معنی فشم

فشم
معادل ابجد

فشم در معادل ابجد

فشم
  • 420
حل جدول

فشم در حل جدول

  • ییلاق تهران
لغت نامه دهخدا

فشم در لغت نامه دهخدا

  • فشم. [ف َ ش َ] (اِخ) قصبه ای است از دهستان رودبار قصران بخش افجه ٔ شهرستان تهران، دارای 1497 تن سکنه. آب مشروب آن از جاجرود و محصول عمده ٔ آن غله، بنشن، ارزن، و میوه و قلمستان است. در تابستان در حدود 40 خانوار برای هواخوری در این ده ساکن میشوند. از معادن اطراف فشم زغال سنگ استخراج میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1). توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
عبارت های مشابه