملقب به شرف الدین و مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن جباره (554- 632 هَ. ق. ). وی ادیب و نحوی و شاعر بود. و در قاهره درگذشت. اوراست: نظم الدر فی نقدالشعر. و نیز او را دیوان شعری است. (از معجم المؤلفین ج 7 ص 34 از کشف الظنون ص 1961 و هدیه العارفین ج 1 ص 707 و الوافی صفدی ج 12 ص 6 و بغیه الوعاه سیوطی ص 329 و ایضاح المکنون ج 1 ص 507). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسماعیل بن ابراهیم بن محمدبن عربشاه اسفرایینی شافعی مکی، مشهور به عصامی و حفید. رجوع به علی عصامی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسماعیل بن اسحاق بن سالم بن اسماعیل بن عبداﷲبن موسی بن بلال بن عامربن ابی موسی عبداﷲبن قیس اشعری یمانی بصری، مکنی به ابوالحسن. پیشوای اشعریان. رجوع به ابوالحسن اشعری و علی اشعری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسماعیل بن خلیل خراسانی (علی اکبر نواب. ). رجوع به علی اکبر خراسانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسماعیل بن شریف حسنی، مکنی به ابوالحسن و ملقب به أعرج. از پادشاهان دولت سجلماسه در مغرب. رجوع به علی سجلماسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسماعیل بن شعیب بن میثم بن یحیی تمار اسدی کوفی بصری میثمی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به میثمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسماعیل بن علی بن حسن بن عطیه ٔ ابیاری، مکنی به ابوالحسن و ملقب به شمس الدین. رجوع به علی ابیاری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسماعیل بن قاسم بن محمد حسنی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی حسنی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسماعیل بن موسی بن علی بن حسن بن محمد دمشقی شافعی، مشهور به ابن عمادالدین و ابن وِس ّ، و ملقب به علاءالدین. متولد در سال 917 هَ. ق. وی در 971 هَ. ق. در دمشق درگذشت. او را حواشیی بر شرح ابن مصنف بر ألفیه میباشد. (از معجم المؤلفین ج 7 ص 37 از شذرات الذهب ابن عماد ج 8 ص 363). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسماعیل بن یوسف قونوی تبریزی شافعی، ملقب به علأالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی قونوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسماعیل اندلسی مرسی ضریر، مشهور به ابن سیده و مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابن سیده و علی بن سیده شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اسماعیل بغدادی، ملقب به علم الدین و مشهور به رکاب سالار. رجوع به علم الدین جوهری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اصیل بن مسعودبن محمودبن محمد حنفی برمائی، مکنی به ابومحمد. رجوع به علی برمائی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن أضحی، علی بن عمربن محمدبن مشرف بن احمد همدانی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن اضحی. رجوع به علی همدانی (ابن عمربن محمدبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن أعلم، علی بن حسن علوی بغدادی، مشهور به ابن أعلم و مکنی به ابوالقاسم. ریاضی دان و منجم مشهور قرن چهارم هجری. رجوع به ابن اعلم و علوی (علی بن حسن. ) و علی بن حسن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن أعمی، علی بن محمدبن مبارک، ملقب به کمال الدین و مشهور به ابن أعمی. شاعر مصری. رجوع به علی بن محمدبن مبارک شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن افراسیاب جلابی (کیا. ). رجوع به علی جلابی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن أفلج بن محمد عبسی، مکنی به ابوالقاسم. رجوع به عبسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن أقبرس، علی بن محمدبن أقبرس قاهری شافعی، مشهور به ابن أقبرس و ملقب به علاءالدین. رجوع به علی قاهری (ابن محمدبن أقبرس. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن التمش، ملقب به جلال الدین. وی حاکم قنوج بود و در ماه شعبان سال 645 هَ. ق. هنگامی که برادرش سلطان ناصرالدین محمودبن شمس الدین التمش به فتح ولایت میان دوآب مبادرت کرد همراه وی بود و پس از پایان جنگ و جدال، ناصرالدین محمود ایالت کهتل را به برادر خود جلال الدین علی تفویض کرد، ولی جلال الدین علی بر اثر برخی توهمات از راه کوهستان بجانب لاهور فرار کرد. (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 624). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن الیاس (امیر. ). در سال 322 هَ. ق. که معزالدوله به اشاره ٔ برادر بزرگتر خود عمادالدوله به قصد تسخیر کرمان روان شد، این علی بن الیاس (در روضهالصفا نام او محمد ذکر شده است) حاکم کرمان بود و در آنجا متحصن شد و روزها لباس رزم میپوشید و به جنگ معزالدوله میرفت اما شبها وسایل پذیرائی و خوراک برای معزالدوله می فرستاد. و چون معزالدوله علت این تناقض را از وی پرسید، جواب گفت که روزها مطابق وظیفه ٔ خود با تو که دشمن ولایت من هستی میجنگم ولی شبهاوظیفه ٔ دیگر خود را نسبت به تو که در ولایت ما مهمان هستی انجام میدهم. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن الیاس آغاجی بخاری، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی آغاجی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اماجور، علی بن ابی قاسم عبداﷲبن اماجور منجم، مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابوالحسن (علی بن ابی القاسم. ) و به ابن اماجور شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن امراﷲحنائی. رجوع به علی حناوی زاده (ابن محمد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ام ولد، علی بن عبدالعزیز، بن حسام بن حامد رومی، مشهور به ابن ام ولد و ولدزاده ٔ رومی. رجوع به علی رومی (ابن عبدالعزیزبن حسام بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن امیر ارغونشاه جونی قربانی (علی بیک. ). پدر او امیر ارغونشاه جونی قربانی حاکم نیشابور بود، و خود علی بیک بر حدود مرو و ماخان مستوفی بود و بعداً حاکم ابیورد و حدود آن شد. در سال 784 هَ. ق. به امیر تیمور گورکانی خبر رسید که این علی بیک جونی قربانی با امیر ولی متحد شده قصد سبزوار را دارند، لذا امیر تیمور با سپاهی به قصد او رفت و در حوالی قلعه ٔ کلات، علی بیک شکست خورده تسلیم شد و مورد عفو امیر تیمور قرار گرفت. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن امیر علی قوشچی (امیر شیخ. ). وی از امرای سلطان ابوسعید بود. و ابوسعید در سال 730 هَ. ق. وی را بهمراهی خواجه علاءالدین محمد، به خراستان فرستاد و حکومت خراسان را به دست امیر شیخ علی سپرد تا خرابی هائی را که بعد از قتل امیر چوپان در آن سرزمین بروز کرده بود ترمیم نماید. پس از مدتی امیر علی جعفر که برای مخالفت با محمدخان در اوجان، به خراسان رفته بود با جمعی از امرا و از جمله این امیر شیخ علی ملاقات کرده و آنان را با خود همراه ساخت. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن امیر محمد برندق برلاس (میرزا علی بیک. ). از شاهزادگان تیموری. رجوع به علی بیک بن امیر محمد. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن امیر مؤیدارلات. وی در هنگام لشکرکشی دوم امیر تیمور گورکانی به خراسان، همراه او بود. و امیر تیمور درین جنگ قلعه ٔ قهقهه را که در برابر دروازه ٔ کلات بود تعمیر کرد و حاجی خواجه را کوتوال آن حصار ساخت و امیرزاده ٔ علی بن امیر مؤید ارلات را با شیخ علی بهادر در آن قلعه گذاشت تا راه ها را مضبوط کنند و نگذارند کسی به کلات آمد و رفت کند. (از حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 433). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن أمین جزائری. رجوع به علی جزائری شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن امیهبن خلف. از کفار قریش بود که در غزوه ٔ بدر، عبدالرحمان بن عوف وی و پدرش امیه را اسیر ساخت و بلال حبشی که در مکه از آنها متضرر شده بود انصار را تشویق به قتل آنان کرد و بالاخره هر دو با شمشیر حبیب بن یصاف انصاری و حباب بن منذر کشته شدند. (از حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 340) (از امتاع الاسماع مقریزی ج 1 ص 90). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن أنجب بن عثمان بن عبداﷲبن عبدالرحیم بغدادی خازن شافعی، مشهور به ابن ساعی و مکنی به ابوطالب و ملقب به تاج الدین (593- 674 هَ. ق. ). او را علاوه بر کتبی که در «ابن ساعی » نقل شده است کتابهای زیر میباشد: 1- الاحادیث الثمانیه العالیه. 2- اخبارالادباء. 3- اخبارالخلفاء. 4- الایناس بمناقب عباس. 5- الحث علی طلب الوالد. 6- ذیل بر کامل التواریخ ابن اثیر، در پنج مجلد. 7- ذیل بر مختصر طبقات الشافعیه ٔ ابراهیم بن علی شیرازی، در هفت مجلد. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن انجب ابی المکارم المفضل بن ابی الحسن علی بن ابی الغیث مفرج بن حاتم بن حسن بن جعفربن ابراهیم بن حسن لخمی مقدسی اسکندرانی مالکی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی مقدسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اندلسی، علی بن حمدون بن سماک بن مسعودبن منصور جذامی، مشهور به ابن اندلسی. رجوع به علی جذامی (ابن حمدون بن سماک بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اوچ قرابهادر (شیخ. ). وی از امیرزادگان بود، و در ذی حجه ٔ سال 808 هَ. ق. امیر سیدخواجه، با او و برادرانش و تیمور ملک دولدای هم پیمان شده میخواستند علیه میرزا شاهرخ قیام کنند، ولی میرزا شاهرخ بموقع ازین نقشه آگاه شده آنها را تنبیه کرد. (از حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 559). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اویس ایلکانی (شاهزاده شیخ. ). رجوع به علی بن سلطان اویس ایلکانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن اَیدُغدی. فقیه حنبلی، اهل دمشق و ترکی الاصل. او را فرهنگی است در شرح حال شیوخ خود. (از معجم المؤلفین ج 7 ص 42 از الاعلام زرکلی). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ایدمربن علی جلدکی، ملقب به عزیزالدین. رجوع به علی جلدکی (ابن محمدبن ایدمر. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ایرنجین (امیر شیخ. ). پدر او امیر ایرنجین، پدر یکی از زنان سلطان ابوسعید بهادرخان بود، و چون با ابوسعید از در مخالفت درآمد، در جنگی که در جمادی الاولای سال 719 هَ. ق. در حدود آذربایجان در ساحل سفیدرود بین آن دو روی داد، فرزند امیر ایرنجین یعنی امیر شیخ علی، توسط سپاهیان سلطان ابوسعید کشته شد. (از حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 206) (از تاریخ مفصل ایران، مغول تألیف عباس اقبال ص 333). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ایل ارسلان قریب، معروف به حاجب بزرگ. از بزرگان امرای سلطان محمود غزنوی. رجوع به حاجب (علی بن قریب. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ایوب قدسی شافعی، ملقب به علاءالدین. رجوع به علی قدسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بابویه، علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن بابویه. رجوع به ابن بابویه و علی بن حسین بن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن باجی، مکنی به ابوالحسن. تابعی است و ابن ابی عروبه از او نقل کند. و نیز رجوع به ابوالحسن (علی بن باجی) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن باکو، علی بن محمدبن عبداﷲ، مکنی به ابوعبداﷲ و مشهور به ابن باکو. از عرفای نیمه ٔ اول قرن پنجم هجری. رجوع به علی بن محمدبن عبداﷲ شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بایدوخان. وی یکی از سه پسر بایدوخان است که هیچ یک از ایشان به سلطنت نرسید. (حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 145). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بتنونی، علی بن عمربن علی بن حسام الدین ابوصیری حنفی شاذلی، مشهور به ابن بتنونی. رجوع به علی بتنونی (ابن عمربن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بحربن بَرّی. محدث است. (از منتهی الارب) (از تاج العروس). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بُحَیر تابعی است. (از منتهی الارب).

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بُخار. محدث است. (منتهی الارب) (از تاج العروس). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بخاری، علی بن احمدبن عبدالواحد مقدسی حنبلی، مشهور به ابن بخاری و ملقب به فخرالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی بخاری (ابن احمدبن عبدالواحد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بدربن خورشیدبن ابی بکر (امیر. ). رجوع به علی لر شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بدربن شجاع الدین خورشیدبن ابی بکر (امیر. ). رجوع به علی لر شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بذیمه. محدث است. (از منتهی الارب) (از تاج العروس). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بُرَید ابودعامه ٔ قیسی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی قیسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بری، نام او علی بن محمدبن علی بن محمدبن حسین رباطی مغربی مالکی، مشهور به ابن بری و مکنی به ابوالحسن است. رجوع به ابن بری و علی بن محمدبن علی بن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بری سودانی. رجوع به علی سودانی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بسام، نام او علی بن محمدبن نصربن منصوربن بسام عبرتائی بغدادی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن بسام است. رجوع به ابن بسام و علی بن محمدبن نصربن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بسام شنترینی اندلسی، مکنی به ابوالحسن (477- 542 هَ. ق. ). ادیب و شاعر و مورخ رجوع به ابن بسام و به کتب ذیل شود. معجم المؤلفین ج 7ص 43 و کشف الظنون ص 825 و معجم الادباء ج 12 ص 275 و تاریخ الفکر الاندلسی ص 288 و المخطوطات التاریخیه و ص 56و هدیه العارفین ج 1 ص 702 و ایضاح المکنون ج 1 ص 541 والوافی صفدی ج 12 ص 13 و فهرس المؤلفین بالظاهریه. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بطال، علی بن خلف بن عبدالملک بن بطال بکری قرطبی مالکی، مشهور به ابن لجام و ابن بطال، و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی قرطبی (ابن خلف بن عبدالملک. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بقال، علی بن یوسف، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن بقال. رجوع به علی بن یوسف شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بکار، مکنی به ابوالحسن. وی از مشایخ است و با ابراهیم بن ادهم صحبت داشته است. و از او برخی کرامات نقل کنند. (از نفحات الانس جامی چ توحیدی پور ص 119). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بکربن وائل. وی جدی است جاهلی و از عدنانیه. او را فرزندی بنام «صعب » بود که نسل وی از اوست. نام او در نهایهالارب قلقشندی بصورت «علی بن صعب بن بکر» آمده است. (از جمهرهالانساب ص 291 و سبائک الذهب ص 5 و نهایهالارب قلقشندی ص 300). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بکمش بن مزان بن عبداﷲ ترکی، ملقب به فخرالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی ترکی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) بلبان بن عبداﷲ فارسی مصری حنفی، ملقب به علاءالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی مصری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بلبل الوزیر. وی به بغداد بود و خواهرزاده ای داشت که دچار سکته شده بود و توسط صاعدبن بشر معالجه گردید که شرح آن واقعه در عیون الانباء آمده است. (از عیون الانباء ج 1 ص 222). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بلیق حاجب. وی در اوایل خلافت القاهر باﷲ عباسی منصب حجابت او را عهده دار بود، ولی پس از مدتی چون برخی از بزرگان که علی و پدرش بلیق بن مقله نیز جزء آنان بودند، شروع به مخالفت با القاهر باﷲ کردند. القاهر نیز آنان را به قتل رساند. (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 296). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بندار رازی حنفی، مکنی به ابوالقاسم. رجوع به علی رازی (ابن بندار. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بندار مؤدب. مافروخی در «محاسن اصفهان » نام او را جزء دانشمندان متقدم عصر خود (قرن پنجم هجری) آورده است، و ظاهراً وی همان علی بن بندار رازی حنفی است. رجوع به علی رازی (ابن بندار. ) شود. (از محاسن اصفهان مافروخی ص 32) (از ترجمه ٔ محاسن اصفهان آوی ص 124). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بواب، علی بن هلال بغدادی، مشهور به ابن بواب و مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابن بواب و علی بن هلال. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بویه بن فناخسرو دیلمی، ملقب به عمادالدوله و مکنی به ابوالحسن. رجوع به عمادالدوله ٔ دیلمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بهاءالدین سام بن شمس الدین محمدبن فخرالدین مسعود، ملقب به ملک جلال الدین. وی از ملوک بامیان است که پس از فوت پدرش بهأالدین سام، مدت هفت سال در بامیان حکومت کرد و در آن سال سلطان محمد خوارزمشاه که در ماوراءالنهر بود، به بامیان حمله کرد و ملک جلال الدین علی را کشت و قلمرواو را تسخیر کرد. (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 609). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بهاءالدین محمد جوینی، نواده ٔ خواجه شمس الدین محمد صاحبدیوان. رجوع به علی جوینی (ابن بهاءالدین. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بهرام بن اسکندر روزافزون، صاحب مازندران. رجوع به علی روزافزون شود. توضیح بیشتر ...
  • علی.[ع َ] (اِخ) ابن بُهَیش. محدث است. (منتهی الارب).

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن بیان فارسی، مشهور به عیان. رجوع به علی عیان شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن پیرک پادشاه طغاتیموری (سلطان. ). آخرین پادشاه سلسله ٔ طغاتیموری. رجوع به علی طغاتیموری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن تاج الدین سنجاری مکی حنفی. رجوع به علی سنجاری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ترکمانی، علی بن عثمان بن ابراهیم بن مصطفی بن سلیمان ماردینی حنفی ترکمانی، ملقب به علاءالدین و مشهور به ابن الترکمانی. رجوع به علی ترکمانی (ابن عثمان بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن تکین (امیر. ). نام شاعری است، و محمدبن عمر رادویانی در ترجمان البلاغه قطعاتی از وی نقل کرده است که از آن جمله قطعه ٔ ذیل در لغز فرزند می باشد:
    پذیره م آمد آن دلربای بر در کاخ
    سیاه خفتان پوشیده و کلاه بشاخ
    به من به شرم نگه کرد و راه را برتافت
    غزال هرگز بر یوز کی بود گستاخ
    بگفتم او را ای بت متاب روی و مرو
    که من به روی تو بینم همی جهان فراخ
    وگر خوهی که بدانی مرا بچه از جای
    برو بتازی بگریخت گیر با چخماخ. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ثابت بن سعیدبن علی بن محمدبن علی بن سعید تلمسانی قرشی اموی. رجوع به علی تلمسانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ثابت شاعر. وی از رؤسای متکلمین زنادقه (مانویه) بود که خود را مسلمان می نموده است. (از الفهرست ابن الندیم). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ثرده، علی بن ابراهیم بن علی بن معتوق واسطی، مشهور به ابن ثرده. رجوع به علی واسطی (ابن ابراهیم بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ثروان بن حسن کندی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی کندی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ثمال خفاجی، امیر بنی خفاجه. رجوع به علی خفاجی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن تُمامه علی بن نوح بن محمدبن احمدبن ثمامه. رجوع به علی بن نوح بن محمدبن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جابربن عامر مالکی وفائی. رجوع به علی وفائی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جاراﷲبن محمدبن ابی الیمن بن ابی بکربن علی بن محمدبن محمدبن حسین بن احمد قرشی مخزومی حنفی، مشهور به ابن ظهیره. رجوع به علی مخزومی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جاسم بن محمد اسدی حلی. رجوع به علی اسدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جباب، علی بن محمدبن سلیمان بن علی بن سلیمان بن حسن انصاری غرناطی، مشهور به ابن جباب و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی انصاری (ابن محمدبن سلیمان بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جباره، علی بن اسماعیل بن ابراهیم بن جباره ٔ کندی محلی سخاوی مالکی، ملقب به شرف الدین و مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن جباره. رجوع به علی بن اسماعیل بن ابراهیم بن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جباره ٔ هذلی بسکری، مکنی به ابوالقاسم. رجوع به علی بسکری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جبلهبن مسلم بن عبدالرحمان ابناوی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به عکوک. رجوع به علی عکوک شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جبله ٔ کوفی، مکنی به ابوالحسن. تابعی است. و نیز رجوع به ابوالحسن (علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جدا، علی بن حسین بن احمدبن ابراهیم عکبری، مشهور به ابن جدا و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی عکبری (ابن حسین بن احمدبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جدعان، علی بن زیدبن أبی ملیکهزهیربن عبداﷲبن جدعان، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن جدعان. رجوع به علی بن زیدبن ابی ملیکه. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جدید، علی بن محمدبن احمدبن جدیدبن علی بن محمدبن جدید حضرمی تریمی شافعی، مشهور به ابن جدید. رجوع به علی حضرمی (ابن محمدبن احمدبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جراح، علی بن عیسی بن داوودبن جراح بغدادی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن جراح. رجوع به ابوالحسن (علی بن عیسی. ) و ابن جراح و علی بن عیسی بن داوودبن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جروی، علی بن عبدالعزیزبن وزیر جَرَوی، مشهور به ابن جروی. رجوع به علی بن عبدالعزیزبن وزیر جروی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جزار مصری حنفی، ملقب به نورالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی مصری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جزله، علی بن عیسی بن جزله ٔ بغدادی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن جزله. رجوع به ابن جزله شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جعدبن عبید هاشمی جوهری بغدادی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی جوهری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جعد جوهری، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی جوهری (ابن جعد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جعفر، مکنی به ابوالقاسم. وی وزیر ابوکالنجار مرزبان بود. اصل او از آذربایجان و مردی دبیر و زیرک و کاردان بود. وی از زمان یوسف بن ابی الساج عهده دار دریافت خراج و مالیات آذربایجان و اران و ارمنستان بود. و اخیراً سمت وزیری دیسم را داشت. در سال 330 هَ. ق. روابط میان دیسم و علی بن جعفر تیره شد و و وی به تارم گریخته به ابوکالنجار مرزبان پیوست و چون هر دو کیش باطنی داشتند بزودی با هم دوست و مهربان شدند و مرزبان وی را به وزیری برگزید. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جعفر، مشهور به سیدبن طاووس و مکنی به ابوالقاسم یا ابوالحسن یا ابوموسی. رجوع به ابن طاووس وعلی بن موسی بن جعفربن محمدبن احمدبن طاووس. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جعفربن حسن بن عبیداﷲبن علی بن حسین بن حسن بن علی بن احمد حقینی. رجوع به علی حقینی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جعفربن حسین قدامه ٔ موسوی، مکنی به ابوالقاسم. ممدوح ادیب صابر ترمذی. رجوع به علی موسوی (ابن حسین قدامه ٔ. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جعفربن خضر مالکی جناجی نجفی. رجوع به علی مالکی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جعفربن سعید سعیدی رازی حذاء، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی حذاء شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جعفربن عبداﷲبن حسین بن احمدبن محمدبن سعدی صقلی، مشهور به ابن قطاع و مکنی به ابوالقاسم. رجوع به ابن قطاع و علی بن جعفربن علی سعدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جعفربن علی سعدی صقلی، مشهور به ابن قطاع و مکنی به ابوالقاسم. در کتاب وافی، نام او بصورت علی بن جعفربن عبداﷲبن حسین بن احمدبن محمد آمده است. رجوع به ابن قطاع و نیز به کتب ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 52 و کشف الظنون ج 4 ص 133 و 1023 و سایر صفحات و روضات الجنات خوانساری ص 484 و معجم الادباء ج 12 ص 279 و وفیات الاعیان ابن خلکان ج 1 ص 427 و هدیهالعارفین ج 1 ص 695 و ایضاح المکنون ج 2 ص 324 و المکتبه الصقلیه ص 646 و البدایه ٔ ابن کثیر ج 12 ص 188 و شذرات الذهب ابن عماد ج 4 ص 45 و المختصر فی اخبار البشر ابوالفداء ج 2 ص 247 و مرآه الجنان یافعی ج 3 ص 212 و لسان المیزان ابن حجر ج 4 ص 209 وبغیهالوعاه سیوطی ص 331 و مفتاح السعاده ٔ طاش کبری ج 1ص 177 و حسن المحاضره ٔ سیوطی ج 1 ص 307 و فهرس المخطوطات المصوره ٔ سید ج 1 ص 400 و سیرالنبلاء ذهبی ج 12 ص 102 ووافی الصفدی ج 12 ص 18 و فهرس المؤلفین بالظاهریه. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جعفربن فلاح کتامی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن فلاح. از وزرای دولت فاطمی مصر. رجوع به علی کتامی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جعفربن محمدبن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب مدنی. رجوع به علی مدنی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جعفربن محمدبن علی الصادق علیهم السلام. یکی از شش فرزند ذکور امام جعفر الصادق (ع) است. (از معجم التواریخ و القصص ص 456) (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 75). وی برادر اسماعیل رئیس فرقه ٔ اسماعیله است و به شام و بلاد مغرب هجرت کرد. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جعفر (یا علی بن احمد) خرقانی، مکنی به ابوالحسن. از بزرگترین مشایخ صوفیه ٔ اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری. رجوع به ابوالحسن علی بن جعفر و ابوالحسن خرقانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جعفر سعدی، مشهور به ابن قطاع و مکنی به ابوالقاسم. رجوع به ابن قطاع (ابوالقاسم علی بن. ) و علی بن عبدالرحمان سعدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جعفر کاتب، مکنی به ابوالحسن فارسی. وی ساکن نیشابور، و درادب و علم توانا بود. و حاکم در کتاب نیشابور از وی نقل می کند. (از معجم الادباء چ مارگلیوث ج 5 ص 106). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جمال الدین بن محمدابراهیم بن شمس الدین بن مجدالمعالی قوام الدین مرعشی مدارسی. رجوع به علی مرعشی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جمال، علی بن ابی بکربن علی بن ابی بکر عمربن احمدبن عبدالرحمان بن محمد خزرجی انصاری مکی مصری شافعی، مشهور به ابن جمال. رجوع به علی مکی (ابن ابی بکربن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جمشید نوری مازندرانی اصفهانی شیعی. رجوع به علی نوری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جمیل. وی از بنی حبیب بن عبیده است. و «هجری » گوید که وی در روز فتح در مقدمه ٔ پیغمبر (ص) بوده است. (از الاصابه ج 4 قسم اول). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جَنَد. محدث است. (از منتهی الارب).

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جُندُب (متوفی در سال 268 هَ. ق. ). او راست: کتاب النوادر. (از معجم المؤلفین از الفهرست طوسی ص 94 و منتهی المقال ابوعلی ص 209 و تنقیح المقال مامقانی ج 2 ص 274). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جولوغ سیستانی، مکنی به ابوالحسن و متخلص به فرخی. شاعر مشهور. رجوع به فرخی سیستانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جهضم، علی بن عبداﷲبن حسن بن جهضم همدانی مکی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن جهضم. رجوع به علی همدانی (ابن عبداﷲبن حسن بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جهم بن بدربن جهم بن سعود قرشی شامی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن جهم (188 تا 249 هَ. ق. ). شاعر دربار المتوکل عباسی. رجوع به ابن جهم و نیز به کتب ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 54 و کشف الظنون ص 803 و تاریخ بغداد ج 11 ص 367 و طبقات الشعراء ابن معتز ص 151 و الموشح مرزبانی ص 344 و الاغانی ج 10 و ص 20 و کامل التواریخ ابن اثیر ج 7 ص 249 و طبقات الحنابله ص 164 و دیوان ابن جهم تألیف خلیل مردم. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن جهیر، علی بن محمدبن محمدبن جهیر، مکنی به ابوالقاسم و ملقب به زعیم الدین (یا زعیم الروسا) و مشهور به ابن جهیر. وزیر المستظهر عباسی. رجوع به علی بن محمدبن محمدبن جهیر شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن چلبی شبینی. ازعلمای اواخر قرن 13 هجری. رجوع به علی شبینی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حاتم بن احمد یامی (علی الوحید. ). آخرین تن از بنی حمدان یمن. رجوع به علی حمدانی (ابن حاتم. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حاتم قزوینی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی قزوینی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حاجب النعمان، علی بن عبدالعزیزبن ابراهیم، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن حاجب النعمان. رجوع به ابن حاجب النعمان (ابوالحسن علی بن. ) و علی بن عبدالعزیزبن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حازم لحیانی. رجوع به علی لحیانی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حاکم بامر اﷲ، مکنی به ابوالحسن و ملقب به الظاهر لدین اﷲ. وی هفتمین خلیفه ٔ فاطمی مصر است که پس از قتل پدر به سلطنت رسید و در ابتدای کار امیرالجیوش را صاحب منصب ساخت و چون تمکنی پیدا کرد وی را با عمّه ٔ خود به قتل رساند. در سال 415 هَ. ق. در عهد این خلیفه در مصر قحط و غلائی عظیم اتفاق افتاد و مدت دو سال ادامه داشت. و در سال 420 او رافرزندی پیدا شد که «سعد» نام نهادش و لقب «المستنصرباﷲ» به او داد. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حامد کحال. وی از کحالین مشهور در دمشق بود. و فرزندش مهذب الدین عبدالرحیم نیز شهرت بسزائی درین علم داشت. (از عیون الانباء ج 2 ص 239). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حَبَشون. محدث است. (از منتهی الارب).

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حَبْشی بن قونی، مکنی به ابوالقاسم. تلعکبری از وی روایت کرده و در سال 332 هَ. ق. وی را دیده است. او راست: کتاب الهدایا. (از معجم المؤلفین از الفهرست طوسی ص 98). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حبیب اﷲبن محمدبن نوراﷲبن ابی اللطف شافعی قدسی. رجوع به علی قدسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حجازی بن محمد بیومی حسنی ادریسی شاذلی شافعی خلوتی دمرداشی احمدی. رجوع به علی بیومی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حجربن ایاس سعدی مروزی. رجوع به علی سعدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حجر، علی بن محمدبن محمدبن علی بن احمدبن حجر عسقلانی مصری کنانی شافعی، مشهور به ابن حجر. رجوع به علی عسقلانی (ابن محمدبن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حجه، علی بن عبداﷲبن حجّه حموی حنفی، ملقب به تقی الدین و مکنی به ابوبکر و مشهور به ابن حجه. رجوع به ابن حجه (ابوالمحاسن تقی الدین ابوبکربن علی. ) و علی بن عبداﷲبن حجه. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حجهاﷲبن علی بن عبداﷲبن حسین بن محمدبن عبدالملک طباطبائی شولستانی نجفی، ملقب به شرف الدین. رجوع به علی طباطبائی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حداد، علی بن عمربن محمدبن فارس انباری، مشهوربه ابن حداد و ملقب به قوام الدین و مکنی به ابوالفرج. رجوع به علی انباری (ابن عمربن محمدبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حَرازه. عباس دوری از وی روایت دارد. (از منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حرانی، علی بن حسین بن علی بن علان بن عبدالرحمان، مشهور به ابن حرانی و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی حرانی (ابن حسین بن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حربن یزید ریاحی. وی فرزند حربن یزید است که در واقعه ٔ کربلا پس از پدرش همراه با برادر خود مصعب و غلام پدرش غره، با دشمنان امام حسین (ع) جنگیدند و به درجه ٔ شهادت رسیدند. (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 52). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حرب بن محمدبن علی طائی موصلی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی موصلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حزم، علی بن احمدبن سعیدبن حزم بن غالب بن صالح بن خلف بن سفیان بن یزید فارسی اندلسی قرطبی یزیدی، مکنی به ابومحمد و مشهور به ابن حزم. رجوع به ابن حزم و علی بن احمدبن سعیدبن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حزمون اندلسی. رجوع به علی اندلسی (ابن حزمون) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسام الدوله. از سلاطین آل باوند. رجوع به علاءالدوله ٔ باوندی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسام الدین بن عبدالملک جونفوری هندی، مشهور به متقی و ملقب به علاءالدین. رجوع به علی متقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسام الدین اکبرآبادی هندی، مشهور به آرزو و ملقب به سراج الدین. رجوع به آرزو و به علی شاه بن حسام الدین. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن. وی کاتب محمدبن محمود سبکتکین بود، و او ذواللسانین بوده است و در هر دو زبان عربی و فارسی شعر می گفت. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ونیز رجوع به لباب الالباب عوفی چ لیدن ج 1 ص 26 شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن طرخان. از استادان موسیقی و غناء. رجوع به ابن طرخان (ابوالحسن علی. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن، مشهور به ابن ماشطه و مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابن ماشطه، و کتب ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 68 و الفهرست ابن الندیم ج 1 ص 135 و معجم الادباء ج 13 ص 14 و هدیه العارفین ج 1 ص 680 و ذیل تاریخ بغداد ابن نجار ج 10 ص 213. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن، ملقب به ابوالفرج. موسیقی دان متوفی در سال 721 هَ. ق. ). او را کتابی است در موسیقی. (از معجم المؤلفین از تاریخ الموسیقی العربیه ٔ جول رووانیت ص 23). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن ابراهیم انکوری مصری، مشهور به درویش. رجوع به علی یمنی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن ابی بکربن حسن بن علی خزرجی زبیدی یمنی، مشهور به ابن وهاس و ملقب به موفق الدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی درویش شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن ابی فرج احمد، مکنی به ابوالقاسم و مشهور به رئیس الرؤساء ابن مسلمه. از وزرای عادل و دانشمند بود. وی در سال 397 هَ. ق. متولد شد و در سال 437 به سمت وزارت القائم بامر اﷲ خلیفه ٔ عباسی منصوب گشت و خلیفه لقب جمال الدین، شرف الوزراء، رئیس الرؤساء به وی داد. او وزیری صاحب رأی و خرد بود، و برخی از مورخین را عقیده بر این است که وی با پیش گرفتن سیاست نزدیکی به ترکان، توانست نقشه ٔ فاطمی ها را برای برانداختن خلافت عباسی خنثی کند. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن احمدبن حسین بن علی بن یحیی بن محمد شبیبی ذماری. رجوع به علی شبیبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن احمدواسطی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی واسطی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن أذین. نام محدثی است. (از منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن اسماعیل بن احمدبن جعفربن محمدبن صالح بن حسان بن حصن عبدری، مشهور به ابن مقله و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی عبدری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن ایوب. وی زعیم قوم رامانیان بود و ذکر او در فارسنامه ٔ ابن بلخی چنین آمده است: «رامانیان، این قوم قبیله ٔ فضلویه بودند و زعیم ایشان پدر فضلویه بود نام او علی بن الحسن بن ایوب، و همگان شبانی کردندی. ». (از فارسنامه ٔ ابن البلخی چ کمبریج ص 166). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن بَل ّ بغدادی. محدث است. (از منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن بویه دیلمی، ملقب به فخرالدوله. رجوع به فخرالدوله ٔ دیلمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن حبیب صقلی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی صقلی (ابن حسن بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن حسول، مکنی به ابوالقاسم. رقعه ای از وی که به صاحب بن عباد نوشته، در معجم الادباء نقل شده است. رجوع به معجم الادباء چ مارگلیوث ج 5 ص 115 شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن حسین بن محمد موصلی مصری شافعی خلعی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی خلعی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن خاطر جزیری مالکی. رجوع به علی جزیری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن صالح نجار طائفی. رجوع به علی نجار شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن صدقه ٔ مصری یمانی حنفی، مشهور به امام بیرم پاشا. رجوع به علی بیرم شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن طوبی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی طوبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن عبدالرحمان مقری، محمدبن جعفر تمیمی، مشهور به ابن النجار. صاحب «تاریخ کوفه » از وی یاد کند و گوید که در حلقه ٔ درس او بیش از هزار تن حاضر می شدند که برای آنها قرآن تدریس می کرد و بسیاری از قاریان بزرگ شاگرد وی بودند. (از معجم الادباء چ مارگلیوث ج 5 ص 113). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن، نام او علی بن عبداﷲبن محمدبن حسن جذامی مالقی نباهی، مشهور به ابن حسن و مکنی به ابوالحسن است. رجوع به علی مالقی (ابن عبداﷲبن محمدبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن عبداﷲ عطاس حضرمی باعلوی. رجوع به علی عطاس شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن عجلان بن رمیثه ٔ حسنی حجازی، مکنی به ابوالقاسم. رجوع به علی حجازی (ابن حسن بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن علان بن عبدالرحمان، مکنی به ابوالحسن. محدث و حافظ و مورخ. وی در سال 352 هَ. ق. از دمشق به حلب سفر کرد. و در «اعلام زرکلی » سال وفات او 355 ذکر شده است. او راست: تاریخ الجزیره. (از معجم المؤلفین از تاریخ دمشق ابن عساکر ج 12 ص 9 و الوافی صفدی ج 12 ص 34). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن علی بن ابی حسین حسنی کلبی، مکنی به ابوالقاسم. رجوع به علی کلبی (ابن حسن بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن علی بن ابی طالب باخرزی سخنی شافعی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابوالحسن باخرزی و ابوالحسن علی بن حسن. و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 65 و وفیات الاعیان ابن خلکان ج 1 ص 454 و معجم الادباء ج 13 ص 33 و طبقات الشافعیه ٔ سبکی ج 3 ص 298 و النجوم الزاهره ٔ ابن تغری بردی ج 5 ص 99 و شذرات الذهب ابن عماد ج 3 ص 327 و البدایه ٔ ابن کثیر ج 12 ص 112 و مفتاح السعاده ٔ طاش کبری ج 1 ص 213 و مرآهالجنان یافعی ج 3 ص 95 و کشف الظنون ص 761و سایر صفحات و المخطوطات العربیه ٔ کورکیس عواد ص 56و مخطوطات الموصل جلی ص 53 و مکتبهالمجلس النیابی ص 22 و فهرس المخطوطات المصوره سید ج 2 ص 62 و هدیه العارفین ج 1 ص 629 و سیرالنبلاء ذهبی ج 11 ص 229 و الوافی صفدی ج 12 ص 26 و ذیل تاریخ بغداد ابن نجار ج 10 ص 207 و طبقات الشافعیه ٔ اسنوی ص 41 و فهرس المؤلفین بالظاهریهو مناقب الشافعی و طبقات اصحابه من تاریخ الذهبی. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن علی بن اسحاق، مکنی به ابوالمظفر و ملقب به فخرالملک. وی بزرگترین فرزند نظام الملک بود. در سال 434 هَ. ق. متولد شد ودر سال 488 وزارت برکیارق را به عهده گرفت. سپس به نیشابور رفت و وزارت سنجر را عهده دار شد و در سال 500 در آنجا به دست یکی از فدائیان اسماعیلیه به قتل رسید. (از اعلام زرکلی از کامل ابن اثیر ج 10 ص 488 و النجوم الزاهره ج 5 ص 155 و تاریخ دوله آل سلجوق ص 79). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن علی بن سلیمان بن احمد آل حاجی بلادی. رجوع به علی حاجی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن علی بن صدقه، مکنی به ابوالحسن و ملقب به شرف الدوله. پدر او وزیر المسترشد بود و نخستین کس از بنی صدقه بود که به وزارت رسید و لقب جلال الدوله داشت. این علی بن حسن همیشه نایب پدر خود در وزارت بود و هیچگاه بالاستقلال وزیر نشد. او را خطی خوش بود و در اواخر عمر رباطی بر ساحل دجله بنام «رباطالدرجه» ساخت و با عده ای از فقرا در آنجا عزلت گزید. تولد او در محرم سال 499 هَ. ق. و وفاتش در هفتم صفر سال 554 بوده است. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن علی بن فضال بن عمربن أیمن کوفی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی کوفی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن علی بن فضل، مشهور به صردرو مکنی به ابومنصور. رجوع به صردر و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 66 و وفیات الاعیان ج 1 ص 453 و شذرات الذهب ابن عماد ج 3 ص 322 و کشف الظنون ص 773 فهرست المخطوطات المصوره ج 1 ص 461 و فهرست الخدیویه ج 4 ص 248. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن علی بن لطف اﷲ حسینی قنوجی بخاری، مشهور به صدیق حسن. رجوع به علی قنوجی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن علی بن محمد حر عاملی. رجوع به علی حر شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن علی بن میمون ربعی دمشقی، مشهور به ابن ابی زروان. رجوع به علی ربعی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن علی اسنوی مصری شافعی، ملقب به بدرالدین. رجوع به علی اسنوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن علی زمیلی بغدادی، شافعی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی بغدادی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن علی لیثی مصری. رجوع به علی لیثی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن علی نیشابوری صندیلی حنفی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی نیشابوری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن عنتربن ثابت حلی، مشهور به شمیم و ملقب به مهذب الدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی شمیم شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن فضال. از علمای شیعه بود و اوراست کتاب فضائل القرآن. (از الفهرست ابن الندیم). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن فضیل بن مروان. وی فارسی الاصل بود و ابن الندیم گوید که او را کتاب «الاصنام و ما کانت العرب و العجم تعبد من دون اﷲ عز و جل » بوده است. (از معجم الادباء چ مارگلیوث ج 5 ص 112). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن محمدبن اسماعیل خزرجی زبیدی یمنی، مشهور به ابن وهاس و ملقب به موفق الدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی یمنی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن محمدبن حسن بن عبدالرحمان بن یحیی بن عیسی نعمی حسنی یمنی. رجوع به علی نعمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن محمدبن علی طباطبایی حایری (علینقی. ). رجوع به علینقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن محمدبن حسن بن قاسم حسنی فاطمی علوی، مشهور به شریف. رجوع به علی شریف شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن محمدبن فهر فهری مصری مالکی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی فهری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن محمدبن یحیی، مشهور به علان مصری. ابوبکر زبیدی نام وی را آورده و گوید که او از علمای نحو بود و در شوال سال 337 هَ. ق. درگذشت. (از معجم الادباء چ مارگلیوث ج 5 ص 115). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن محمد طایی حرمی کوفی، مشهور به طاطری و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی طاطری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن محمد همدانی مسعودی، مشهور به ابن شهاب. رجوع به علی مسعودی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن وحشی نحوی موصلی، مکنی به ابوالفتح. رجوع به علی موصلی (ابن حسن بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن بن هبهاﷲبن عبداﷲبن حسین دمشقی شافعی، مشهور به ابن عساکر و ملقب به ثقهالدین و مکنی به ابوالقاسم. رجوع به ابن عساکر و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 69 و وفیات اعیان ج 1 ص 242 و طبقات الشافعیه ٔ سبکی ج 4 ص 273 و معجم الادباء ج 13 ص 73 و النجوم الزاهره ٔ ابن تغری بردی ج 6 ص 77 و تذکره الحفاظ ذهبی ج 4 ص 118 و شذرات الذهب ابن عماد ج 4 ص 239 و البدایه ٔ ابن کثیر ج 12 ص 294 و الدارس نعیمی ج 1 ص 100 و المختصر فی اخبار البشر ابوالفداء ج 3 ص 62 و مختصر دول الاسلام ج 2 ص 62 و مفتاح السعاده ٔ طاش کبری ج 1 ص 216 و ج 2 ص 211 و کشف الظنون ص 54 و سایر صفحات، و ایضاح المکنون ج 1 ص 224 و کنوزالاجداد محمد کردعلی ص 306 و فهرست الخدیویه ج 5 ص 25 و مقدمه ٔ تاریخ ابن عساکر از صلاح الدین منجد و فهرس مخطوطات المصوره ٔ سید ج 2 ص 29 و فهرس مخطوطات الظاهریه ٔ یوسف عش ج 6 ص 109 و جوله فی دور الکتب الامیرکیه ٔ کورکیس عواد ص 89 و فهرس المخطوطات المصوره ٔ لطفی عبدالبدیع ج 2 ص 66 و هدیهالعارفین ج 1 ص 701 و سیرالنبلاء ذهبی ج 12 ص 278 و التذکره ٔ طاهر جزائری ص 24 و فهرس المؤلفین بالظاهریه و الزیارات عدوی ص 20 و الاعلام بوفیات الاعلام ذهبی ص 210 والوافی صفدی ج 12 ص 35 و حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 327. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن أحمر. رجوع به علی أحمر شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن أکوع صنعانی. رجوع به علی أکوع شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن ببای حنفی. رجوع به علی ببای شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن برزنجی مدنی شافعی. رجوع به علی برزنجی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن ذهلی أفطس، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی أفطس شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن رندی (امیر امام جلال الدین. ). رجوع به علی رندی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن سنهوری شافعی، ملقب به نورالدین. رجوع به علی سنهوری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن سیازی، رجوع به علی سیازی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن شافعی، مشهور به بیهقی. رجوع به علی بیهقی (ابن حسن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن شقیق خراسانی، مکنی به ابوعبدالرحمان. از روات حدیث بود. و نیز رجوع به ابوعبدالرحمان (علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن صقلی قزوینی. رجوع به علی صقلی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن (یا حسین) علوی بغدادی، مکنی به ابوالقاسم و مشهور به ابن أعلم. ریاضی دان و منجم مشهور قرن چهارم هجری. رجوع به ابن اعلم و علوی (علی بن حسن. ) و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 64 و ایضاح المکنون ج 1 ص 621 و اعیان الشیعه ج 41 ص 35 و الاعلام زرکلی ج 5 ص 80 و هدیه العارفین ج 1 ص 682. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن قهستانی، مکنی به ابوبکر و ملقب به عمیدالملک. عارض سپاه محمود غزنوی و از بزرگان فضلا و ادبای خراسان و نیز رئیس دارالانشاء و ندیم محمدبن محمود غزنوی و ممدوح فرخی شاعر است و چهار قصیده در دیوان حاضر فرخی (ص 169، 195، 317، 323 چ دبیرسیاقی) در مدح او آمده است. علی قهستانی بعدها به خدمت سلاجقه پیوست و در سال 431 هَ. ق. در آن دولت به مقامات جلیله رسید. سوزنی در حق فرخی و این ممدوح گوید:
    فرخی هندی غلامی از قهستانی بخواست
    که غلام ترک دادش خوش لقا و خوش کلام. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن کاتب. از شعرای مصر بودو دیوان او سی ورقه است. (از الفهرست ابن الندیم). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن کوفی، مکنی به ابوالشعثاء. محدث بود و از حفص بن غیاث روایت کرد. و رجوع به ابوالشعثاء (علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن همدانی، مشهور به ابن فاکهی و مکنی به ابوالفضل. رجوع به علی فاکهی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسن هنائی، مشهور به کراع النمل و دوسی، و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی کراع النمل شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین. یکی از علمای فقه از مردم سَکَلکندبود، و آن شهری است به طخارستان. (از منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین، ملقب به غیاث الدین. رجوع به غیاث الدین علی بن کمال الدین حسین کاشانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین آمدی نحوی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی آمدی (ابن حسین. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن احمدبن ابراهیم عکبری، مشهور به ابن جدا و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی عکبری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن احمدبن حسن بن قاسم بن حسن بن علی همدانی، مشهور به فلکی و مکنی به ابوالفضل. رجوع به علی فلکی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن جنید رازی، مشهور به مالکی و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی رازی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن حرب، مکنی به ابوعبید. فقیه و مجتهد. وی در سال 232 هَ. ق. در بغداد متولد شد. سپس به مصر رفت و امر قضاوت را در آنجا عهده دار گشت، ولی پس از مدتی از این منصب معزول شد و به بغداد بازگشت و در سال 319 درگذشت. او را تصانیفی است. (از معجم المؤلفین از اعلام زرکلی ج 5 ص 87). و نیز رجوع به ابوعبید (علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن حسان بن باقی قرشی. رجوع به علی قرشی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن حمویه بن زید، مکنی به ابوالحسین. از صوفیان بود و در سال 384 هَ. ق. متولد شد. او راست: بهجه الاسرار در تصوف. (از معجم المؤلفین از کشف الظنون ص 257). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن حیدر رضا عاملی رکینی. رجوع به علی رکینی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن حیدرهبن محمدبن عبداﷲبن محمد، مکنی به ابوالحسن. از فرزندان عقیل بن ابی طالب. رجوع به علی عقیلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن سلام شرغی. رجوع به علی شرغی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن سلیمان اسپارته ای رومی حنفی (علی رضا. )، مشهور به وصفی. رجوع به علی رضابن حسین. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن صلاح بن بدرالدین حسنی صنعانی مؤیدی، ملقب به جمال الدین. رجوع به علی مؤیدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن طریف کوفی، مکنی به ابومنذر. رجوع به علی کوفی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن عبدالعالی کرکی عاملی، مشهور به محقق ثانی و محقق کرکی و شخی علایی و مولی مروج. رجوع به علی کرکی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن عروه مشرقی دمشقی حنبلی، مشهور به ابن زکنون و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی مشرقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن عزالدین بن حسن بن محمدبن صلاح بن حسن بن جبریل حسنی یمنی شامی. رجوع به علی شامی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن علی بن ابی بکربن محمد موصلی حنبلی، ملقب به عزالدین. رجوع به علی موصلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام، مکنی به ابوالحسن و ابومحمد و ابوالقاسم و ابوبکر، و ملقب به سیدالعابدین و زین العابدین و زکی و امین و سجاد. امام چهارم از ائمه ٔ شیعه ٔ اثناعشریه. رجوع به ابوالحسن علی بن الحسین بن علی بن. (ع) و حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 61 و سایر صفحات شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن علی بن حسین بن خلف بن محمد ارموی، مشهور به ابن قاضی عسکر و ملقب به شرف الدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی ارموی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن علی بن علان بن عبدالرحمان، مشهور به ابن حرانی و مکنی به ابوالحسن. رجوع به حرانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن علی بن محمدبن عبدالمعین بن عون هاشمی. آخرین ملک هاشمی در حجاز. رجوع به علی هاشمی (ابن حسین بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن علی بن محمد بغدادی حائری، مشهور به درویش. رجوع به علی بغدادی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن علی اصفهانی باقولی ضریر، مشهور به جامع و مکنی به ابوالحسن. نحوی بود. او راست: 1- کشف المشکلات و ایضاح المعضلات فی علل القرآن. 2- المجمل. رجوع به ابوالحسن (علی بن حسین. ) و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 75 و معجم الادباء ج 13 ص 164 و انباء الرواه قفطی ج 28 ص 24 و بغیه الوعاه سیوطی ص 335 و کشف الظنون ص 263 و روضات الجنات خوانساری ص 485 و هدیه العارفین ج 1 ص 697. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن علی بیهقی حنفی، ملقب به علأالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی بیهقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن علی ترکی (علی بای. )، مکنی به ابوالحسن. امیر تونس. رجوع به علی بای اول شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن علی عیسی، مشهور به ابن کوچک وراق. رجوع به علی عیسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن علی عیسی فراء، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی فراء شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن علی عوض مزیدی اسدی حلی. رجوع به علی عوض شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن علی کاشفی. رجوع به علی کاشفی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن علی کرمانی. رجوع به علی کرمانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن علی مسعودی، مکنی به ابوالحسن. صاحب مروج الذهب. رجوع به مسعودی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن قاسم بن منصوربن علی مصولی شافعی، مشهور به ابن شیخ عوینه و ملقب به زین الدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی موصلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن محمدبن احمدبن هیثم بن عبدالرحمان بن مروان بن عبداﷲبن مروان بن محمد (آخرین خلیفه ٔ اموی) اصفهانی صاحب کتاب أغانی، مکنی به ابوالفرج. رجوع به ابوالفرج (علی بن. ) و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 78 و الفهرست طوسی ص 192 و وفیات الاعیان ابن خلکان ج 1 ص 421 و معجم الادباء ج 13 ص 94 و تاریخ بغداد خطیب بغدادی ج 11 ص 398 و الفهرست ابن الندیم ج 1 ص 115 و یتیمه الدهر ثعالبی ج 3 ص 96 و انباء الرواه قفطی ج 2 ص 251 و النجوم الزاهره ٔ ابن تغری ج 4 ص 15 و میزان الاعتدال ذهبی ج 2 ص 223 و مرآهالجنان یافعی ج 2 ص 359 و المنتظم ابن جوزی ج 7 ص 71 و لسان المیزان ابن حجر ج 4 ص 221 و الهدایه ٔ ابن کثیر ج 11 ص 263 و شذرات الذهب ابن عماد ج 3 ص 19 و المختصر فی اخبار البشر ابوالفداء ج 2 ص 114 و مفتاح السعاده ٔ طاش کبری ج 1 ص 184 و کشف الظنون ص 26 و 43 و سایر صفحات، و کنوزالاجداد محمد کردعلی ص 159 و دراسه الاغانی شفیق جبری و معجم الاطباء احمد عیسی ص 304 و مقدمه ٔ کتاب اغانی از شفیق جبری و هدیه العارفین ج 1 ص 681 و الذریعه ٔ آغابزرگ ج 2 ص 304 و کتاب صاحب الاغانی ابوالفرج اصفهانی، ابن محمد احمد خلف اﷲ و فهرست الخدیویه ج 4 ص 204 و فهرست کتابخانه ٔ رضوی ص 109 و روضات الجنات خوانساری ص 478 و فوائد الرضویه ٔ عباس قمی ج 3 ص 378 و سیرالنبلاء ذهبی ج 10 ص 196 و الوافی صفدی ج 12 ص 44 و عیون التواریخ ابن شاکر کتبی ج 12 ص 126 و فهرس المؤلفین بالظاهریه. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن محمدبن عمر، مشهور به ابن مسلمه و ملقب به رئیس الرؤساء. وزیر القائم بامر اﷲ عباسی. رجوع به رئیس الرؤساء، و تجارب السلف نخجوانی ص 256 شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن محمدبن محمد حسینی عاملی جزینی، مشهور به صائغ. رجوع به علی صائغ شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن محمد زینبی، مکنی به ابوالقاسم. رجوع به علی زینبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن محمد سغدی حنفی. رجوع به علی سغدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن محمودبن محمد رشید (علی بای. )، مکنی به ابوالحسن. امیر تونس. رجوع به «علی بای دوم » شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن مکرم، مکنی به ابوالقاسم، و ملقب به ناصرالدین و مؤیدالدوله، و مشهور به ابن مکرم. وی فرزند ناصرالدوله و از ملوک عمان بود. شخصی کریم و بخشنده به شمار می رفت و مهیار دیلمی وی را مدح کرده. وی در سال 428 هَ. ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی از ابن خلدون ج 4 ص 93 و دیوان مهیار دیلمی ج 1 ص 35). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن منصور حریری، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی حریری (ابن حسین بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن موسی بن بابویه قمی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن بابویه. رجوع به ابن بابویه و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 81 و الفهرست طوسی ص 93 و الفهرست ابن الندیم ج 1 ص 196 و کتاب الرجال نجاشی ص 184 و فوائد الرضویه ٔ عباس قمی ص 222 و روضات الجنات خوانساری ص 377 و منتهی المقال ابوعلی ص 213 و منهاج المقال میرزا محمد ص 231 و هدیه العارفین ج 1 ص 678. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن موسی بن محمدبن موسی بن ابراهیم بن موسی کاظم بن جعفر الصادق بن محمد باقربن علی زین العابدین بن حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام، مشهور به شریف مرتضی و علم الهدی، و مکنی به ابوالقاسم. رجوع به علم الهدی موسوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن وافد، مکنی به ابوالحسن. از تابعیان. رجوع به ابوالحسن (علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن هندو بغدادی، مکنی به ابوالفرج و مشهور به ابن هندو. رجوع به ابن هندو و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 82 و عیون الانباء ابن ابی اصیبعه ج 1 ص 323 و تاریخ حکماء اسلام بیهقی ص 93 و فوات الوفیات ابن شاکر کتی ج 2 ص 45 و ایضاح المکنون بغدادی ج 2 ص 379 و کشف الظنون ص 1762 و کنوز الاجداد محمد کردعلی ص 213 و هدیه العارفین ج 1 ص 686. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بن یحیی. فقیه و عالم علم فرایض (متوفی در حدود سال 660 هَ. ق. ). او راست: 1- الدر فی الفرائض. 2- القمر المنیر فی حل عقود التحریر. 3- اللمع. (از معجم المؤلفین از تراجم الرجال جنداری ص 24). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین اردکانی شیرازی (علی رضا. )، مشهور به تجلی. رجوع به علی رضا (ابن حسین. ) و تجلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین اصابی قطیعی یمنی شافعی. رجوع به اصابی و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 72 و هدیه العارفین ج 1 ص 710 و اعلام زرکلی چ 2 ج 5 ص 90 و العقود اللؤلؤیه ج 1 ص 128. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین أماسی. رجوع به علی اماسی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین انصاری، مشهور به حاجی زینل عطار. از دانشمندان قرن هشتم هجری. رجوع به حاجی زینل عطار شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بدلیسی حنفی، ملقب به حسام الدین. رجوع به علی بدلیسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین بیاعی. محدث. رجوع به علی بیاعی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین جوری (یا حوری)، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی جوری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین خلیعی شاعر، مکنی به ابوالحسین. رجوع به علی خلیعی (ابن حسین. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین حسینی مرعشی. رجوع به علی مرعشی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین خیقانی حلی نجفی. رجوع به علی خیقانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین داوودی، مکنی به ابوالقاسم. رجوع به علی داوودی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین شاکر جرکسی پارسی. رجوع به علی شاکر شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین طریحی نجفی. رجوع به علی طریحی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین قدامه ٔ موسوی، مکنی به ابوجعفر. ممدوح ادیب صابر ترمذی. رجوع به علی موسوی (ابن حسین. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین قرشی. رجوع به علی قرشی (ابن حسین. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین قمی شیعی، ملقب به نورالدین. رجوع به علی قمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین قهستانی، شاعر، مکنی به ابوبکر. رجوع به علی قهستانی (ابن حسین. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین کاکی. رجوع به علی کاکی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین مروزی حنفی، ملقب به علاءالدین. رجوع به علی مروزی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین مسرعی، مشهور به بولاقی. رجوع به علی بولاقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حسین مغربی کاتب، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی مغربی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حصین بن مالک بن خشخاش عنبری تمیمی، مکنی به ابوالحر. رجوع به علی عنبری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حکم بنانی، مکنی به ابوالحکم. محدث بود و ابوالاشهب از او روایت کند. رجوع به ابوالحکم (علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حکم سلمی، برادر معاویهبن حکم. رجوع به علی سلمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حکیم ازدی، مکنی به ابوالحسن. تابعی. رجوع به ابوالحسن (علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حمدان، مکنی به ابوالحسن و ملقب به سیف الدوله. رجوع به سیف الدوله و الاَّثار الباقیه ٔ بیرونی ص 133 شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حمدون بن سماک بن مسعودبن منصور جذامی، مشهور به ابن اندلسی. رجوع به علی جذامی (ابن حمدون بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حمزه، مکنی به ابوالحسن. وی ادیب بود و به دمشق رفت و ابوالفتح صالح بن اسد کاتب را در آنجا مدح کرد. علی بن عبدالسلام صوری از وی روایت میکند. او در سال 430 هَ. ق. در طرابلس درگذشت. او راست: رساله الحماریه. (از معجم المؤلفین از الوافی صفدی ج 12 ص 55). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حمزه، نام او علی بن حمیدصعیدی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن حمزه یا ابن صباغ است. رجوع به علی صعیدی (ابن حمید. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حمزهبن عبداﷲبن عثمان اسدی کوفی، مشهور به کسائی و مکنی به ابوالحسن. مقری و تجویددان و لغوی و نحوی و شاعر. رجوع به کسائی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حمزهبن علی طلحهبن علی رازی بغدادی، مکنی به ابوالحسین و مشهور به ابن بقشلان و ملقب به علم الدین. رجوع به علی رازی (ابن حمزهبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حمزهبن عمارهبن حمزهبن یساربن عثمان اصبهانی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی اصفهانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حمزه ٔ اصفهانی. رجوع به علی اصفهانی (ابن حمزه) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حمزه ٔ بصری. رجوع به علی بصری شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حمشادبن سختویه، مکنی به ابوالحسن (نام او را بصورت علی بن محمدبن سختویه بن حمشاد نیز ضبط کرده اند). وی محدث و حافظ و اهل نیشابور بود و در سال 258 هَ. ق. تولد یافته و به شهرهای مختلفی سفر کرد و نزد اشخاص بسیاری تحصیل کرد. و در 14 شوال سال 338 درگذشت. او راست: 1- الانوار، در دویست وشصت جلد. 2- التفسیر، در دویست وسی جلد. 3- المسندالکبیر، در چهارصد جلد. (از معجم المؤلفین از سیرالنبلاء ذهبی ج 10 ص 98 و الوافی صفدی ج 12 ص 56 وعیون التواریخ ابن شاکر کتی ج 12 ص 82 و المنتظم ابن جوزی ج 6 ص 364 و شذرات الذهب ابن عماد ج 2 ص 348 و البدایه ٔ ابن کثیر ج 11 ص 222 و هدیه العارفین ج 1 ص 679). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حمودبن محمدبن سعیدبن سلطان بوسعیدی. از سلاطین زنگبار. وی در سال 1298 هَ. ق. متولد شد و در سال 1316 هَ. ق. بعد از درگذشت پدرش به سلطنت زنگبار رسید ولی دولت انگلستان به بهانه ٔ خردسالی وی، خود عهده دار اداره ٔ امور آنجا شد تا اینکه در سال 1322 هَ. ق. بعضی اختیارات داخلی به وی واگذار شد اما بسبب بسیاری اختلافات با نماینده ٔ انگلستان، در سال 1329 هَ. ق. به کناره گیری از سلطنت مجبور گشت و به پاریس رفت و در آنجا اقامت گزید و در سال 1336 هَ. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حمودبن میمون بن احمد ادریسی حسنی علوی حمودی، ملقب به الناصر لدین اﷲ. نخستین سلطان حمودیه در قرطبه و مالقه. رجوع به علی حمودی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حموش بن محمدبن مختار قیروانی اندلسی قرطبی. رجوع به علی قیروانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حمویه. وی فرزند حمویه حاکم نیشابور در عهد امیر نصر سامانی بود و خود در بارگاه امیر نصر میزیست. و او را با حسین بن علی گفتگوئی است که در تاریخ حبیب السیر نقل شده است. (از حبیب السیر چ خیام ج 7 ص 358). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حمیدبن احمدبن جعفربن ولید قرشی. رجوع به علی قرشی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حمید سعیدی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن صباغ یا ابن حمزه. رجوع به علی سعیدی (ابن حمید. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حنا، علی بن محمدبن سلیم مصری، ملقب به بهاءالدین و مشهور به ابن حنا. وزیر الظاهر فاطمی. رجوع به علی مصری (ابن محمدبن سلیم. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حنظله، مکنی به ابوطلق. از تابعیان بود. و رجوع به ابوطلق شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حوشب فزاری، مکنی به ابوسلیمان. محدث بود و ولیدبن مسلم از او روایت کرد. و نیز رجوع به ابوسلیمان (علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حیدربن علی قمی، ملقب به نورالدین. رجوع به علی قمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حیدربن محمدبن احمد هاشمی حسنی تهامی. رجوع به علی تهامی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حیدره. او راست: شرح تلخیص اعمال الحساب ابن بناء. (از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 472). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن حیون، علی بن نعمان بن محمدبن حیون، مکنی به ابوالحسن و مشهوربه ابن حیون. رجوع به علی بن نعمان بن محمد. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خاتون، علی بن احمدبن خاتون عاملی، مشهور به ابن خاتون. رجوع به علی عاملی (ابن احمدبن خاتون) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خدیعکرمانی. وی پس از اینکه پدرش «کرمانی » به دست یکی از چاکران نصربن سیار در مرو کشته شد، در سال 330 هَ. ق. نزد ابومسلم خراسانی آمد و چند روزی در خدمت اوبود اما از وی روی گردان شد و به خدمت نصربن سیار شتافت. در این هنگام سلیمان بن کثیر به وی پیغام داد که این غایت بی حمیتی توست که از کسی متابعت میکنی که پدر تو را به خدعه به قتل رسانده است. این سخن در علی بن خدیع مؤثر افتاد و با نصر به مخالفت برخاست و قبیله ٔ ربیعه را با خود همداستان ساخت. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خراسان، علی بن احمدبن عبدالعزیزبن عبدالحق بن خراسان، مشهور به ابن خراسان. آخرین تن از امرای آل خراسان در تونس. رجوع به علی بن احمدبن عبدالعزیزبن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خروف، علی بن محمدبن علی بن محمد حضرمی رندی اشبیلی اندلسی، مشهور به ابن خروف و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی اشبیلی (ابن محمدبن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خروف، علی بن محمدبن یوسف بن مسعود قیسی قرطبی، شاعر، ملقب به نظام الدین و مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن خروف. رجوع به ابن خروف (ضیأالدین ابوالحسن. ) و علی بن محمدبن یوسف بن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خسرو ازنیقی (علی چلبی. ). رجوع به علی چلبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خشرم. از محدثان بود. (منتهی الارب).

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خضربن احمد عمروسی مالکی. رجوع به علی عمروسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خضربن حسن عثمانی دمشقی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی عثمانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خطیب الناصریه، علی بن محمدبن سعدبن محمدبن علی بن عثمان بن اسماعیل بن ابراهیم جبرینی حلبی طائی شافعی، مشهور به ابن خطیب ناصریه و مکنی به ابوالحسن و ملقب به علاءالدین. رجوع به علی حلبی (ابن محمدبن سعدبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خلف بن خلیل بن عطأاﷲ غزی شافعی، ملقب به علاءالدین. رجوع به علی غزی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خلف بن عبدالمطلب بن حیدربن محمدبن فلاح موسوی حسینی مشعشعی حویزی. محدث و مفسر و ادیب. رجوع به علی حویزی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خلف بن عبدالملک بن بطال بکری قرطبی مالکی، مشهور به ابن لجام و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی قرطبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خلف بن عبدالوهاب کاتب، مکنی به ابوالحسن. او راست: موارد البیان. (از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 1888). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خلیفهبن علی نحوی، مشهور به ابن منقی و مکنی به ابوالحسن. وی اهل موصل بود و در ادب تبحر داشت و در مسجد نبی (ص) در موصل می نشست. در معجم الادباء قطعاتی ازاشعار او نقل شده است. او در ربیعالاول سال 562 هَ. ق. درگذشت. (از معجم الادباء چ مارگلیوث ج 5 ص 206). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خلیفهبن یونس بن ابی القاسم بن خلیفه ٔ خزرجی، مشهور به ابن ابی اصیبعه و ملقب به رشیدالدین و مکنی به ابوالحسن. متولد در سال 579 هَ. ق. در حلب و متوفی در سال 616، و جسد او در بیرون باب الفرادیس مدفون است. او راست: 1- تعالیق من مجربات فی الطب. 2- کتاب طب السوق. 3- کتاب المساحه. 4- مقاله فی السبب خلقت الجبال. 5- مقاله فی نسبه النبض و موازنته الی الحرکات الموسیقاریه. 6- الموجز المفید فی علم الحساب. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خلیفه ٔ حسینی مالکی. رجوع به علی حسینی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خلیفه ٔ موصلی. رجوع به علی موصلی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خلیل بن ابراهیم بن محمدعلی رازی طهرانی نجفی. رجوع به علی تهرانی (ابن خلیل بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خلیل بن احمدبن سالم شافعی، ملقب به علاءالدین. رجوع به علی شافعی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خلیل بن علی بن حسین دمشقی، مشهور به ابن قاضی عسکر و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی دمشقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خلیل حنفی طرابلسی. رجوع به علاءالدین طرابلسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خلیل شاعر. یکی از رؤسای متکلمان زنادقه (مانویه) بود که خود را مسلمان می نمود. او را صد ورقه شعر بوده است. (از الفهرست ابن الندیم). و رجوع به ثمار القلوب ثعالبی ص 138 شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خلیل مرصفی (یا مرصفاوی) مصری مدنی شافعی، مکنی به ابوالحسن و ملقب به نورالدین. رجوع به علی مرصفی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن خواجه بهاءالدین محمد جوینی، نواده ٔ خواجه شمس الدین محمد صاحبدیوان. رجوع به علی جوینی (ابن بهاءالدین محمد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن داوود. او افسانه ها از زبان حیوان می کرده است. (از الفهرست ابن الندیم). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن داوود. کلیله و دمنه را به شعر کرده است. (از الفهرست ابن الندیم). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن داوود. منجم فاضل و مقدم. او راست: کتاب الامطار. (از الفهرست ابن الندیم). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن داوود (یا داوودبن داوود)، مکنی به ابوالمتوکل و ملقب به ناجی. محدث است. و نیز رجوع به ابوالمتوکل شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن داوودبن ابراهیم جوهری، مشهور به ابن صیرفی. رجوع به علی جوهری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن داوودبن جراح، مکنی به ابوالحسن. وزیر و کاتب المقتدرباﷲ عباسی بود. (از مجمل التواریخ و القصص ص 377). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن داوودبن سلیمان اصفهانی، ملقب به صائن الدین. رجوع به علی اصفهانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن داوودبن سلیمان جوهری مصری شافعی، ملقب به نورالدین. رجوع به علی جوهری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن داوودبن یحیی بن کامل بن یحیی بن جباره ٔ زبیری قرشی اسدی، ملقب به نجم الدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی زبیری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن داوودبن یوسف رسولی، مشهور به مجاهد رسولی. رجوع به علی رسولی (ابن داوود مؤید. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن داوود بغدادی. کاتب زبیده بنت جعفر. رجوع به علی بغدادی (ابن داوود. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن داوود خطیب جوهری، مشهور به ابن صیرفی. رجوع به علی جوهری (ابن داوودبن ابراهیم. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن دبیس بن صدقهبن منصور اسدی مزیدی. اسدی بود. رجوع به علی مزیدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن دریهم، علی بن محمدبن عبدالعزیزبن فتوح بن ابراهیم تغلبی موصلی دمشقی شافعی، مشهور به ابن دریهم و ملقب به تاج الدین. رجوع به ابن دریهم و علی بن محمدبن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن دقیق العید، علی بن محمدبن علی بن وهب بن مطیع قشیری شافعی، ملقب به محب الدین و مشهور به ابن دقیق العید. رجوع به علی قشیری (ابن محمدبن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن دلدار علی لکهنوئی هندی. رجوع به علی لکهنوئی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ذری حضرمی. رجوع به علی حضرمی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن رافع. مولای پیغمبر (ص). وی در عهد پیغمبر (ص) متولد شد و پیغمبر اکرم وی را«علی » نام نهاد. (از الاصابه ٔ ابن حجر ج 5، قسم 2). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن راهبه. وی طبیب المتقی خلیفه ٔ عباسی بود و نزد او احترام و اکرامی خاص داشت. او بهمراهی بختیشوع و أتوش و ثابت بن سنان بن ثابت، طبابت المتقی را عهده دار بود. (از تاریخ الحکماء قفطی ص 235). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن رباح. از محدثان بود. (منتهی الارب).

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ربن، علی بن سهل طبری، مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابن ربن و علی بن سهل بن ربن طبری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ربیعه، مکنی به ابوالمغیره. وی تابعی بود و از علی علیه السلام روایت کرد. و سلمهبن کهیل از او روایت دارد. و نیز رجوع به ابومغیره (علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن رجاء، ملقب به شرف الدین. وی در سلک وزیران طغرل بن محمدبن ملکشاه به شمار می رفت و چون مردی نالایق بود طغرل عزم عزل او کرد. اما پیش از عزل کردن وی روزگار سلطنتش به سر آمد و شرف الدین علی به آذربایجان رفت و جزء ملازمان سلطان داوودبن محمود گردید. و هنگامی که خوارزمشاه به عراق لشکر کشید وی کشته شد. (از دستورالوزراء خوندمیر ص 209) (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 521). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن رجب علی دیزجی (علی اکبر. ). رجوع به علی اکبر دیزجی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن رزین بن سلیمان. از بنی مروان بن ابی حفصه بود و شعر می گفت. او را دیوانی بود که نزدیک پنجاه ورق داشت. (از الفهرست ابن الندیم). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن رزین ترمذی خراسانی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی ترمذی (ابن رزین. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن رستم بن هردوز، مشهور به ابن ساعاتی و ملقب به بهاءالدین و مکنی به ابوالحسن. نام وی را بصورت علی بن محمدبن رستم بن هردوز نیز آورده اند. وی در سال 553 هَ. ق. متولد شد و در سال 604در قاهره درگذشت. او را دیوان شعری است در دو مجلد، و نیز دیوانی به بنام «مقطعات النیل » دارد. رجوع به ابن ساعاتی و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 92 و وفیات الاعیان ج 1 ص 458 و شذرات الذهب ج 5 ص 13 و مرآهالجنان یافعی ج 4 ص 254 و کتاب فی التراجم ج 1 ص 4616. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن رسول رسولی. رجوع به علی رسولی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن رضابن محمدمهدی بحرالعلوم طباطبائی. رجوع به علی طباطبائی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن رضوان بن علی بن جعفر مصری، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن رضوان. رجوع به علی مصری (ابن رضوان بن. ) و ابن رضوان شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن رضی الدین بن علی بن احمدبن محیی الدین جامعی عاملی. رجوع به علی جامعی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن رفاعه ٔ قرظی. رجوع به علی قرظی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن رکانه. برخی او را از صحابه دانسته اند، ولی ابن منده گوید که صحابی بودن اومورد تردید است. (از الاصابه ٔ ابن حجر ج 4، قسم 1). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن رکن الدوله حسن بن بویه دیلمی، ملقب به فخرالدوله. رجوع به فخرالدوله ٔ دیلمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن روزبهان بن محمد خنجی، ملقب به زین الدین. رجوع به علی خنجی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن روزبه شیبانی، ملقب به اختیارالدین. از امرا و ملوک جبال. رجوع به اختیارالدین (علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن رومی، علی بن عباس بن جریج بغدادی، مشهور به ابن رومی و مکنی به ابوالحسن. شاعر رومی الاصل. رجوع به ابن رومی به علی بن عباس بن جریج. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن رؤیم کوفی. رجوع به علی کوفی (ابن رؤیم) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن رئاب. وی از مشایخ شیعه و راوی فقه از ائمه بود. (از الفهرست ابن الندیم). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن زاهده، علی بن مبارک، مشهور به ابن زاهده و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی بن مبارک شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن زریق بغدادی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی بغدادی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن زقاق، علی بن عطیهبن مطرف بن سلمه ٔ لخمی بلنسی، مشهور به ابن زقاق و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی لخمی (ابن عطیهبن مطرف ابن. ) و ابن زقاق شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن زقاق، علی بن قاسم بن یونش اشبیلی، مشهور به ابن زقاق و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی اشبیلی (ابن قاسم بن یونش. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن زکرون، علی بن احمدبن زکریا، مشهور به ابن زکرون و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی بن احمدبن زکریا شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن زکریابن مسعود حنفی (متوفی در سال 686 هَ. ق. در قدس). او راست: شرح معانی الاَّثار طحاوی. (از معجم المؤلفین از ایضاح المکنون ج 2 ص 505). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن زکریا مسبحی. رجوع به علی مسبحی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن زکریا نیشابوری، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی نیشابوری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن زکی بوسنوی رومی حنفی. رجوع به علی بوسنوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن زیاد اسکندری، مشهور به محتسب و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی محتسب شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن زیاد تمیمی، مکنی به ابوالحسن. یکی از نقله ٔ کتب فارسی به عربی است. رجوع به ابوالحسن (علی بن زیاد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن زیاد تونسی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی تونسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن زیدبن ابی ملیکه زهیربن عبداﷲبن جدعان، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن جدعان. وی فقیه و نابینا بود و روایت حدیث می کرد ولی از محدثان موثوق نبود. اصل او از بصره است و در سال 129 هَ. ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی از خلاصه تذهیب الکمال ص 232 و التبیان و تاریخ الاسلام الذهبی ج 5 ص 283). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن زیدبن حسن شظبی صریمی صنعانی. رجوع به علی صنعانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن زیدبن محمدبن حسین بن سلیمان بن أیوب انصاری أوسی خزیمی بیهقی شافعی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی بیهقی و ظهیرالدین (ابوالحسن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن زیل، مکنی به ابوالحسن، علی بن سهل طبری. کاتب مازیاربن قارن است. وی چون به دست خلیفه مسلمانی گرفت، مقرب شد و فضل او پیدا گشت و متوکل او را در جمله ٔ ندماء درآورد. او راست: کتاب فردوس الحکمه و تحفه الملوک، و کناش الحضره، و منافع الاطعمه و الاشربه و العقاقیر (از الفهرست ابن الندیم). اما این مرد همان علی بن ربن طبری است که ابن الندیم در اینجا اشتباهاً نام پدر او را «زیل » نوشته است. و کلمه ٔ ربن همان «ربنا» است در زبان یهود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن زین. در عجایب البلدان خاطره ای از وی درباره ٔ کوه دماوند ذکرشده است. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 674 شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن زین العابدین بن هاشم عراقی حسینی فاسی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی عراقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن زین نصرانی. او راست: کتاب الاَّداب و الامثال علی مذاهب الفرس و الروم و العرب. (از الفهرست ابن الندیم). اما احتمال دارد که این مرد همان علی بن ربن الطبری باشد. رجوع به ابن ربن شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ساعاتی، علی بن رستم بن هردوز، مشهور به ابن ساعاتی و ملقب به بهاءالدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابن ساعاتی و علی بن رستم بن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ساعی، علی بن أنجب بن عثمان بن عبداﷲبن عبیداﷲبن عبدالرحیم بغدادی خازن شافعی، مشهور به ابن ساعی و ملقب به تاج الدین و مکنی به ابوطالب. رجوع به ابن ساعی و علی بن أنجب بن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سالم، نام او علی بن خلیل بن احمدبن سالم شافعی، و ملقب به علاءالدین است. رجوع به علی شافعی (ابن خلیل بن احمدبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سالم بن عبدالناصر غزی شافعی. رجوع به علی غزی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سالم بن مخارق والبی، مولای عباس بن عبدالمطلب. رجوع به علی والبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سختویه بیهقی خسروجردی. رجوع به علی بیهقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سدیر، علی بن محمدبن عبداﷲ، مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن سدیر. رجوع به علی بن محمدبن عبداﷲ شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سراج بن عبداﷲ مصری، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی مصری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سری بن صقربن حمل. محدث بود. (منتهی الارب) (تاج العروس). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سعدبن عبداﷲعسکری، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی عسکری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سعدبن علی، مکنی به ابوالحسن. وی یکی از امرای بنی نصر بود که از سال 629 تا 897 هَ. ق. در غرناطه حکومت کردند. او دو بار حکومت را به دست گرفت، یکی از سال 866 تا 887 و یک بار از 888 تا 890. (از طبقات سلاطین اسلام ص 25) (از معجم الانساب زامباور ص 94). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سعدبن علی بن عبدالواحدبن عبدالقاهربن أحمدبن مسهر موصلی، مکنی به ابوالحسن و ملقب به مهذب الدین و مشهور به ابن ابی الوفاء. رجوع به علی موصلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سعدبن علی بن یوسف الغنی باﷲبن محمدبن أحمر، مکنی به ابوالحسن و ملقب به الغالب باﷲ، نام او بصورت «علی بن سعدبن محمد. » و «علی بن نصربن سعدبن سلطان ابی عبداﷲ محمدبن سلطان ابی الحسن » نیز آمده است. وی از ملوک بنی الاحمر در اندلس بود. و پس از حوادث بسیاری توانست به سلطنت برسد، و با اسپانیا جنگهای بسیاری کرد که به صلح انجامید. او در بصره به مرضی شبیه صرع مبتلی گشت لذا از پادشاهی معزول شد و به شهر«منکب » منتقل گشت و در سال 890 هَ. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سعدبن محمد، مکنی به ابوالحسن و ملقب به الغالب باﷲ. از ملوک بنی الاحمر اندلس. رجوع به علی بن سعدبن علی بن یوسف الغنی باﷲ. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سعدالدین مسعودبن علی ابهری، ملقب به صدرالدین. وزیر سلطان علاءالدین تکش. رجوع به صدرالدین علی. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سعدالدین مسعود ابهری، ملقب به صدرالدین. وزیر تکش. رجوع به علی انصاری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سعد انصاری. رجوع به علی انصاری شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سعد بیوسی احمدی شافعی أشعری. رجوع به علی احمدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سعید. نام او علی بن موسی بن عبدالملک بن سعید عبسی اندلسی غرناطی مغربی و مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن سعید است. رجوع به ابن سعید و علی بن موسی بن عبدالملک بن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سعیدبن احمدبن یحیی مزیدی حلی، مکنی به ابوالحسن و ملقب به ملک الادبا و استاد شهید. شاگرد علامه. رجوع به ابوالحسن (علی بن سعید. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سعیدبن حمامه ٔ صنهاجی (شیخ. ). رجوع به علی صنهاجی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سعیدبن سعدبن زیدبن محسن حسینی طالبی. از اشراف مکه. رجوع به علی طالبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سعیدبن عبدالرحمان بن محرزعبدری، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی عبدری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سعیدبن عثمان بن سعید مصری، مکنی به ابوعلی. رجوع به علی مصری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سعیدبن محمدبن احمدبن محمدبن حسن بن محمدبن علی بن محمدبن حسین بن عبدالسلام بن عبدالمطلب حر عاملی جبعی. رجوع به علی حر شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سعید اصطخری. رجوع به علی اصطخری شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سعید رستغفنی حنفی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی رستغفنی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سعید عسکری. محدث اواخر قرن سوم هجری. رجوع به علی عسکری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سکن معافری، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی معافری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سکون، علی بن محمدبن محمدبن علی بن سکون حلی، مشهور به ابن سکون و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی حلی (ابن محمدبن محمدبن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سگزی. گور وی در رباط دهستان است. و دهستان شهری است از ناحیت دیلمان. (از حدود العالم چ دانشگاه ص 143). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلار، ملقب به الملک العادل سیف الدین و مشهور به ابن سلار. وزیر ظافر عبیدی است، صاحب مصر. رجوع به ابن سلار شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلطان العلماء مرعشی (علی نواب. ). رجوع به علی مرعشی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلطان اویس ایلکانی (شاهزاده شیخ. ). وی برادر سلطان حسین بن سلطان اویس بود، و سلطان حسین بر آذربایجان سلطنت می کرد، در سال 778 هَ. ق. شاهزاده شیخ علی که از قدرت امیر اسماعیل بن امیر زکریا حکمران بغداد خشنود نبود عده ای از اوباش بغداد را تحریک کرد و امیر وجیه الدین اسماعیل و امیر مسعود رشیدی عم امیر اسماعیل را کشتند. و سلطان حسین بجای ملامت برادر، او را به حکومت بغداد منصوب ساخت. و شیخ علی چون لیاقت اداره ٔ امور را نداشت، پیرعلی بادک را که از جانب شاه شجاع در شوشتر حکومت می کرد به بغداد خواند و اداره ٔ امور را به او سپرد و پس از مدتی این شیخ علی و پیرعلی، طاغی شدند و از اطاعت سلطان حسین سرپیچیدند. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلطان حیدر صفوی (سلطان. ). رجوع به علی صفوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلطان محمد هروی قاری حنفی، مکنی به نورالدین. رجوع به علی قاری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلطان محمودمیرزا (سلطان. ). از شاهزادگان تیموری. رجوع به علی میرزابن سلطان محمود. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلیم، مکنی به ابوسلیم. تابعی بود و از انس بن مالک روایت کرد. و اسرائیل بن یونس از وی روایت دارد. و نیز رجوع به ابوسلیم شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلیمان. وی طبیب و حکیم و ریاضی دان و فلکی و از مردم مصر بود. و در روزگار العزیز باﷲ و فرزندش الحاکم می زیست و زمان الظاهر لاعزار دین اﷲ فرزند الحاکم را نیز درک کرد. او راست: 1- اختصار کتاب الحاوی، در طب. 2- الامثله و التجارب و الاخبار و النکت والخواص الطبیه المنتزعه من کتب ابقراط و جالینوس و غیرهما. 3- التعالیق الفلسفیه، که در سال 411 هَ. ق. در حلب شروع به نگاشتن آن کرد. 4- مقاله أرسطوطالیس فی الابصار و تعدید شکوک فی کواکب الذنب. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلیمان بن احمدبن سلیمان أنصاری قرطبی عباسی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی انصاری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلیمان بن احمدبن محمد سعدی صالحی حنبلی مرداوی، مکنی به ابوالحسن و ملقب به علاءالدین. رجوع به علی مرداوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلیمان بن درویش بن حاتم بحرانی قدمی، ملقب به زین الدین. رجوع به علی بحرانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلیمان بن عبداﷲ منصوری مصری. رجوع به علی منصوری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلیمان بن علی بن عبداﷲبن عباس هاشمی عباسی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی هاشمی (ابن سلیمان بن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلیمان بن فضل بغدادی، مکنی به ابوالحسن و مشهور به أخفش صغیر (یا أخفش أصغر). نحوی و اخباری و لغوی معروف. وی شاگرد مبرد و ثعلب بن یحیی بود و در سال 315 هَ. ق. در بغداد در حدود هشتادسالگی درگذشت. رجوع به أخفش صغیر و مآخذ زیر شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 104 و الوافی صفدی ج 12 ص 73 و طبقات النحاه و اللغویین ابن شهبه ص 423 وتاریخ دمشق ابن عساکر ج 12 ص 54 و الفهرست ابن الندیم ج 1 ص 83 و معجم الادباء ج 13 ص 246 و بغیه الوعاه سیوطی ص 338 و مرآهالجنان یافعی ج 2 ص 61 و کشف الظنون ص 1427 و ایضاح المکنون ج 2 ص 274 و هدیه العارفین ج 1 ص 676. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلیمان بحرانی، مکنی به ابوالحسن و ملقب به جمال الدین یا کمال الدین). رجوع به علی بحرانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلیمان دمنتی بوجمعوی مغربی مالکی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی دمنتی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلیمان زهراوی، مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی زهراوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلیمان کلبی، مکنی به ابونوفل. محدث است و از ولیدبن مسلم بن نوفل بن ابی عقرب روایت کند. نیز رجوع به ابونوفل شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلیمان یمنی. رجوع به علی یمنی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلیمان یمنی بکیلی تمیمی زیدی اسماعیلی، ملقّب به حیدره. رجوع به علی بکیلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سلیم بن ربیعه ٔ اذرعی، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به ضیاءالدین. رجوع به علی اذرعی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سماقه. علی بن احمد سماقه ٔ عاملی مشغری. رجوع به علی سماقه (ابن احمد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سنجر بغدادی حنفی، مشهور به ابن سماک (یا ابن سباک) و ملقّب به تاج الدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی بغدادی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سندبن علی بن سلیمان لواتی الاصل ابیاری شافعی مصری. رجوع به علی ابیاری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سودون یشبغاوی قاهری دمشقی حنفی، مکنّی به ابوالحسن. شاعر بود ودر سال 810 هَ. ق. در قاهره متولد شد و در نیمه ٔ رجب سال 868هَ. ق. در دمشق درگذشت و در مقبره ٔ فرادیس دفن شد. رجوع به ابن سودون و نیز به مآخذ ذیل شود:معجم المؤلفین ج 7 ص 106. الضوءاللامع سخاوی ج 5 ص 229. شذرات الذهب ابن عماد ج 7 ص 307. کشف الظنون ص 803. فهرست الخدیویه ج 4 ص 291. هدیهالعارفین ج 1 ص 734. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سهروردی. علی بن مسلم بن محمدبن علی سلمی دمشقی شافعی خلوتی، مشهور به ابن سهروردی و مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به جمال الاسلام. رجوع به علی سهروردی (ابن مسلم بن محمدبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سهل. تابعی است. (منتهی الارب).

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سهل بن ازهر اصفهانی، مکنّی به ابوالحسن. از مشایخ صوفیه و معاصر جنید. رجوع به ابوالحسن (علی بن سهل. ) و نیز به اصفهانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سهل بن ربن طبری، مکنّی به ابوالحسن. طبیب و مطلع در طبیعیات و در انجیل. وی در طبرستان متولد شد و سپس نزد خلیفه المعتصم عباسی اسلام آورد و المتوکل او راجزء ندیمان خویش قرار داد. وی پیش از سال 228 هَ. ق. می زیست و برخی وفات او را در سال 247 هَ. ق. نگاشته اند. رجوع به ابن ربن و نیز به کتب ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 106. الوافی صفدی ج 12 ص 76. عیون الانباء ابن ابی اصیبعه ج 1 ص 309. تاریخ الحکمای قفطی ص 231. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سهل بن عباس بن سهل نیشابوری، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی نیشابوری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سهل اصفهانی، مکنّی به ابوالحسن (علی بن سهل. ) و نیز به اصفهانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سهل فوشنجی (شیخ. ) مکنّی به ابوالحسن. رجوع به ابوالحسن فوشنجی و نیز به علی بن احمدبن سهل فوشنجی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سیدکمال الدین بن سیدقوام الدین مرعشی آملی (سید. ). رجوع به علی آملی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن سیده. علی بن اسماعیل اندلسی مرسی ضریر، مشهوربه ابن سیده و مکنّی به ابوالحسن. متولد در سال 398هَ. ق. در مرسیه. رجوع به ابن سیده و نیز به کتب ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 36. بغیهالوعاه سیوطی ص 327. کشف الظنون ص 691 و 812 و سایر صفحات. هدیهالعارفین ج 1 ص 691. الصله ٔ ابن بشکوال ص 410. انباءالرواه قفطی ج 2 ص 225. لسان المیزان ابن حجر ج 4 ص 205. البدایه ٔ ابن کثیر ج 12 ص 95. مرآهالجنان یافعی ج 3 ص 82. مطمح الانفس ص 60. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شاطر. علی بن ابراهیم بن محمد همام بن محمدبن ابراهیم بن حسن انصاری دمشقی، مشهور به ابن شاطر و مطعم، و ملقّب به علاءالدین و مکنّی به ابوالحسن. وی منجم بود و در جامع اموی دمشق عهده دار توقیت بود. تولدش در 704 هَ. ق. و وفاتش در 777 هَ. ق. بوده است. او راست: 1- الاشعهاللامعه فی العمل بالالهالجامعه. 2- الثمارالیانعه من قطوف الاله الجامعه. 3- کشف المغیب فی الحساب بالربع المجیب. 4- نزههالسامعفی العمل بالربع الجامع. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شاکر موستاری، مشهور به جابی زاده. رجوع به علی جابی زاده شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شاهک عصار ضریر بیهقی. رجوع به علی بیهقی (ابن شاهک. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شاه محمود بافقی. رجوع به علی بافقی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شاهمرادبن اسدبن جلال الدین بن حسن طباطبائی حسنی نجفی. رجوع به علی طباطبائی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شاه مظفربن مبارزالدین (شاه. ) رجوع به علی بن مظفربن مبارزالدین شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شبیه. علی بن عبداﷲبن علی بن حسین بن زیدبن علی بن حسین بن زیدبن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام، علوی، مکنّی به ابوالقاسم و مشهور به الشبیه یا شبیه. رجوع به علی علوی (ابن عبداﷲبن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شجاع مصقلی. رجوع به علی مصقلی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شداد، مکنّی به ابوکردوس. محدث است. رجوع به ابوکردوس شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شعبان (الملک الاشرف). ابن حسین بن محمدبن قلاوون، ملقّب به الملک المنصور. از سلاطین دولت قلاوونیه در مصر و شام. رجوع به علی قلاوونی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شعبان اقسرائی رومی حنفی. رجوع به علی اقسرائی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شعیب سقا. از مشایخ تصوف. رجوع به علی سقا شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شفیعبن اکبر موسوی جابلقی بروجردی (علی اصغر. ). رجوع به علی اصغر بروجردی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شلبی شبینی شافعی. رجوع به علی شبینی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شلویه. وی ازمشایخ متصوفه بود و بیشتر در کوهها و صحراها می گشت و شیخ ابوعبداﷲ خفیف درباره ٔ او حکایتهائی دارد که در نفحات الانس آمده است. (از نفحات الانس جامی ص 244). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شمس الدین بن محمدبن زهران بن علی شافعی رشیدی، مشهور به خضری. رجوع به علی خضری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شمعه. علی بن محمدبن عثمان بن محمدبن رجب بن علاءالدین دمشقی شافعی، مشهور به ابن شمعه. رجوع به علی دمشقی (ابن محمدبن عثمان بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شوکانی. علی بن محمدبن علی بن محمدبن علی بن عبداﷲ یمنی صنعانی حنبلی، مشهور به ابن شوکانی. رجوع به علی شوکانی (ابن محمد بن علی بن محمدبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شهاب. علی بن شهاب بن حسن بن محمد همدانی مسعودی، مشهور به ابن شهاب. رجوع به علی مسعودی (ابن شهاب بن حسن بن محمد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شیبان بن محرزبن عمروبن عبداﷲبن عمروبن عبدالعزیزبن سحیم حنفی سحیمی یمامی، مکنّی به ابویحیی. رجوع به علی سحیمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شیخ بن محمدبن علی سقاف علوی، مشهور به ابن شهاب الدین. رجوع به علی سقاف شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شیخ عوینه. علی بن حسین بن قاسم بن منصوربن علی موصلی شافعی، مشهور به ابن شیخ عوینه و ملقّب به زین الدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی موصلی (ابن حسین بن قاسم بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن شیران همدانی (علی اکبر. )، ملقّب به صدرالاسلام. رجوع به علی اکبر همدانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صادق بن محمدبن ابراهیم بن حسین بن محمد داغستانی شماخی حنفی. رجوع به علی شماخی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صالح بن ابی لیث بن أسعدبن فرج بن یوسف طرطوشی دانی، مشهور به ابن عزالناس و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی دانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صالح بن حی. وی از متکلمین زیدیه و برادر حسن بن صالح است. (از الفهرست ابن الندیم). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صالح بن صالح بن حی، مکنّی به ابومحمد. تابعی است. و نیز رجوع به ابومحمد (علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صالح بن عبدالفتاح جارم. رجوع به علی جارم شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صالح بن محمدبن علی بن ابی الرجال صنعانی. رجوع به علی صنعانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صالح جرجانی. رجوع به علی جرجانی (ابن صالح. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صالح رومی، ملقّب به عبدالواسع علیسی. رجوع به علی علیسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صباغ. علی بن حمید صعیدی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن صباغ یا ابن حمزه. رجوع به علی صعیدی (ابن حمید. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صباغ. علی بن محمدبن احمد، ملقّب به نورالدین و مشهور به ابن صباغ. رجوع به علی بن محمدبن. و نیز به ابن صباغ (شیخ نورالدین علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صدرالدین بن عصام الدین. او راست: حاشیه بر شرح جد خود عصام الدین بر رساله ٔ استعاره ٔ ابوالقاسم لیثی سمرقندی. (از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 845). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صدرالدین موسی (شیخ خواجه. ) وی از صوفیان سلسله ٔ صفویه است که پس از پدرش صدرالدین موسی، به ارشاد طبقه ٔ صوفیه منصوب گشت. و در اواخر عمر به قصد حج به زیارت کعبه رفت و فرزندش شیخ ابراهیم را به جانشینی خویش گماشت و در بازگشت از حج، در راه مریض شد و درگذشت. (از حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 423). و رجوع به علی سیاه پوش شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صدری قونوی، ملقّب به بدرالدین. رجوع به علی قونوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صدقه، ملقّب به مؤتمن الدوله. وی از خاندانی بزرگ و مردی نیکوسیرت و نیکوخلق و متعبد و متدین بود و با وجودی که از قوانین وزارت هیچ نمی دانست، المقتفی باﷲ خلیفه ٔ عباسی پس از علی بن طراد زینبی، وزارت را به او داد. و بعد از او ابن هبیره وزیر شد. (از تجارب السلف نخجوانی ص 306). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صدقه. نام او علی بن احمد مصری شامی شافعی اشعری، و مشهور به ابن صدقه است. رجوع به علی مصری (ابن احمد مصری. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صدقهبن علی بانقوسی حلبی مصری شافعی، ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی بانقوسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صدقهبن منصور سرمینی، مکنّی به ابوالفتح. رجوع به علی سرمینی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صعب بن بکر. جد جاهلی. رجوع به علی بن بکربن وائل شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صفار. علی بن یوسف بن شیبان ماردینی، مشهور به ابن صفار و ملقّب به جلال الدین. رجوع به ابن صفار و نیز به علی بن یوسف بن شیبان. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صُفدان علی بن محمدبن موسی بن سعیدبن مهدی انباری مکنّی به ابوالقاسم و ملقّب به حُسنُس و مشهور به ابن صفدان. رجوع به علی حسنس شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صفدربن صالح رضوی قمی کشمیری. رجوع به علی رضوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صلاح. نام او علی بن محمد (صلاح الدین الناصر) بن علی (المهدی) بن محمد حجاج بن یوسف زیدی، و مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به نجاح الدین و المنصور، و مشهور به ابن صلاح است. وی امیر یمن بود. رجوع به علی زیدی (ابن محمدبن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صلاح بن علی بن محمدبن عبداﷲ صعدی یمانی زیدی. رجوع به علی صعدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صلاح الدین بن علی بن صلاح الدین حسنی کوکبانی، ملقّب به جمال الدین. رجوع به علی کوکبانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صلاح الدین سخومی. رجوع به علی سخومی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صلاح الدین یوسف ایوبی، مشهور به ملک افضل نورالدین. رجوع به علی ایوبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صوفی. علی بن محمدبن علی بن محمد علوی عمری شجری، ملقّب به نجم الدین و مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن صوفی. رجوع به علی شجری (ابن محمدبن علی بن محمد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صیرفی. علی بن داوودبن ابراهیم جوهری، مشهور به ابن صیرفی. رجوع به علی جوهری (ابن داوودبن ابراهیم. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن صیرفی. علی بن عثمان بن عمربن صالح دمشقی شافعی، مشهور به ابن صیرفی و ملقّب به علاءالدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی صیرفی (ابن عثمان بن عمربن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ضائع. علی بن محمدبن علی بن یوسف اشبیلی، مشهور به ابن ضائع و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی اشبیلی (ابن محمدبن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن طالب هندی پیشاوری (علی رضا. ). رجوع به علی رضابن طالب. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن طاووس. علی بن موسی بن جعفربن محمدبن احمدبن طاووس علوی فاطمی، مشهور به ابن طاووس و مکنّی به ابوالقاسم وملقب به رضی الدین. رجوع به ابن طاووس و نیز به علی بن موسی بن جعفربن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن طاهر، مشهور به سیدمرتضی علم الهدی. برادر سیدرضی. رجوع به علم المهدی موسوی (علی بن ابی احمد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن طاهربن جعفر سلمی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی سلمی (ابن طاهر. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن طاهربن معوضهبن تاج الدین قرشی اموی، مکنّی به ابوالحسن و ملقب به الملک المجاهد. یکی از مؤسسین دولت بنی طاهر در یمن. رجوع به علی طاهری (ابن طاهربن معوضه. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن طبیب. علی بن نصر، مشهور به ابن طبیب و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی بن نصر شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن طرادبن دبیس اسدی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی اسدی (ابن طراد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن طرادبن محمد زینبی، مکنّی به ابوالقاسم و ملقّب به شرف الدین. رجوع به علی زینبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن طرخان. علی بن حسن، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن طرخان. از استادان موسیقی و غناء. رجوع به ابن طرخان (ابوالحسن علی. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن طلحه، مکنّی به ابوالحسن. تابعی است. و نیز رجوع به ابوالحسن (علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن طلحهبن طاهر ذوالیمینین. وی پس از اینکه پدرش طلحه در سال 213 هَ. ق. در خراسان درگذشت، قائم مقام وی شد و در نواحی نیشابور با جمعی از خوارج جنگید و شهید گشت. (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 344). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن طلحهبن کردان واسطی، مکنّی به ابوالقاسم. رجوع به علی واسطی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن طلق بن منذربن قیس بن عمربن عبداﷲبن عمربن عبدالعزی بن سحیم حنفی سحیمی یمامی. رجوع به علی سحیمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن طیب بن عبدالرحمان شرفی اندلسی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی اندلسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ظافربن حسین أزدی مصری مالکی، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به جمال الدین. رجوع به علی أزدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ظاهر مطیری اسدی حلی. رجوع به علی حلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ظاهر وتری حسنی مدنی، ملقّب به نورالدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی مدنی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ظبیان، مکنّی به ابوالحسن، تابعی است. و رجوع به ابوالحسن (علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ظهیربن شهاب مصری، مشهور به ابن کفتی و ملقّب به نورالدین، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی مصری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ظهیرالدین ابی منصور فرامرزبن علاءالدوله ابی جعفرمحمد، معروف به کاکویه. یکی از دیالمه ٔ کاکویه. رجوع به علی بن فرامرزبن علاءالدوله. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ظهیره. علی بن جاراﷲ بن محمدبن أبی الیمن بن ابی بکربن علی بن محمدبن محمدبن حسین بن احمد قرشی محزومی حنفی، مشهور به ابن ظهیره. رجوع به علی مخزومی (ابن جاراﷲبن محمدبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عاصم بن صهیب واسطی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی واسطی (ابن عاصم. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عباد. علی بن محمدبن ابراهیم بن عبداﷲبن مالک بن عباد نفری رندی مالکی، مشهور به ابن عباد. رجوع به علی نفری (ابن محمدبن ابراهیم بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عباس بن ابراهیم بن علی بن عبدالرحمان بن قاسم بن حسن بن علی بن أبی طالب، مکنّی به ابوالحسن. فقیه و اصولی بود و در حدود سال 340 هَ. ق. درگذشت. او راست: 1- اختلاف اهل البیت. 2- مایجب أن یعمله المجتهد. (ازمعجم المؤلفین بنقل از تراجم الرجال جنداری ص 24). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عباس بن اسماعیل بن ابی سهل بن نوبخت نوبختی، مکنّی به ابوالحسین. رجوع به علی نوبختی (ابن عباس بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عباس بن جریح بغدادی، مشهور به ابن رومی و مکنّی به ابوالحسن. شاعر رومی الاصل. متولد در رجب سال 221 هَ. ق. در بغداد، و متوفی در جمادی الاولای 283 یا 284 یا 286 هَ. ق. رجوع به ابن رومی و نیز به مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 114. سیرالنبلاء ذهبی ج 9 ص 117. الوافی صفدی ج 12 ص 80 فهرس المؤلفین بالظاهریه. الفهرست ابن الندیم ج 1 ص 165. تاریخ بغداد خطیب بغدادی ج 12 ص 23. العمده ٔ ابن رشیق ج 1 ص 64. الکامل ابن أثیر ج 7 ص 159. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عباس بن حسین زیدی، ملقب به المنصور باﷲ. امام زیدی یمن. رجوع به علی زیدی (ابن عباس بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عباس بن راضی بن حسن أبوطبیخ. ادیب و شاعر، متولد در سال 1311 هَ. ق. در نجف. وی در شوال سال 1361 هَ. ق. درگذشت در حالی که سن او پنجاه سال و اندی بود. او را دیوان شعری است. (از معجم المؤلفین بنقل از اعیان الشیعه ج 41 ص 284). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عباس مجوسی، مشهور به ابن مجوس. رجوع به ابن المجوس و به علی مجوسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالاعلی، مکنّی به ابوالحسن. تابعی است و زهیر از او روایت کند. رجوع به ابوالحسن (علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالباقی بن احمد رومی حنفی، مشهور به ظریفی. رجوع به علی ظریفی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالباقی بن قاضی خان، ملقّب به علأالدین. او راست: کنزاللاَّلی فی شرح بدءالامالی، که در سال 979 هَ. ق. در مدینه از تألیف آن فراغت یافت. (از معجم المؤلفین بنقل از ایضاح المکنون ج 2 ص 387). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالبر حسنی شافعی. مشهور به ونائی و ملقّب به جمال الدین. رجوع به علی ونائی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالجباربن سلامه ٔ هذلی توسنی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی هذلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالجلیل بیاضی. رجوع به علی بیاضی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالحسین بن سلطان موسوی حسینی. رجوع به علی موسوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالحسین بن علی اصغر حائری ایروانی. رجوع به علی حائری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالحق حجاجی مالکی قوصی. رجوع به علی قوصی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالحمید آلوسی. ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی آلوسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالحمیدبن فخاربن معد موسوی حلی، مشهور به مرتضی. رجوع به علی مرتضی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالحمید مغربی. رجوع به علی مغربی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان. تابعی است. (منتهی الارب).

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن احمدبن یونس بن عبدالاعلی صدفی مصری، مکنّی به ابوالحسن. منجم مشهور قرن چهارم هجری است که درشوال سال 399 هَ. ق. در مصر درگذشت. او راست: 1- تاریخ اعیان مصر. 2- زیج ابن یونس، در چهار مجلد، که آن را برای العزیزباﷲ نوشته است. 3- العقود والسعود فی اوصاف العود. 4- غایهالانتفاع فی معرفه الدائر و السمت قبل الارتفاع. و نیز او را اشعاری است. رجوع به ابن یونس (ابوالحسن علی بن. ) و نیز به کتب ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 118. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن بَرنی. محدث است. (از منتهی الارب) (از تاج العروس). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن تمیم طنجی مکناسی. رجوع به علی طنجی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن حسین عثمانی صفدی شافعی، ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی صفدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن شبیب بن حمدان بن شبیب حنبلی حرانی، ملقّب به نورالدین. رجوع به علی حرانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن عیسی بن عروهبن جراح قنائی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی قنائی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن محمدبن محمدبن اسماعیل شلقامی قاهری شافعی، ملقب به نورالدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی قاهری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن محمدخطیب شربینی مصری شافعی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی شربینی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن محمد خفاف مالکی جزائری. رجوع به علی جزائری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن محمد نظاری، امیر یمن. رجوع به علی نظاری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن مهدی بن عمران اشبیلی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن اخضر. رجوع به علی اشبیلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن هارون بن عیسی بن هارون بغدادی شافعی، مکنّی به ابوالخطاب. رجوع به علی بغدادی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن یوسف انصاری طلیطلی، مشهور به ابن لونقه و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی طلیطلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن یونس بن عبدالاعلی مصری، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن یونس. منجم قرن چهارم هجری. رجوع به ابن یونس و نیز به علی بن عبدالرحمان بن احمدبن یونس. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان اندلسی، مشهور به ابن هذیل. رجوع به علی اندلسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان تلمسانی. رجوع به علی تلمسانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان خزاز شوشی، مکنّی به ابوالعلاء. رجوع به علی خزاز شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان سعدی، مشهور به ابن قطاع و مکنّی به ابوالقاسم. رجوع به ابن قطاع (ابوالقاسم علی بن جعفر. ) و معجم المؤلفین ج 7 ص 119 و الخریده ٔ عماد ج 11 ص 21 شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحمان صانع. رجوع به علی صانع شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحیم بن حسن بن عبدالملک بن ابراهیم سلمی عباسی رقی بغدادی، مشهور به ابن عصار و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی عباسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحیم بن محمد کندی، آل باکثیر. رجوع به علی کندی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالرحیم سلمی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن قصار. ادیب و لغوی و خطّاط. رجوع به ابن قصار (ابوالحسن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالستار قوصی. رجوع به علی قوصی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالسلام تسولی مالکی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی تسولی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالصادق بن احمدبن عبدالصادق بن محمدبن عبداﷲ عیادی مالکی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی عیادی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالصمد بکری کرمانی قنوجی هندی حنفی (علی اصغر. ). رجوع به علی اصغر کرمانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالصمد سخاوی، ملقب به علم الدین. رجوع به علم الدین (علی بن محمدبن عبدالصمد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالعالی بن عبدالباقی بن ابراهیم بن علی بن عبدالعالی عاملی میسی. رجوع به علی میسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالعزیز. از شاگردان و روات ابوعبید قاسم بن سلام است. وفات او در سال 287 هَ. ق. بوده است. (از الفهرست ابن الندیم). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالعزیزبن ابراهیم بن بناء، مکنّی به ابوالحسن ومشهور به ابن حاجب النعمان. متولد سال 340 و متوفی در 423 هَ. ق. رجوع به ابن حاجب النعمان (ابوالحسن علی بن. ) و به کتب ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 122. الوافی صفدی ج 12 ص 99. معجم الادباءج 14 ص 35. ایضاح المکنون ج 1 ص 485. الاعلام زرکلی چ 2 ج 5ص 114. ارشادالاریب ج 5 ص 259. میزان الاعتدال ج 2 ص 232. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالعزیزبن أبی محمدخلیعی موصلی حلبی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی خلیعی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالعزیزبن حسام بن حامد، مشهور به ابن ام ولدزاده ٔ رومی. رجوع به علی رومی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالعزیزبن حسن بن علی بن اسماعیل جرجانی شافعی، مکنّی به ابوالحسن. فقیه و ادیب و شاعرو مورّخ و مفّسر و خطّاط و نویسنده بود. وی در زمان صاحب بن عباد عهده دار امر قضاء در ری بود و در همین شهر در 23 ذی حجه ٔ سال 392 و یا به قولی در 366 هَ. ق. درگذشت. و جسد او به جرجان منتقل شد. او راست: 1- تفسیر القرآن المجید. 2- تهذیب التاریخ. 3- کتاب فی الوکاله. 4- الوساطه بین المتنبی و خصومه. و نیز او را دیوان شعری است. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالعزیزبن عبدالرزاق مرغینانی، ملقّب به ظهیرالدین. رجوع به علی مرغینانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالعزیزبن علی بن جابر مغربی بغدادی، ملقّب به تقی الدین. رجوع به علی مغربی (ابن عبدالعزیزبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالعزیزبن محمد دولابی. رجوع به علی دولابی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالعزیزبن مرزبان بن شاپور بغوی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی بغوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالعزیزبن وزیر جَرَوی، مشهور به ابن جروی. از فرماندهان شجاع مصری است. پدرش بر مطلب بن عبداﷲ و سری بن حکیم، دو والی مصر شورش کرد و چون در سال 205 هَ. ق. در هنگام محاصره ٔ اسکندریه درگذشت، علی بن جروی به جای او محاصره را ادامه داد و با عبیداﷲبن سری که اونیز پس از مرگ پدرش مقاومت می کرد، چند بار جنگید و سرانجام با هم صلح کردند. و علی بن جروی از جانب مأمون، خلیفه ٔ عباسی حاکم بر تنیس و حوف شرقی گردید. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالعظیم تبریزی خیابانی. رجوع به علی تبریزی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالغفار جرجانی کاتب، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی جرجانی (ابن عبدالغفار. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالغنی عشاقی. رجوع به علی عشاقی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالغنی فهری حصری ضریر قیروانی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی حصری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالقادربن سالم عیدروس علوی. رجوع به علی عیدروس شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالقادربن سوده ٔ مری، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی مری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالقادربن عبدالرحمان بن علی بن علی بن علی بن امین علوی اندلسی جزایری مالکی شاذلی. رجوع به علی اندلسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالقادربن محمدبن یحیی بن مجدالدین طبری حسینی شافعی مکی. رجوع به علی طبری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالقادربن محمد قرافی قاهری نقاش، ملقّب به نورالدین. رجوع به علی نقاش شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالقادر حسنی شامی قاهری ازهری شافعی، مشهور به سیدفرضی و ملقّب به نورالدین. رجوع به علی فرضی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالقادر نبیتیتی مصری حنفی. رجوع به علی نبیتیتی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالقاهربن آسه، مکنّی به ابومحمد. وی عالم به علم فرائض بود و در ربیعالاول سال 530هَ. ق. درگذشت. او را تألیفاتی در فرائض است. (ازمعجم المؤلفین بنقل از سیرالنبلاء ذهبی ج 12 ص 142). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالکافی بن علی بن تمام بن یوسف بن موسی بن تمام انصاری خزرجی سبکی شافعی، ملقّب به تقی الدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی سبکی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالکریم بن طرخان حموی صفدی، ملقّب به علأالدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی حموی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالکریم بن علی ابن محمدبن علی بن عبدالحمید حسینی علوی نیلی نجفی، مشهور به نسابه و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی نیلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالکریم بن علی طباطبائی بروجردی. رجوع به علی بروجردی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالکریم بن محمدبن محمدبن علی بن عبدالکریم قرشی زبیدی بصری، ملقّب به زین العابدین. رجوع به علی بصری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالکریم باکوئی، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به فریدالدین. رجوع به علی باکوئی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالکریم کاتب. به عربی شعر می گفت و دیوان او سی ورقه است. (از الفهرست ابن الندیم). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ، مکنّی به ابوالحسن. تابعی است. نیز رجوع به ابوالحسن (علی بن. ) شود. در «منتهی الارب » آمده است که: «علی بن عبداﷲ» از محدثان است. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ، مشهور به زین العرب مصری. رجوع به علی زین العرب شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ، معروف به علی دایه. سپهسالار سلطان مسعود غزنوی. رجوع به تاریخ بیهقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ آق کرمانی حنفی. رجوع به علی آق کرمانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن ابراهیم بن محمد انصاری مالکی، مشهور به متیطی و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی متیطی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن ابی الحسن اردبیلی تبریزی شافعی، ملقّب به تاج الدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی تبریزی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن ابی زرع فاسی. مکنّی به ابوالحسن. «بروکلمان » نام ابوالحسن ابی زرع را بدین صورت آورده است. رجوع به ابن ابی زرع شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن احمدبن علی بن عیسی بن محمدبن عیسی حسنی شافعی سمهودی، ملقّب به نورالدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی سمهودی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن احمدبن محمدبن محسن جلال حسنی صنعانی. رجوع به علی جلال شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن احمد زیدی ملقّب به منصور. از بنی قاسم و از نوادگان الهادی الی الحق. امام زیدی یمن. رجوع به علی زیدی (ابن عبداﷲبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن احمد علوی حنفی. ادیب مصری. رجوع به علی حنفی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن احمد نیشابوری، مشهور به ابن ابی الطیب و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی نیشابوری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن اماجور منجم، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به ابوالحسن (علی بن ابی القاسم عبداﷲبن. ) و به ابن اماجور شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن جعفر. از ذریه ٔ جعفر طیار. رجوع به علی جعفری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن جعفربن نجیح بن بکر بصری، مشهور به ابن مدینی و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی بصری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن جعفربن یحیی بن بکربن سعید بصری، مشهور به ابن مدینی و ملقّب به ابوالحسن. رجوع به علی بصری. (ابن عبداﷲبن جعفربن نجیح) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن حجه ٔ حموی حنفی، ملقّب به تقی الدین ومکنّی به ابوبکر. ادیب و شاعر بود. او راست: 1- امان الخائفین من امه سیدالمرسلین. 2- بدیعیه ابن حجه. 3- بروق الغیث، در شرح لامیهالعجم. 4- بلوغ الامل فی فن الزجل. 5- بلوغ المراد من الحیوان و النبات و الجماد. 6- ثبوت الحجه. 7- ثبوت العشره. 8- ثمرات الاوراق فی المحاضرات. 9- الثمرات الشهیه فی الفواکه الحمویهو الزوائد المصریه. 10- جنی الجنتین. 11- خزانهالادب و غایهالارب، در شرح بدیعیه، در یک مجلد بزرگ. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن حسن بن جهضم همدانی مکی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن جهضم. رجوع به علی همدانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن حسن بن حمزه ٔ حمزی (شریف. ) ملقّب به جمال الدین. امیر یمن. رجوع به علی حمزی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن حسین بن ابی بکر اردبیلی تبریزی شافعی، ملقّب به تاج الدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی تبریزی (ابن عبداﷲبن ابی الحسن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن حمدان، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به سیف الدوله. رجوع به سیف الدوله و به آثارالباقیه ٔبیرونی ص 133 و لباب الالباب عوفی ج 1 ص 27 و 326 شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن خالدبن یزیدبن معاویهبن ابی سفیان، اموی سفیانی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی سفیانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن خلف بن محمدبن عبدالرحمان بن عبدالملک انصاری مالکی، مشهور به ابن نعمه و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی انصاری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن داوود مالکی قیروانی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی قیروانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ (یا عبیداﷲ) بن دقّاق دقیقی بغدادی، مکنّی به ابوالقاسم و مشهور به دقّاق. رجوع به ابوالقاسم (علی بن عبیداﷲ دقاق). و علی بن عبیداﷲ دقیقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن سنان طوسی تیمی، مکنّی به ابوالحسن. از بزرگان علمای کوفه. رجوع به طوسی (ابوالحسن علی. ) و معجم الادباء چ مارگلیوث ج 5 ص 229 شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن سیف یا یوسف، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به علویه. رجوع به علی علویه شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن شاذان بن بتتی قصار، مکنّی به ابوالحسن. وی مقری بود و در یک روز چهار ختم منهای یک هشتم آن بافهماندن تلاوت می خواند. و قرائت او در محضر عده ای ازقراء بر ابی شجاع بن مقرون بوده است. وی در سال 607 هَ. ق. درگذشت. (از تاج العروس ذیل ماده ٔ «ب ت ت »). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن شیخ بن عبداﷲبن شیخ بن عبداﷲ عیدروس، مشهور به زین العابدین. رجوع به علی زین العابدین شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن طاهر خزاعی اصفهانی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی خزاعی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن طیب جزائری، ملقّب به زین الدین و مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن قلال. رجوع به علی جزائری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن عباس، مکنّی به ابوالحسن و ابومحمد و مشهور به ابوالاملاک و ملقّب به ذوالثفنات. وی جد خلفای عباسی بود و در سال 40 هَ. ق. متولد شد. او نیز مانند سید سجاد زین العابدین علی بن الحسین علیهماالسلام، ملقّب به ذوالثفنات است. و او را پنج صد درخت زیتون بود و هر روز زیرهر درخت دو رکعت نماز می گذاشت. (از یادداشت دهخدا). در «منتهی الارب » آمده است که: «علی بن عبداﷲبن عباس » تابعی است. رجوع به ابوالاملاک و ذوالثفنات و نیز رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 14، 177، 182 و 193 شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن عبدالجبار شاذلی ضریر، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به نورالدین. پیشوای فرقه ٔشاذلیه. رجوع به شاذلی و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 137. طبقات الاولیاء ابن ملفن ص 35. الوافی صفدی ج 12 ص 92. فهرس المؤلفین بالظاهریه. لواقح الانوار فی طبقات الاخبار شعرانی ج 2 ص 5. کشف الظنون حاجی خلیفه ص 404و سایر صفحات. جامعالکرامات حسن کوهن ص 15. مناقب ابی الحسن الشاذلی، تألیف محمد فاسی. ایضاح المکنون بغدادی ج 1 ص 559 و ج 2 ص 17. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن عبدالغفار سمسمانی لغوی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی سمسمانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن علی بن حسین بن زیدبن علی بن حسین بن زیدبن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام، علوی، مکنّی به ابوالقاسم و مشهور به شبیه یا ابن الشبیه. رجوع به علی علوی (ابن عبداﷲبن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن علی بن عبداﷲبن احمد قزوینی، ملقّب به تاج الدین و مکنّی به ابوتراب. رجوع به علی قزوینی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن علی بن محمدبن یوسف بن سلیمان بن عمرازدی، مشهور به ابن استجی. رجوع به علی ازدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن علی تستری بحرانی. رجوع به علی بحرانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن علی زیدی. رجوع به علی زیدی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن علی موسوی. رجوع به علی موسوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن علی نطوبسی قاهری ازهری ضریر مالکی، مشهور به سنهوری و ملقّب به نورالدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی سنهوری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن عمران قرشی مخزومی شیعی میمونی. مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی میمونی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن عمرو، مکنّی به ابوالحسن. از علمای متقدم قرن پنجم هجری، یعنی عصری که مافروخی در آن میزیست. و نام او در «محاسن اصفهان » آمده است. اما در ترجمه ٔ محاسن اصفهان نام او به صورت «علی عبداﷲ عمر» ذکر شده است. (از محاسن اصفهان مافروخی ص 29) و رجوع به ترجمه ٔ محاسن اصفهان آوی ص 122 شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن عیاش قیروانی مالکی عبیدلی. رجوع به علی عبیدلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن مبارک مرزوی، مکنّی به ابوالحسن، رجوع به علی مرزوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن مبارک وهرانی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی وهرانی (ابن عبداﷲبن ناشربن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن محمدبن ابی سرور سروجی. رجوع به علی سروجی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن محمدبن احمدبن مظفر نجفی. رجوع به علی نجفی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن محمدبن حسن جذامی مالقی نباهی، مشهور به ابن حسن و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی مالقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن محمدبن سعیدبن موهب جذامی اندلسی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن موهب. رجوع به علی اندلسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن محمدبن عبدالباقی بن ابی جراده ٔ عقیلی انطاکی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی عقیلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن محمدبن عبدالملک بن یحیی بن ابراهیم حمیری کتامی فاسی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی قطان شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن محمدبن محب اﷲبن محمدجعفر علیاری. رجوع به علی علیاری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن محمدبن هیدور تادلی. رجوع به علی تادلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن محمدبن هیصم هروی. رجوع به علی هروی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن مخلوف طرابلسی مغربی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی طرابلسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن منجم، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن منجم. رجوع به علی بن هارون بن علی بن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن ناشربن مبارک وهرانی، مکنّی به ابوبکر. رجوع به علی وهرانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن وصیف بغدادی، مشهور به ناشی اصغر. رجوع به ناشی الاصغر (علی بن عبداﷲ. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن یوسف بن محمد حوینی، مشهور به شیخ حجاز و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی جوینی (ابن یوسف بن عبداﷲ. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن یوسف بیری حلبی، ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی بیری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ ازمیری، ملقّب به حجا و مشهور به بورغانجی زاده. رجوع به علی ازمیری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ انطاکی رومی حنفی. رجوع به علی انطاکی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ باراس دوعنی حضرمی. رجوع به علی دوعنی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ بارقی. رجوع به علی بارقی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ بدلیسی حنفی، ملقب به حسام الدین. رجوع به علی بدلیسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ بستی (یا سبتی) اندلسی مالکی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی بستی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ بصیر حاکمی حموی حنفی. رجوع به علی بصیر شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ بغدادی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن ابی رافع. رجوع به ابن ابی رافع و به علی بغدادی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ بغدادی سویدی. رجوع به علی سویدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ بوسنوی، ملقّب به عالی. رجوع به علی بوسنوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ بهائی دمشقی غزولی، ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی بهائی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ تونسی، ملقّب به علأالدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی تونسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ خفاجی، ملقّب به نورالدین. رجوع به علی خفاجی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ سفطی مصری مالکی مشهور به وراق و ملقّب به نورالدین، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی وراق شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ ششتری نمیری اندلسی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی ششتری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ شونی احمدی مصری شافعی. رجوع به علی شونی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ شیفتکی شیرازی شافعی، ملقّب به شرف الدین. رجوع به علی شیرازی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ طحان ازهری مصری. رجوع به علی طحان شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ طوری مصری حنفی. رجوع به علی طوری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ عربی حلی، مشهور به ابن لجام و ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی عربی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ عسیلی. رجوع به علی عسیلی (ابن محمد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ عیسوی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی عیسوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ قادری شیخانی. رجوع به علی قادری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ متیوی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی متیوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ مصری، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی مصری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ منفلوطی. رجوع به علی منفلوطی (ابوالنصر) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالمجید، مکنّی به ابوالحسن. تابعی بود. و رجوع به ابوالحسن (علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالمحسن بن دوالیبی بغدادی شامی حنبلی، مکنّی به ابوالمعالی ملقّب به عفیف الدین. رجوع به علی دوالیبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالملک بن ابی الغنائم بندنیجی، ملقّب به عمادالدین. رجوع به علی بندنیجی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالملک بن حسام الدین جونفوری هندی، مشهور به متقی و ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی متقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالملک بن عباس قزوینی نحوی، مکنّی به ابوطالب. رجوع به علی قزوینی (ابن عبدالملک. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالملک رقی، مکنّی به ابوالحصین. رجوع به علی رقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالمؤمن بن عبداﷲ، مکنّی به ابوالحسن. تابعی بود. و رجوع به ابوالحسن (علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالواحدبن علی بن جعفر نهدی حمیری. رجوع به علی نهدی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالواحدبن محمدبن عبداﷲبن عبداﷲبن یحیی انصاری سجلماسی جزائری مالکی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی سجلماسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالواحد بغدادی، مشهور به صریعالدلاء، مکنّی به ابوالحسن. وی شاعر بود و در سال 412 هَ. ق. درگذشت. و او را دیوان شعری است. رجوع به صریعالدلاء و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 143. وفیات الاعیان ابن خلکان ج 1 ص 453. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدالواحد دینوری، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی دینوری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدوس. علی بن عمربن احمدبن عماربن احمدبن علی بن عبدوس حرانی. مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن عبدوس. رجوع به علی حرانی (ابن عمربن احمدبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدوس. علی بن محمدبن عبداﷲ کوفی نحوی، مشهور به ابن عبدوس. رجوع به ابن عبدوس شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبدویه، مکنّی به ابوالحسین. از روات بود، و نام او در الموشح آمده است. (از الموشح ابی عبیداﷲ مرزبانی ص 207). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبیداﷲ احمدبن زین الدین، مشهور به زین العرب. رجوع به علی زین العرب شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن حرث بن رحضهبن عامربن رواحهبن حجربن مصیص بن عامربن لؤی قرشی عامری. رجوع به علی عامری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبیداﷲبن حسن بن حسین بن بابویه قمی رازی. رجوع به علی قمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبیداﷲبن نصربن سری زاغونی حنبلی، مکنّی به ابوالحسن. متولد در 455 و متوفی در 17 محرم سال 527 هَ. ق. او راست: 1- الایضاح فی اصول الدین. 2- التلخیص فی الفرائض. 3- الدور والوصایا. 4- دیوان خطب. 5- غررالبیان فی اصول الفقه، در چند مجلد. رجوع به زاغونی (علی بن عبیداﷲ. ) و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 144. سیرالنبلاء ذهبی ج 12 ص 139. مناقب الامام احمد ص 228. الوافی صفدی ج 12 ص 112. المنتظم ابن جوزی ج 10 ص 32. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲبن وصیف قاینی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به حلاء. رجوع به علی حلاء شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبیداﷲ (یا عبداﷲ) دقیقی بغدادی، مشهور به دقاق و مکنّی به ابوالقاسم. رجوع به ابوالقاسم علی بن عبداﷲ دقاق و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 144. الوافی صفدی ج 12 ص 112. عیون التواریخ ابن شاکر ج 13 ص 65. معجم الادباء یاقوت ج 14 ص 56. بغیهالوعاه سیوطی ص 343. کشف الظنون حاجی خلیفه ص 212. ایضاح المکنون بغدادی ج 2 ص 451. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ سمسمی لغوی، مکنّی به ابوالحسین. رجوع به علی سمسمانی (ابن عبداﷲ. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبداﷲ عبسی، مکنّی به ابوعاصم. از روات حدیث بود و ثوروی و ابوادریس از وی روایت کنند. و رجوع به ابوعاصم عبسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبیده ٔ ریحانی بغدادی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی ریحانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عبیده ٔ کاتب. به عربی شعر گفته و مقل است. (از الفهرست ابن الندیم). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عتیق بن عیسی انصاری قرطبی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی قرطبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عثمان بن ابراهیم بن مصطفی بن سلیمان ماردینی حنفی ترکمانی ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی ترکمانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عثمان بن ابی علی جلابی هجویری غزنوی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی جلابی (ابن عثمان. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عثمان بن سلمان باباطاغی رومی حنفی. رجوع به علی باباطاغی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عثمان عبدالقادربن محمودبن یوسف بغدادی حنبلی، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به شمس الدین. رجوع به علی بغدادی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عثمان بن علی بن سلیمان سلیمانی اربلی، ملقّب به امین الدین. رجوع به علی سلیمانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عثمان بن علی بن عمر علوی طولقی جزایری حسنی خلوتی مالکی. رجوع به علوی طولقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عثمان بن عمربن صالح دمشقی شافعی، مشهور به ابن صیرفی و ملقّب به علأالدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی صیرفی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عثمان بن محمدبن احمد بن حسن عذری بغدادی، مشهور به ابن قاصح و مکنّی به ابوالبقاء. رجوع به علی عذری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عثمان بن محمد اوسی (یا اوشی) فرغانی، ملقّب به سراج الدین. رجوع به علی فرغانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عثمان بن نصر قرافی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی قرافی (ابن عثمان. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عثمان بن یعقوب بن عبدالحق مرینی، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به المنصور باﷲ و مشهور به سلطان اکحل. دهمین سلطان از بنی مرین در مراکش. رجوع به ابوالحسن مرینی و علی مرینی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عثمان اقشهری رومی حنفی. رجوع به علی اقشهری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عثمان حواری خلیلی، ملقب به علاءالدین. رجوع به علی خلیلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عثمان خراط، ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی خراط شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عثمان خلوتی ضریر، مشهور به ناظم الدرر. رجوع به علی خلوتی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عثمان شهیدی، ملقّب به رکن الدین. رجوع به علی شهیدی (ابن عثمان. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عثمان غزنوی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی غزنوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عثمان غزی دمشقی حنفی، ملقّب به شرف الدین. رجوع به علی غزی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عجلان بن رمیثهبن ابی نمی حسنی، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به نورالدین. امیر مکه. رجوع به علی حسنی (ابن عجلان بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عدلان بن حمادبن علی ربعی موصلی، ملقّب به عفیف الدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی موصلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عدی بن ربیعه. ابوعمر گوید که: وی از صحابه نبود اما از کسانی است که در مکه یا مدینه در عهد پیغمبر (ص) از پدر و مادر مسلمان زاده شده اند. عثمان خلیفه در ابتدای خلافت خود علی بن عدی را والی مکه کرد. و او در جنگ جمل با عائشه شرکت داشت. (از الاصابه ج 4، قسم دوم). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عراق. نام او علی بن محمدبن علی بن عبدالرحمان بن عراق شامی حجازی شافعی، ملقّب به سعدالدین و مشهور به ابن عراق است. رجوع به علی حجازی (ابن محمدبن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عراق صناری خوارزمی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی خوارزمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عرام. علی بن احمدبن عرام بن احمد ربعی اسوانی، مشهور به ابن عرام. رجوع به علی ربعی (ابن احمدبن عرام بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عربی براده ٔ مغربی فاسی تیجانی (علی حرازم. ). رجوع به علی حرازم شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عروه. علی بن حسین بن عروه ٔ مشرقی دمشقی حنبلی، مشهور به ابن زکنون و ابن عروه و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی مشرقی (ابن حسین بن عروه. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عساکر. نام و نسب وی چنین است: علی بن حسن بن هبهاﷲبن عبداﷲبن حسین دمشقی شافعی، مشهور به ابن عساکر و ملقّب به ثقهالدین و مکنّی به ابوالقاسم. رجوع به ابن عساکر و علی بن حسن بن هبهاﷲبن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عساکربن مرحب بن عوام بطایحی ضریر، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی بطایحی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عصار. علی بن عبدالرحیم بن حسن بن عبدالملک بن ابراهیم سلمی عباسی رقی بغدادی، مشهور به ابن عصار و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی عباسی (ابن عبدالرحیم بن حسن بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عصفور. علی بن مؤمن بن محمدبن علی حضرمی اشبیلی، مشهور به ابن عصفور و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به ابن عصفور و به علی بن مؤمن بن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عطیفهبن مصطفی بن عیسی بن جلال الدین بن رضاءالدین بن سیف الدین بن میثهبن رضاءالدین بن محمدعلی بن عطیفه ٔ حسنی کاظمی. رجوع به علی کاظمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عطار. علی بن ابراهیم بن داوودبن سلمان بن سلیمان عطار دمشقی شافعی، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به علاءالدین و مشهور به ابن عطّار. رجوع به علی عطّار شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عطیهبن حسن بن محمدبن حداد هیتی حموی (شیخ علوان. ). رجوع به علوان حموی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عطیهبن مطرف بن سلمه ٔ لخمی بلنسی، مشهور به ابن زقاق و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی لخمی و ابن زقاق شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عفیف. علی بن محمدبن ابراهیم جعفری نابلسی حنبلی، مشهور به ابن عفیف. رجوع به علی نابلسی (ابن محمدبن ابراهیم. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عقیل بن محمدبن عقیل بغدادی ظفری حنبلی، مکنّی به ابوالوفاء. رجوع به علی ظفری و ابوالوفاء (علی بن محمدبن عقیل. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علان. علی بن حسن بن علان بن عبدالرحمان، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی بن حسن بن علان. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علقمهبن عبده ٔ تمیمی، فرزند علقمه شاعر، که بنام علقمه ٔ فحل مشهور است. رجوع به علی تمیمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی. از محدثان بود. (منتهی الارب).

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی بن احمد نجاری حنفی، ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی نجّاری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی بن جمال الدین محمدبن طی عاملی فقعانی، مکنّی به ابوالقاسم. رجوع به علی فقعانی (ابن علی بن محمدبن طی. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی بن حسین بن ابی الحسن موسوی عاملی جبعی بحرانی، ملقّب به نورالدین. رجوع به علی موسوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی بن حسین بن علی، علیهم السلام، ملقّب به افطس. رجوع به علی افطس شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی بن شُکربن احمدبن شکر. متوفی پس از سال 418 هَ. ق. او راست: شرح اعتقاد احمدبن حنبل. (از معجم المؤلفین ج 7 ص 154). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی بن طاووس حسنی حلی، مکنّی به ابوالقاسم و ملقّب به رضی الدین. رجوع به علی حلبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی بن عبداﷲ حلبی حنفی. رجوع به علی حلبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی بن علی بن علی بن مطاوع عزیزی مصری ازهری شافعی. رجوع به علی عزیزی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی بن عمر مراکشی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی مراکشی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی بن محمدبن ابی العز دمشقی حنفی، ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی دمشقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی بن محمدبن طی فقعانی عاملی، مکنّی به ابوالقاسم. رجوع به علی فقعانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی بن مرادبن عثمان بن علی بن قاسم عمری موصلی شافعی. رجوع به علی عمری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی بن هبهاﷲ بخاری، ملقب به جلال الدین. رجوع به علی بخاری (ابن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی استرآبادی مازندرانی، ملقّب به عمادالدین. رجوع به علی استرآبادی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی اکبر بروجردی (علی اصغر. ). رجوع به علی اصغر بروجردی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی برقی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی برقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی دیربی شافعی، مکنّی به ابونصر. رجوع به علی دیربی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی سوادی کوکبانی. رجوع به علی کوکبانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی شبراملسی شافعی قاهری، ملقّب به نورالدین و مکنّی به ابوالضیاء. رجوع به علی شبراملسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی عزی مالکی. رجوع به علی عزی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی عزی مخلاتی. رجوع به علی مخلاتی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علیف. علی بن احمدبن حسن یمانی، مشهور به ابن علیف. رجوع به علی بن احمدبن حسن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن علی قوشچی (امیرشیخ. )، از امرای خراسان. رجوع به علی بن امیر قوشچی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمادالدین. علی بن اسماعیل بن موسی بن علی بن حسن بن محمد دمشقی شافعی، ملقّب به علاءالدین و مشهور به ابن عمادالدین و ابن وس. رجوع به علی بن اسماعیل بن موسی بن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمار. علی بن محمدبن ابی بکر، ملقّب به جلال الدین و مشهور به ابن عمار. رجوع به علی بن محمدبن ابی بکر شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمر، مشهور به اسود و قره خواجه. رجوع به علاءالدین اسود شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمران، مکنّی به ابوالحسن. ممدوح منوچهری دامغانی شاعر. رجوع به علی عمرانی (ابن محمد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمربن ابراهیم بن عبداﷲ کنانی قیچاطی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی قیچاطی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمربن ابراهیم قرشی صوفی شاذلی. رجوع به علی شاذلی (ابن عمربن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمربن احمدبن عبدالباقی بن بکری، مکنّی به ابوالحسن. کتابدار کتابخانه ٔ نظامیه در قرن ششم. نام او را به صورت «علی بن احمدبن بکری » نیز گفته اند. رجوع به علی بن احمدبن بکری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمربن احمدبن عماربن احمدبن علی بن عبدوس حرانی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن عبدوس. رجوع به علی حرانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمربن احمدبن عمربن ناجی میهی شافعی بصیر. رجوع به علی میهی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمربن احمدبن مهدی بن مسعودبن نعمان بن دیناربن عبداﷲ بغدادی دارقطنی، مکنّی به ابوالحسن. محدث و حافظ و فقیه و قاری قرن چهارم هجری بود که در ذیقعده ٔ سال 305 یا 306 متولد شد و در 384 یا 385 هَ. ق. درگذشت. او راست: 1- السنن. 2- غریب اللغه. 3- القرأات. 4- المختلف و المؤتلف فی اسمأالرجال. 5- المعرفه بمذاهب الفقهاء. و دارقطنی منسوب است به «دارالقطن » که محله ای است در بغداد. (از معجم المؤلفین بنقل از تاریخ دمشق ابن عساکر ج 2 ص 239. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمربن احمد بغدادی مالکی، مشهور به ابن قصار و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی قصار (ابن احمد بغدادی. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمربن ادریس ثانی (یا علی ثانی). هفتمین تن از ادارسه ٔ مراکش بود که پس از یحیی بن یحیی به سلطنت رسید. وی در سالهای بین 234 و 292 هَ. ق. حکومت کرد ولی سنین سلطنت او بتحقیق معلوم نیست. (از طبقات سلاطین اسلام ص 29). و نیز رجوع به الاعلام زرکلی چ 2 ج 5 ص 130 و الاستقصاء ج 1 ص 78 و جذوهالاقتباس ص 236 و معجم الانساب زامباور ص 103 شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمربن جعفربن عبداﷲبن کثیر کثیری. سلطان شبام در حضرموت. رجوع به علی کثیری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمربن خلیل بن علی اسفیذاری، مکنّی به ابوعاصم و ملقّب به فخرالدین. رجوع به علی اسفیذاری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمربن علی بن ابی طالب. از محدثان بود. (منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمربن علی بن حسام الدین ابوصیری حنفی شاذلی، مشهور به ابن بتنونی. رجوع به علی بتنونی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمربن علی کاتبی قزوینی، ملقّب به نجم الدین و مکنّی به ابوالحسن. حکیم و منطقی قرن هفتم هجری. وی در ماه رجب سال 600 هَ. ق. متولد و در ماه رمضان سال 675 هَ. ق. درگذشت. رجوع به کاتبی قزوینی، و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 159. الوافی صفدی ج 12 ص 132. فهرس مخطوطات الظاهریه. فوات الوفیات ابن شاکر ج 2 ص 66. فهرس المخطوطات المصوره ٔ سید ج 1 ص 225. هدیهالعارفین بغدادی ج 1 ص 713. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمربن قزل بن جلدک ترکمانی، مشهور به مشد و ملقّب به سیف الدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی مشد شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمربن محمدبن حسن حربی بغدادی شافعی، مشهور به ابن قزوینی و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به ابوالحسن (علی بن عمربن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمربن محمدبن فارس انباری، مشهور به ابن حداد و ملقّب به قوام الدین و مکنّی به ابوالفرج. رجوع به علی انباری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمربن محمدبن مشرف بن احمد همدانی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن اضحی. رجوع به علی همدانی (ابن عمربن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمر خربونی مصری (علی خیری. ). رجوع به علی خیری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمر زبیبی سمرقندی. محدث بود. و نیز رجوع به علی زبیبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمرعداس، مکنّی به ابوالحسن. از وزرای دولت فاطمی مصر. رجوع به علی عداس شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمر عربی مدرس. رجوع به علی عربی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قرشی شاذلی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی شاذلی (ابن عمر. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمید. نام او علی بن محمدبن عمید، مکنّی به ابوالفتح و مشهور به ابن عمید بود. رجوع به ابن عمید (ابوالفتح. ) و حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 425 شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عمیدالدین مختار، ملقّب به شمس الدین و مکنّی به ابوالقاسم. رجوع به علی مختار شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عنتر رشیدی مصری. رجوع به علی رشیدی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عیاد اسکندری، مشهور به ابن قیم. رجوع به علی اسکندری (ابن عیاد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عیاد تستری (شوشتری) بکری فاسی مغربی. رجوع به علی تستری بود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عیاش، مکنّی به ابوالحسن. تابعی و محدث بود وذکر او در عیون الانباء آمده است. رجوع به ابوالحسن (علی بن. ) و عیون الانباء ابن ابی اصیبعه ج 1 ص 305 شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عیسی. طبیب بود و نزد حنین تحصیل کرد و آنگاه طبیب خلیفه المعتمد شد. وی پیش از سال 279 هَ. ق. میزیست. او راست: منافعالحیوان. (از معجم المؤلفین بنقل از المخطوطات العربیه ٔ شیخو ص 149). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عیسی بن ابی الفتح اربلی، ملقّب به بهاءالدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی اربلی و ابوالحسن (علی بن عیسی اربلی) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عیسی بن جزله ٔ بغدادی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن جزله. رجوع به ابن جزله شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عیسی بن حمزهبن وهاس، مکنّی به ابوالطیب و مشهور به ابن وهاس. ادیب و شاعر و نویسنده. اصل او از یمن بود و در حدود سال 500 هَ. ق. در مکه درگذشت. (از معجم المؤلفین بنقل از الوافی صفدی ج 12 ص 134) (معجم الادباء یاقوت ج 14 ص 85). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عیسی بن داوودبن جراح بغدادی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن جراح. متولد در سال 245 و متوفی در ذیحجه ٔ سال 334 هَ. ق. وزیر المقتدرباﷲ عباسی. او راست: 1- جامع الدعاء. 2- رسائل و نامه های او. 3- الکتّاب و سیاسهالمملکه و سیرهالخلفاء. و رجوع به ابوالحسن (علی بن عیسی. ) و به ابن جراح و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 161. الوافی صفدی ج 12 ص 133. الفهرست ابن الندیم ج 1 ص 129. معجم الادباء یاقوت ج 14 ص 68. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عیسی بن سلیمان بن محمدبن سلیمان بن ابان نفری، مشهور به سکری و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی سکری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عیسی بن علی بن عبداﷲ رمانی اخشیدی وراق، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی رمانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عیسی بن علی کحّال. رجوع به علی کحّال شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عیسی بن عیسی اربلی، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به بهاءالدین. رجوع به علی اربلی (ابن عیسی بن ابی الفتح. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عیسی بن فرج بن صالح ربعی شیرازی بغدادی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی ربعی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عیسی بن ماهان. از سرداران و امرای بزرگ عهد عباسیان و از ولاه خراسان است. وی در سال 180 هَ. ق. از جانب هارون الرشید خلیفه ٔ عباسی به حکومت خراسان منصوب گشت. و به خراسان رفت و طاهربن حسین مشهور به ذوالیمینین را از جانب خود به فوشنج فرستاد. در سال 191 هَ. ق. هارون الرشید، علی بن عیسی را به سبب ارتکاب ظلم از حکومت خراسان عزل کرد و هرثمهبن اعین را به جای او فرستاد. هرثمهنیز علی بن عیسی را دستگیر کرد و با بندی گران به جانب بغداد روانه ساخت. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عیسی بن هبهاﷲ، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به مهذب الدین و مشهور به ابن نقاش. وی طبیب بود و در علم حدیث نیز دست داشت. تولد و نشو و نمای او در بغداد بود سپس به دمشق و از آنجا به قاهره رفت و دیگربار به دمشق بازگشت. او در خدمت الملک العادل نورالدین محمودبن زنگی بود و سالها در بیمارستان بزرگ وی خدمت کرد و پس از درگذشت نورالدین محمود به خدمت صلاح الدین درآمد. وی در سال 574 هَ. ق. در دمشق درگذشت. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عیسی اردبیلی انصاری، مشهور به طیبی. رجوع به علاءالدین طیبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عیسی اسطرلابی. رجوع به علی اسطرلابی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عیسی حرانی. رجوع به علی حرانی (ابن عیسی. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن عیسی صائغ رامهرمزی نحوی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی صائغ (ابن عیسی. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن غالب، مکنّی به ابوالحسن. متوفی در سال 767 هَ. ق. او راست: 1- کتاب الاعتبار. 2- منظومه ٔ نهایهالعوام فی ذکر الخلفاءالکرام، و شرح آن. (از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 1393 و 1990). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن غانم. علی بن محمدبن خلیل بن محمدبن محمدبن ابراهیم بن موسی حنفی، مشهور به ابن غانم مقدسی و ملقّب به نورالدین. رجوع به ابن غانم (نورالدین علی بن. ) و علی (بن محمدبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن غانیه. علی بن اسحاق بن محمدبن غانیه، مشهور به ابن غانیه. حاکم قسمت شرقی اندلس در قرن ششم هجری. رجوع به علی بن اسحاق بن محمدبن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن غدیر. علی بن منصوربن مضرس بن قیس غنوی جزری، مشهور به ابن غدیر. رجوع به علی جزری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن غراب، مکنّی به ابوالولید. محدث بود. ورجوع به ابوالولید (علی بن. ) شود. ابن الندیم گوید:وی فقیه و از مشایخ شیعه و راوی فقه از ائمه بود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن غراب فرازی کوفی، مکنّی به ابوالحسن. تابعی بود. و رجوع به ابوالحسن (علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن غسان. علی بن مؤمل بن علی بن غسان مصری، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن غسان. رجوع به علی مصری (ابن مؤمل بن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن غلام علی هیدجی زنجانی (علی اصغر. ). رجوع به علی اصغر زنجانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فاضل مازندرانی، ملقّب به زین الدین. رجوع به علی مازندرانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فاکهی. علی بن حسن همدانی، مشهور به ابن فاکهی و مکنّی به ابوالفضل. رجوع به علی فاکهی (ابن حسن همدانی) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فتح، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به مطوق. رجوع به مطوق (علی بن. ) و علی مطوق شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فتح اﷲ نهاوندی نجفی. رجوع به علی نهاوندی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فخرالدوله، مکنّی به ابوالقاسم و ملقّب به مجیرالدوله. وی بعد از درگذشت برادرش عمیدالدوله در زندان خلیفه ٔ عباسی، دیرزمانی محبوس بود تا در رمضان سال 499 هَ. ق. مورد لطف خلیفه المستظهر باﷲ شد و وی را به منصب وزارت رسانید و در حدود نه سال در این مقام بود تا در صفر سال 508 هَ. ق. درگذشت، و هبهاﷲ محمدبن علی مشهور به ابن مطلب عهده دار امر وزارت گردید. (از دستورالوزراء خوندمیر ص 91). و رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 317 و آثارالوزراء عقیلی چ دانشگاه ص 142 شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فخرالدین مسعودبن عزالدین حسین، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به حسام الدین. وی فرزند کهتر ملک فخرالدین مسعود نخستین تن از ملوک بامیان بود. برادر بزرگتر او شمس الدین محمد بود که پس از پدر به سلطنت بامیان رسید. (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 609). وی همان شاهزاده ای است که نظامی عروضی کتاب چهارمقاله ٔ خود را به نام او تألیف کرده است. پدر وی فخرالدین مسعود اولین پادشاه از ملوک غوریه ٔ بامیان است، و شمس الدین محمدبن فخرالدین مسعود، برادر اوست. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فرات. علی بن محمدبن موسی بن حسن بن فرات نهرافی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن فرات، وزیر المقتدر باﷲ عباسی. رجوع به ابن فرات (ابوالحسن علی. ) و علی بن محمد. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فرامرزبن علاءالدوله ابوجعفر محمدبن دشمن زیاربن کاکویه، مکنّی به ابومنصور. از دیالمه ٔ کاکویه بود که در کردستان از سال 398 تا 488 هَ. ق. حکومت می کردند. وی در سال 488 هَ. ق. در جنگی که بین او و تتش با مجدالملک در دشت ماوه رخ داد، کشته شد. (از طبقات سلاطین اسلام ص 130) (مجمل التواریخ و القصص ص 409) (معجم الانساب و القبائل زامباور ص 328). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فرحون. علی بن محمدبن فرحون قیسی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن فرحون. رجوع به علی قیسی (ابن محمدبن فرحون. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فضال. نام او علی بن حسن بن علی بن فضال بن عمربن ایمن کوفی، و مکنّی به ابوالحسن است. رجوع به علی کوفی (ابن حسن بن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فضال بن علی بن غالب بن جابربن عبدالرحمان بن محمدبن عمروبن عیسی بن حسن زمعه ٔ مجاشعی قیروانی فرزدقی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی فرزدقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فضلان بزری، محدث. رجوع به علی بزری شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فضل بن احمد اسفراینی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به حجاج. رجوع به ابوالحسن (علی بن فضل. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فضل بن احمد قرمطی. رجوع به علی قرمطی (ابن فضل. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فضل اﷲبن علی بن عبیداﷲ حسنی راوندی، ملقّب به عزالدین. رجوع به علی راوندی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فضل اﷲبن محمد مرعشی شافعی. رجوع به علی مرعشی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فضل مزنی نحوی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی مزنی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فضل مؤیدی طالقانی. رجوع به علی طالقانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فضیل بن عیاض. پدر او از مشاهیر بود و در سال مؤاخذه ٔ برامکه یعنی سال 187 هَ. ق. درگذشت. اما خود علی بن فضیل در عبادت و فضل بر پدر برتری داشت. و گویند روزی وی در مسجدالحرام نزدیک چاه زمزم ایستاده بود که ناگاه شنید شخصی این آیه را می خواند «یوم القیامه تری المجرمین » وی صعقه ای زد و درگذشت. (ازحبیب السیر چ خیام ج 2 ص 243). از فضیل بن عیاض در دیوان شاه داعی شیرازی ذکری آمده است، رجوع بدانجا شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فلاح. علی بن جعفربن فلاح کتامی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به فلاح. از وزرای دولتی فاطمی مصر. رجوع به علی کتامی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن فویره. علی بن یحیی، مشهور به ابن فویره و ملقّب به علاءالدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی بن یحیی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قابسی. علی بن محمدبن خلف معافری مالکی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن قابسی. رجوع به ابن قابسی (ابوالحسن علی بن. ) و نیز به علی بن محمدبن خلف. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قارح. علی بن منصوربن طالب حلبی، ملقّب به دوخله و مشهور به ابن قارح و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی حلبی (ابن منصوربن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قاسم بن علی بطیوی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی بطیوی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قاسم بن علیف بن هیس بن سلیمان بن عمروبن نافع حکمی زبیدی رافعی شراحیلی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی حکمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قاسم بن محمد تجیبی مغربی، مشهور به زقاق و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی زقاق شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قاسم بن یونش اشبیلی، مشهور به زقاق و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی اشبیلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قاسم اردبیلی خلیلی شافعی بطائحی، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی بطائحی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قاسم حنش ذیبینی صنعانی. رجوع به علی حنش شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قاسم خوافی سنجانی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی سنجانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قاسم رشیدی. رجوع به علی رشیدی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قاسم زیتونی رومی حنفی. رجوع به علی زیتونی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قاسم سعدی حلبی رامی. رجوع به علی رامی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قاسم طبری. رجوع به علی طبری شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قاسم عباسی حنفی یمنی. رجوع به علی عباسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قاسم کاشانی کاتب، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی کاشانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قاصح. علی بن عثمان بن محمدبن احمدبن حسن عذری بغدادی، مشهور به ابن قاصح و مکنّی به ابوالبقاء. رجوع به علی عذری (ابن عثمان بن محمدبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قاضی سعدی، ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی سعدی (ابن قاضی. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قاضی عسکر. علی بن حسین بن علی بن حسین بن خلف بن محمد ارموی، مشهور به ابن قاضی عسکر و ملقّب به شرف الدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی ارموی (ابن حسین بن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قاضی عسکر. علی بن خلیل بن علی بن حسین دمشقی. مشهور به ابن قاضی عسکر و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی دمشقی (ابن خلیل بن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قراعثمان (امیر. ). وی از بزرگانی است که در اردوی امیر قرایوسف مقید بود. و وقتی که امیرقرایوسف در هفتم ذیقعده ٔ سال 823 هَ. ق. درگذشت و میرزا بایسنقر به دارالملک تبریز رسید، این امیرعلی بیک بن امیر قراعثمان مورد عفو و مرحمت میرزا بایسنقر قرار گرفت. (از حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 608 و 610). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قراعثمان (علی بیک. ) رجوع به علی بیک بن قراعثمان شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قریب، معروف به حاجب بزرگ، یا امیرعلی خویشاوند. از بزرگان امرای سلطان محمود غزنوی. رجوع به حاجب (علی بن قریب. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قَرین بن بیهس. محدثی ضعیف بود در روایت حدیث. (منتهی الارب) (از تاج العروس). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قصار. علی بن ابی حسین عبدالرحیم سلمی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن قصار. ادیب و لغوی وخطاط. رجوع به ابن قصار (ابوالحسن علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قصار. علی بن احمد بغدادی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن قصار. رجوع به علی قصار (ابن احمد بغدادی) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قطاع. علی بن جعفربن علی سعدی صقلی، مشهور به ابن قطاع و مکنّی به ابوالقاسم. رجوع به ابن قطاع و علی بن جعفربن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قطان. علی بن محمدبن عبدالملک بن یحیی بن ابراهیم بن یحیی کتامی، مشهور به ابن قطان و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی کتامی (ابن محمد بن عبدالملک بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قلال. علی بن عبداﷲبن طیب جزائری، ملقّب به زین الدین و مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن قلال. رجوع به علی جزائری (ابن عبداﷲبن طیب. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قلی بن محمد خلخالی اصفهانی. رجوع به علی خلخالی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قلیج، ملقّب به سیف الدین. وی مدرسه ای وقف کرده بود که ذکر آن در عیون الانباء آمده است. رجوع به عیون الانباء ج 2 ص 260 شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن قیم علی بن عیاد اسکندری، مشهور به ابن قیم. رجوع به علی اسکندری (ابن عیاد. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن کامل بن اسماعیل حموی، ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی حموی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن کامه. وی ظاهراً از امرای آذربایجان و خواهرزاده ٔ رکن الدوله بوده است. (از مجمل التواریخ و القصص، حاشیه ٔ ص 392). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن کرامه. علی بن مصطفی بن ابی اللطف طرابلسی حنفی، مشهور به ابن کرامه. رجوع به علی طرابلسی (ابن مصطفی بن ابی اللطف. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن کلاس. علی بن محمدبن علاءالدین دواداری، مشهور به ابن کلاس. رجوع به علی دواداری (ابن محمدبن علاءالدین. ) و ابن کلاس شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن کل محمدبن علی محمد قاربوزآبادی قزوینی. رجوع به علی قزوینی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن کمال الدین حسین کاشانی، ملقّب به غیاث الدین. رجوع به غیاث الدین (علی بن کمال الدین کاشانی) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن کمال الدین محمود استرآبادی مکی. رجوع به علی استرآبادی (ابن کمال الدین. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن کوچک. علی بن حسین بن علی عبسی، مشهور به ابن کوچک وراق. رجوع به علی عبسی (ابن حسین بن علی. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن کوفی. علی بن محمدبن عبیدبن زبیر اسدی، مشهور به ابن کوفی و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی اسدی (ابن محمدبن عبیدبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن لالی بالی رومی حنفی، مشهور به منق و ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی منق شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن لبال. علی بن احمدبن علی شریشی، مشهور به ابن لبال و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی شریشی (ابن احمدبن علی. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن لب بن شلبون معافری، مکنّی به ابوالحسن. از وزرای اندلس. رجوع به علی معافری (ابن لب. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن لجام. علی بن خلف بن عبدالملک بن بطال بکری قرطبی مالکی، مشهور به ابن لجام و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی قرطبی (ابن خلف بن عبدالملک بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن لحام. علی بن محمدبن عباس بن شیبان دمشقی حنبلی، مشهور به ابن اللحام و مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی دمشقی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن لطف علی مغانی تبریزی. رجوع به علی تبریزی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن لیث صفار. وی فرزند کوچکتر لیث و برادر کهتر یعقوب لیث بود. وی در چند مورد با برادر خود در جنگ ها شرکت داشت از جمله در سال 253 هَ. ق. که یعقوب بر هری دست یافت، برادر خود علی بن لیث را با زندانیان و بنه در آنجا گذاشت و خود برای جنگ با ابراهیم بن الیاس بن اسد به «پوشنگ » رفت. و چون یعقوب درگذشت، دو برادر او عَمرو و علی هر دو حاضر بودند و با وجودی که عهد و فرمان علی بر سپاه یعقوب روان تر بود، بعد از مذاکراتی که بین دو برادر واقع شد، کار بر عَمرو قرار گرفت. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ماجده ٔ سهمی، مکنّی به ابوماجده. رجوع به علی سهمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ماشاذه. وی از علمای متقدم قرن پنجم (عهدی که مافروخی در آن میزیست) بود و نام او درمحاسن اصفهان آمده است. (از محاسن اصفهان مافروخی ص 29). و رجوع به ترجمه ٔ محاسن اصفهان آوی ص 122 شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ماشطه. علی بن حسن، مشهور به ابن ماشطه. رجوع به ابن ماشطه و علی بن حسن شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن ماکولا. علی بن هبهاﷲبن علی بن هبهاﷲبن جعفر عجلی جرباذقانی بغدادی، مشهور به ابن ماکولاو ملقّب به سعدالملک و مکنّی به ابونصر. رجوع به ابن ماکولا (ابونصر علی. ) و علی بن هبهاﷲ بن. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن مانع حوشبی. سلطان حواشب در یمن. رجوع به علی حوشبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن مأمون. مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به معتضد بود و او را «سعید» نیز می گفتند. وی قائم مقام برادر خود ابومحمد رشیدبن مأمون (سلطان مراکش متوفی در سال 640 هَ. ق. ) بود و در سال 646 هَ. ق. وقتی که یکی از قلاع حدود قهستان رامحاصره می کرد به ضرب تیغ یکی از امرا کشته شد و برادرزاده اش، ابوحفص عمربن ابی ابراهیم، ملقّب به مرتضی به سلطنت نشست. (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 584). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن مأمون بن محمد. وی از ملوک سلسله ٔ دوم خوارزمشاهان بود و پس از اینکه پدرش مأمون بن محمد بر دست غلامان خویش در ضیافت صاحب جیش خود کشته شد او بجای پدر نشست و لشکر بر او بیعت کردند و حکم او در ولایت جرجانیه و خوارزم نفاذ یافت. وی نیز مانند سایر ملوک این سلسله، شخصی فضل دوست و ادب پرور بود. چنانکه شیخ الرئیس ابوعلی سینا در سن بیست و دوسالگی بر اثر پریشانی احوال دولت سامانی نزد این علی بن مأمون به خوارزم شد و او وظیفه ای کافی جهت وی تعیین کرد. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن مبارک، مشهور به ابن زاهده و مکنّی به ابوالحسن. متوفی بسال 594 هَ. ق. او راست: خریدهالامثال. (از معجم المؤلفین بنقل از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 701 و ایضاح المکنون بغدادی ج 1 ص 427). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن مبارک بن حسن بن احمدبن ابراهیم واسطی رفاعی، ملقّب به تقی الدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی واسطی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن مبارک احمر. رجوع به علی احمر (ابن مبارک. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن مبارک عجابی. رجوع به علی عجابی شود.

  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن مبارک لحیانی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به لحیانی و علی لحیانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن مجاهدبن مسلم بن رفیع کابلی رازی کندی. مکنّی به ابومجاهد. متوفی در حدود سال 180 هَ. ق. او راست: 1- اخبار بنی امیه. 2- کتاب المغازی. رجوع به کابلی (ابومجاهد علی بن. ) و نیز به مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 175. تاریخ بغداد خطیب بغدادی ج 12 ص 106. تهذیب التهذیب ابن حجر ج 7 ص 377. کشف الظنون حاجی خلیفه ص 26. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن مجاهدبن یوسف عامری، ملقّب به اقبال الدوله. وی دومین و آخرین تن از امرای دانیه است که از سال 436 تا 468 هَ. ق. حکومت کرد و در این سال این سلسله به دست امرای هودی منقرض گشت. وی نیز به «سرقسطه» رفته و در آنجا ساکن گشت و در سال 474 هَ. ق. درگذشت. (از طبقات سلاطین اسلام ص 23) (الاعلام زرکلی بنقل از ابن خلدون ج 4 ص 164) (البیان المغرب ج 3 ص 157). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محسن بن علی بن محمدبن ابی فهم تنوخی، مکنّی به ابوالقاسم. متولد در نیمه ٔ شعبان سال 355 هَ. ق. و متوفی در بغداد در ماه محرم سال 447 هَ. ق. رجوع به ابوالقاسم (علی بن محسن. )، و نیز به ماَّخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج 7 ص 175. الوافی صفدی ج 12 ص 140. المنتظم ابن جوزی ج 8 ص 168. النجوم الزهراه ٔ ابن تغری بردی ج 5 ص 58. فوات الوفیات ابن شاکر ج 2 ص 68. لسان المیزان ابن حجر ج 4 ص 252. اعیان الشیعه ٔ عاملی ج 42 ص 9. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محسن صعیدی مالکی شاذلی وفائی، مشهور به رمیلی و مکنّی به ابوصلاح. رجوع به علی رمیلی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمد. وی از اهالی ری بود و از جمله وکیلانی است که صاحب کشف الغمه بنقل از اعلام الوری تألیف طبرسی، گوید که: آنها حضرت صاحب الامر (ع) را رؤیت کرده اند. (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 110). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمد. خاتم سفرای اربعه ٔ حضرت قائم (ع). رجوع به علی سمری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمد. نام طبیب یا گیاه شناسی است که ابن البیطار در مفردات خود از او روایت کند. از جمله در ذیل کلمات طباشیر، طرخون و طلق نام او را آورده است. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمد، مکنّی به ابوالحسن. متکلم و اصولی قرن چهارم هجری است که در سال 380 هَ. ق. درگذشت. (از معجم المؤلفین بنقل از مناقب الشافعی و طبقات اصحابه من تاریخ الذهبی ص 90). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمد. مورخ و خطیب بود و مدتی عهده دار خطابت در جامع قراچه ٔ احمدپاشا در شهر میخالیج بوده است. او راست: مصباح القلوب فی التاریخ که در اواسط ربیعالاول سال 1061 هَ. ق. از تألیف آن فراغت یافت. (از معجم المؤلفین بنقل از هدیهالعارفین بغدادی ج 1 ص 757. کشف الظنون حاجی خلیفه ص 1710. فهرس الخدیویه ج 1 ص 158. ایضاح المکنون بغدادی ج 2 ص 493). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمد، مشهور به ابن محبا عباسی و ملقّب به عمادالدین. رجوع به علی عباسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمد، مشهور به تاج الحلوانی. رجوع به تاج الحلوانی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمد (خواجه. ) ممدوح منوچهری دامغانی شاعر:
    از دولت آن خواجه علی بن محمد
    امروز گلاب است و رحیق است در انهار.
    منوچهری.
    این شخص ظاهراً همان علی بن عمران ممدوح منوچهری است. رجوع به علی عمرانی (ابن محمد. ) شود. (از دیوان منوچهری چ 2 دبیرسیاقی ص 320). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمد، مشهور به نصیرالدین کاشی. رجوع به علی کاشی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمد، ملقّب به نظام الدین. عالم قرن ششم هجری. او راست: مختصرکتاب المصباح الصغیر. (از معجم المؤلفین ج 7 ص 176). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابراهیم بن عبدالرحمان بن ضحاک فزاری، مشهور به ابن مقری یا ابن بقری و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی فزاری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابراهیم بن عبداﷲبن مالک بن عباد نفزی رندی مالکی، مشهور به ابن عباد. رجوع به علی نفزی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابراهیم بن عبداﷲ قهندزی نیشابوری ضریر، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی قهندزی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابراهیم بن علان، مکنّی به ابوالحسن. از محدثین امامیه زمان غیبت صغری. رجوع به علان کلینی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابراهیم بن عمربن خلیل شیحی بغدادی، ملقّب به علأالدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی شیحی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابراهیم بخاری ضریر، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به حمیدالدین. رجوع به علی بخاری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابراهیم جعفری نابلسی حنبلی، مشهور به ابن عفیف. رجوع به علی نابلسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابراهیم دمشقی حنائی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی حنائی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابراهیم عادلشاهی. هشتمین تن از عادل شاهیان بیجاپور. رجوع به علی عادلشاهی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابی بکر، ملقّب به جلال الدین و مشهور به ابن عمار. وی از قضاه دولت مجاهدی یمن بود سپس به وزارت رسید. و وزارت مجاهد رسولی را به عهده داشت و در سال 760 هَ. ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی بنقل از العقود اللؤلؤیه ج 2 ص 111 و تاریخ ثغر عدن ج 2 ص 158). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابی بکربن ابراهیم بن ابی القاسم بن عمربن احمدبن ابراهیم بن محمدبن عیسی بن مطیر حکمی یمنی شافعی، مشهور به ابن مطیر. رجوع به علی حکمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابی بکربن شرف ماردینی، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی ماردینی (ابن محمدبن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابی بکربن عبداﷲبن مفرج انصاری اسکندری شافعی، ملقّب به شمس الدین. رجوع به علی انصاری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابی بکربن علی بن ابراهیم بن علی بن عدنان حسینی دمشقی حنفی، مشهور به نقیب الاشراف. رجوع به علی نقیب الاشراف شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابی بکربن مطیر، مشهور به ابن مطیر. فقیه بود و در رجب سال 1084 هَ. ق. درشهر زیدیه درگذشت. او راست: مختصرالتلخیص در فقه. (از معجم المؤلفین بنقل از خلاصهالاثر محیی ج 3 ص 193). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابی بکر شعبی یمانی. رجوع به علی شعبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابی بکر مطیری. رجوع به علی مطیری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابی حسن (یا ابی الحسین) اندلسی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی اندلسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابی زکریا یحیی وطاسی بادسی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابوحسون. از ملوک بنی وطاس در فاس. رجوع به علی وطاسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابی فهم داودبن ابراهیم تنوخی، مکنّی به ابوالقاسم. رجوع به ابوالقاسم تنوخی و نیز به علی بن محمدبن داودبن ابراهیم. شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابی قاسم بن ابراهیم بن علی بن محمد دادسی مغربی. رجوع به علی دادسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] ابن محمدبن ابی قاسم بن علی بن ناصر نجری یمنی. رجوع به علی نجری شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابی قاسم بن محمدبن جعفر. مفسر بود. وی در سال 769 هَ. ق. متولد شد و در 837 هَ. ق. درگذشت. او راست: 1- تجریدالکشاف. 2- تفسیرالقرآن در هشت مجلد. (از معجم المؤلفین بنقل از البدرالطالع شوکانی ج 1 ص 485). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن ابی قاسم بن محمدبن فرحون تونسی مدنی مالکی، مکنّی به ابوالحسن، و مشهور به ابن فرحون. رجوع به علی تونسی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن احمد، مشهور به ابن صباغ و ملقّب به نورالدین. وی فقیه مالکی بود. اصل او از سفاقس است و در سال 784 هَ. ق. در مکه متولد شد و در سال 855 هَ. ق. در همین شهر درگذشت. او راست: الفصول المهمه لمعرفهالائمه و فضلهم و معرفه اولادهم و نسلهم. (از معجم المؤلفین بنقل از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 1271. الاعلام زرکلی ج 5 ص 161. مخطوطات الموصل جلی ص 122). و نیز رجوع به ابن صباغ (شیخ نورالدین علی بن. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن احمد، مکنّی به ابوالمدد. صوفی بود و در سال 1008 هَ. ق. درگذشت. اوراست: کشف الاسرار الازلیه و تحقیق دوائرالانوار الابدیهکه شرح کتاب «الازل » محمد وفائی است. (از معجم المؤلفین بنقل از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 1389. هدیهالعارفین بغدادی ج 1 ص 751. ایضاح المکنون بغدادی ج 2 ص 354). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن احمدبن ابراهیم بن علی بن یوسف سبیتی عاملی کفراوی. رجوع به علی سبیتی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن احمدبن ابراهیم حجازی شافعی سقطی. رجوع به علی سقطی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن احمدبن بختیاربن علی واسطی مندائی. رجوع به علی مندائی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن احمدبن جدیدبن علی بن محمدبن جدید حضرمی تریمی شافعی، مشهور به ابن جدید. رجوع به علی حضرمی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن احمدبن جوله. محدث است. (منتهی الارب) (از تاج العروس). توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن احمدبن حبیب قلیوبی. شاعر مصری. رجوع به علی قلیوبی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن احمدبن حریق مخزومی بلنسی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی مخزومی شود. توضیح بیشتر ...
  • علی. [ع َ] (اِخ) ابن محمدبن احمدبن حسن، مشهور به مصری و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی مصری شود. توضیح بیشتر ...