معنی قیر

قیر
معادل ابجد

قیر در معادل ابجد

قیر
  • 310
حل جدول

قیر در حل جدول

  • از مشتقات نفت
  • از مشتقات نفت، ماده آسفالت
فرهنگ معین

قیر در فرهنگ معین

  • [ع. ] (اِ. ) جسم جامد یا نیمه جامد به رنگ سیاه مایل به قهوه ای که چسبنده است و بر اثر گرما نرم و سیُال می شود. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

قیر در لغت نامه دهخدا

  • قیر. [ق َی ْ ی ِ] (ع ص) تیرانداز ماهر و زیرک و حاذق در آن. (منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • قیر. (معرب، اِ) جسم جامد غیرمتبلور سیاه رنگی که سطح شکستگی آن مانندشیشه ناصاف است و در اماکن نفتی قدیمی یافت میشود. ترکیب قیر همان ترکیبات هیدروکربورهای نفت است که درنتیجه ٔ اکسیداسیون حالت جمود پیدا کرده است. قیرهای طبیعی که به نام مومیایی و زفت رومی نیز نامیده میشوند و وزن مخصوص آنها بین 1/1 و 1/2 و سختی آنها کم و تقریباً 2 میباشد، علاوه بر ترکیبات هیدروکربور در ترکیب آنها ازت و اکسیژن و حتی گوگرد هم وجود دارد. توضیح بیشتر ...
  • قیر. (اِخ) شهری کوچک است [از فارس] و از آب زکان که از کوه دیه خسرویه بر میخیزد مشروب میشود. (نزههالقلوب، مقاله ٔ سوم ص 118، 217). توضیح بیشتر ...
  • قیر. (اِخ) قصبه ٔ مرکزی بخش قیر و کارزین شهرستان فیروزآباد است و آب مشروب آن و آب زراعت اطراف از چشمه و دورشته قنات تأمین میشود. سکنه ٔ آن مطابق آخرین آمار2300 تن است. شغل اهالی زراعت، باغداری و کسب میباشد. از ادارات دولتی بخشداری و ژاندارمری بعلاوه یک دبستان و مسجد و حمام دارد. این قصبه مرکز معاملات طوایف قشقائی است که روغن و پشم و پوست را با قند و شکر و قماش و چینی غالباً معاوضه میکنند. یک بازار و در حدود 40 باب دکان دارد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

قیر در فرهنگ عمید

  • مادۀ غلیظ، سیاه‌رنگ، و چسبناکی که از نفت گرفته می‌شود و در ساخت آسفالت و عایق‌کاری بام ساختمان‌ها به‌ کار می‌رود،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

قیر در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

قیر در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

قیر در فارسی به عربی

تعبیر خواب

قیر در تعبیر خواب

  • دیدن قیر درخواب، دلیل روزی بود. اگر بیند قیر داشت، دلیل که به قدر آن مال یابد. اگر بیند قیر می خورد، دلیل که به قدر آن چیزی حرام خورد - محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...
عربی به فارسی

قیر در عربی به فارسی

  • قیر خیابان , اسفالت , قیر معدنی , زفت معدنی
گویش مازندرانی

قیر در گویش مازندرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

قیر در فرهنگ فارسی هوشیار

  • یونانی تازی گشته گژف هم آوای برف زفت گژف (اسم) جسم جامد غیر متبلور سیاه رنگی که سطح شکستگی آن مانند شیشه ناصاف است و در اماکن نفتی قدیمی یافت می شود. ترکیب قیر همان ترکیبات قیر همان هیدروکربورهای نفت است که در نتیجه اکسید اسیون حالت جمود را پیدا کرده است. قیرهای طبیعی که به نام مومیایی و زفت رومی نیز نامیده می شوند و وزن مخصوص آنها بین 1 , 1 و 2 , 1 و سختی آنها کم و تقریبا 2 می باشد علاوه بر ترکیبات هیدروکربور در ترکیب آنها ازت و اکسیژن و حتی گوگرد هم وجود دارد. توضیح بیشتر ...
واژه پیشنهادی

قیر در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه
نوشته‌های بلاگ جدولیاب