معنی قزوین

قزوین
معادل ابجد

قزوین در معادل ابجد

قزوین
  • 173
حل جدول

قزوین در حل جدول

  • مرکز استان قزوین
لغت نامه دهخدا

قزوین در لغت نامه دهخدا

  • قزوین. [ق َزْ] (اِخ) (دریای. ) دریای خزر. رجوع به خزر (دریای. ) شود. توضیح بیشتر ...
  • قزوین. [ق َزْ] (اِخ) از شهرهای مشهور ایران است و تا ری بیست وهفت فرسنگ و تا ابهر دوازده فرسنگ فاصله دارد. این شهر دراقلیم چهارم قرار دارد. طول آن 75 درجه و عرض آن 37درجه است. ابن فقیه گوید: نخستین بنیادگذار این شهر شاپور ذوالاکتاف بود که ابهر را نیز پی افکند. قلعه ٔ قزوین به فارسی کژین خوانده میشد و میان آن و دیلم کوهی است که شاهان آن سرزمین پادگانی از اسواران در آنجا مستقر کرده بودند که در هنگام جنگ دیلمیان را دفع کنند و شهر را از راهزنان نگه دارند. توضیح بیشتر ...
فارسی به ترکی

قزوین در فارسی به ترکی

فرهنگ فارسی هوشیار

قزوین در فرهنگ فارسی هوشیار

  • پارسی تازی گشته کاسپین کاسپیان نامی که نخستین گروه ظریایی سپیدپوست که به پهندشت ایران آمده اندبه این شهرکه دراززمانی زیستگاهشان بوده بخشیده اند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

قزوین در فرهنگ فارسی آزاد

  • قَرْوِین، یکی از شهرهای قدیمی ایران در شمال غربی طهران میباشد که مَسْقَطُ الْرَّأس و یا محل اقامت کثیری از بزرگان و فضلاء و شهدای جلیل القدر امرالله بوده است از جمله: سه ذات محترم از حروف حی یعنی حضرت طاهره و جناب میرزا محمدعلی و جناب میرزا هادی قزوینی و دیگر جناب شیخ صالح کریمی که در قزوین دستگیر و در طهران اولین شهید امر در ایران گردیدند و دیگر جناب ملا ابراهیم و جناب شیخ طاهر شیرازی و جناب ملا عبدالکریم ملقب به میرزا احمد که کاتب وحی حضرت اعلی شدند و دیگر جناب شیخ محمد نبیل و جناب شیخ کاظم سمندر و جناب شیخ محمد علی نبیل بن نبیل و جناب ملا جعفر قزوینی و جناب ملا عبدالرحیم و جناب حاجی نصیر و جناب حاجی اسد الله فرهادی و جناب آقا میرزا محمد علی شهید و بسیاری وجودات مبارکه مقدسه دیگر از متقدمین و متأخرین،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب