معنی فیلتر

فیلتر
معادل ابجد

فیلتر در معادل ابجد

فیلتر
  • 720
حل جدول

فیلتر در حل جدول

فرهنگ معین

فیلتر در فرهنگ معین

  • (تِ) [فر. ] (اِ. ) ابزاری برای تصفیه آب و مایعات دیگر، صافی، پالایه (فره). توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

فیلتر در لغت نامه دهخدا

  • فیلتر. [ت ْ / ت ِ] (فرانسوی، اِ) آلتی برای تصفیه ٔ آب و مایعات دیگر. صافی. (فرهنگ فارسی معین). || پنبه ای که بشکل رشته های موازی در ته سیگار قرار دهند تا دود سیگار را اندکی تصفیه کند و رقیق تر سازد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

فیلتر در فرهنگ عمید

  • پارچه، کاغذ، یا وسیله‌ای دارای مادۀ جاذب برای تصفیه کردن گاز یا مایع، صافی، پالایه،
    (عکاسی) ورقۀ نازک از جنس طلق رنگی که برای تفسیر رنگ نور، در مقابل عدسی دوربین عکاسی قرار می‌گیرد،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فیلتر در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

کلمات بیگانه به فارسی

فیلتر در کلمات بیگانه به فارسی

فارسی به انگلیسی

فیلتر در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

فیلتر در فارسی به ترکی

فرهنگ فارسی هوشیار

فیلتر در فرهنگ فارسی هوشیار

  • پارچه یا کاغذی که برای تصفیه کردن آب یا مایعی دیگر بکار رود، صافی. توضیح بیشتر ...
اصطلاحات سینمایی

فیلتر در اصطلاحات سینمایی

  • ورقه ی نازکی است که رنگ را تغییر می دهد ویا بین نوع نور وحساسیت فیلم رنگی هماهنگی ایجاد می کند. فیلترها انواع گوناگون وکارکردهای متنوعی دارند. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب