معنی قلیل

قلیل
معادل ابجد

قلیل در معادل ابجد

قلیل
  • 170
حل جدول

قلیل در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

قلیل در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اندک، کم، مزجات، معدود، ناچیز،

    (متضاد) بسیار، زیاد، کثیر
فرهنگ معین

قلیل در فرهنگ معین

  • کم، اندک، نادر، کمیاب. [خوانش: (قَ) [ع.] (ص.)]
لغت نامه دهخدا

قلیل در لغت نامه دهخدا

  • قلیل. [ق َ] (ع ص) پست قامت لاغر. || کم و اندک. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). یسیر. نزر. واحد و جمع در این یکسان بود. (مهذب الاسماء). ج، قلیلون و اَقِلاّء و قُلَل و قُلُلون. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): و اذکروا اذ انتم قلیل. (قرآن 26/8) و قولهم لم یترک قلیلاً و لاکثیراً. (منتهی الارب).
    زان جمال و بها که بود ترا
    نیست با تو کنون قلیل و کثیر.
    ناصرخسرو.
    - آب قلیل، فقها در کتب فقهی آب را به انواعی از قبیل: آب جاری، آب باران، آب چاه، تقسیم کرده و برای هر یک احکامی ذکر نموده اند یکی از اقسام آب، آب قلیل است. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

قلیل در فرهنگ عمید

فارسی به انگلیسی

قلیل در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

قلیل در فارسی به عربی

  • اهانه، رشیق، ضوء، نادر
فرهنگ فارسی هوشیار

قلیل در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

قلیل در فرهنگ فارسی آزاد

  • قَلِیل، کم، اندک، ناچیز، لاغر و نحیف (جمع: قَلِیلُون، اَقِلّاء، قُلُل)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

قلیل در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید