معنی فیلم

فیلم
معادل ابجد

فیلم در معادل ابجد

فیلم
  • 160
فرهنگ معین

فیلم در فرهنگ معین

  • نوار قابل انعطاف سلولوییدی که با امولسیون حساس در برابر نور پوشیده شده است و در عکاسی و فیلم برداری استفاده می شود، (فا) مجموع یک نمایش سینمایی. ، ~ بازی کردن کنایه از: ظاهرسازی کردن، دغل بازی کردن. [خوانش: [فر. ] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

فیلم در لغت نامه دهخدا

  • فیلم. (فرانسوی، اِ) ماده ای است که از نیترات دُ سلولز (قابل اشتعال) یا استات دُ سلولز (غیرقابل اشتعال) ساخته شده و برای گرفتن تصاویر سینمایی به کار میرود. عرض آن 35 میلی متر است. در حواشی فیلم پهلوی سوراخهای اعداد نشانه گذاشته شده که در فاصله ٔ هر 0/305 متر یعنی یک پا قرار دارند و عمل مونتاژ را آسان می کنند. در روی فیلم ماده ای ژلاتینی اندوده شده که در مقابل تشعشعات نورانی حساس است و تجزیه میگردد. در حاشیه ٔ هر فیلم به اندازه ٔ 2/5 میلیمتر جا تعبیه شده که ارتعاشات صوتی را در آن ضبط می کنند و آن را حاشیه ٔ صوتی میخوانند. توضیح بیشتر ...
  • فیلم. [ف َ ل َ] (ع ص) مرد بزرگ تن و بددل. || مرد بسیارموی سر. || بزرگ و کلان ازهر چیزی. || چاه فراخ. || (اِ) پوست پاره که زیر دستار خوان طعام اندازند. || لشکر بسیار. (منتهی الارب). رجوع به فیلق شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

فیلم در فرهنگ عمید

  • (عکاسی، سینما) نوار ساخته‌شده از سلولوئید که در مقابل نور حساس است و برای گرفتن تصویرهای متحرک یا عکس به ‌کار می‌رود،
    (سینما) مجموعۀ تصاویر متحرکی که روی نوار ضبط می‌شود و در تلویزیون یا سینما به نمایش درمی‌آید،
    [عامیانه، مجاز] گفتار یا رفتار،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فیلم در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

فیلم در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

فیلم در فارسی به ترکی

ترکی به فارسی

فیلم در ترکی به فارسی

فرهنگ فارسی هوشیار

فیلم در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ماده ایست که از نیترات دو سلولز ساخته شده و برای گرفتن عکس و تصاویر سینمائی بکار میرود. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

فیلم در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه
نوشته‌های بلاگ جدولیاب