معنی فانی

فانی
معادل ابجد

فانی در معادل ابجد

فانی
  • 141
حل جدول

فانی در حل جدول

  • فیلمی با بازی افسانه بایگان
  • ناپایدار و بی ثبات
  • میرا
مترادف و متضاد زبان فارسی

فانی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • تباهی‌پذیر، زوال‌پذیر، معدوم، میرا، میرنده، هالک، بی‌ثبات، زودگذر، ناپایدار،
    (متضاد) ابدی، باقی، جاوید. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

فانی در فرهنگ معین

  • نابود شونده، نیست شونده، ناپایدار، بی ثبات. [خوانش: [ع. ] (اِفا. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

فانی در لغت نامه دهخدا

  • فانی. (ع ص) ناپاینده. (ربنجنی). نیست شونده. ناپایدار:
    اگر عقل فانی نگردد تو عقلی
    وگر جان همیشه بماند تو جانی.
    منوچهری.
    ما همه فانی و بقا بس تو راست
    ملک تعالی و تقدس تو راست.
    نظامی.
    || (اصطلاح عرفان) کسی را گویند که در راه شناخت حق و وصال معشوق از خود درگذرد و در معشوق فنا شود تا به او بقا پذیرد:
    گر مرا در عشق خود فانی کنی
    باقیت بر جان من شکرانه ای است.
    عطار.
    چو فانی شد دلت اندر ره عشق
    قرار عشق جانان بی قرار است. توضیح بیشتر ...
  • فانی. (اِخ) جلال الدین. رجوع به جلال الدین دوانی شود.

فرهنگ عمید

فانی در فرهنگ عمید

  • نیست‌شونده، ناپایدار، نابودشونده: خوش‌ است عمر دریغا که جاودانی نیست / پس اعتماد بر این پنج روز فانی نیست (سعدی۲: ۶۳۷)،
    (تصوف) ویژگی آن‌که در طریقت و سلوک به مرحلۀ فنا رسیده است،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فانی در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

کلمات بیگانه به فارسی

فانی در کلمات بیگانه به فارسی

فارسی به انگلیسی

فانی در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

فانی در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

فانی در فارسی به عربی

ترکی به فارسی

فانی در ترکی به فارسی

فرهنگ فارسی هوشیار

فانی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • نیست شونده، ناپایدار
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید