معنی قیماق

قیماق
معادل ابجد

قیماق در معادل ابجد

قیماق
  • 251
حل جدول

قیماق در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

قیماق در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

قیماق در فرهنگ معین

  • (ق) [تر.] (اِ.) سرشیر.
لغت نامه دهخدا

قیماق در لغت نامه دهخدا

  • قیماق. [ق َ / ق ِ] (ترکی، اِ) سرشیر. (آنندراج) (ناظم الاطباء):
    ز یمن نان جوین و پیاز فقر زنم
    هزار گونه مقشر به سبلت قیماق.
    ملا فوقی یزدی (از آنندراج).
    قایماق. قیماغ. قیمق. کیماک. (فرهنگ فارسی معین). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

قیماق در فرهنگ عمید

گویش مازندرانی

قیماق در گویش مازندرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

قیماق در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید